عامل قتل 12 عضو خانواده در « باغ افسانه» پای میز محاکمه
مردی که در پی درگیری خانوادگی ، 12 نفر از اقوامش را در جهرم به قتل رسانده بود ، روز گذشته در دادگاه کیفری شیراز مدعی شد وقتی سهم ارثیه ام را از برادرانم نتوانستم بگیرم دست به جنایت زدم.
کد خبر: ۹۹۲۹۴
به گزارش خبرنگار جام جم ، مرداد سال 84 مردی به نام علی محمد به دادگستری جهرم مراجعه و از برادرانش شکایت کرد. وی به قاضی پرونده گفت : برادرانم در خصوص باغی که از پدرمان به ارث رسیده است ، سعی می کنند شرایطی برایم فراهم بیاورند تا نتوانم به حق و حقوق قانونی ام برسم . پس از این شکایت ، برادران وی طی 2 مرحله به دادگستری فرا خوانده شدند و هر کدام در ارتباط با باغ افسانه توضیحات خود را ارائه کردند اما توضیحات ثبت شده در پرونده نیازمند تحقیقات بیشتری از سوی پلیس بود. 7 ماه پس از شکایت علی محمد ، وی بعدازظهر روز جمعه 5 اسفند به سراغ برادرانش رفت تا مشکل باغ پدری را در درون باغ حل کنند. وی برای جلب اعتماد برادرانش عنوان کرد که قصد دلجویی از آنها و خانواده هایشان را دارد بنابراین همگی شان را به میهمانی دعوت کرد. روز میهمانی ، اعضای خانواده 2 برادرش بی آن که از نقشه شوم وی اطلاعی داشته باشند به باغ پدری آمدند. وقتی همه اعضای فامیل کنار هم جمع شدند ، علی محمد به بهانه آوردن وسایل پذیرایی از آنها دور شد و دقایقی بعد با 2 پسرش که هر کدام یک قبضه سلاح کلاشینکف در اختیار داشتند و از ساعاتی پیش در گوشه ای از باغ خود را مخفی کرده بودند ، در میان بهت و ناباوری به سوی میهمانان آتش گشودند. صدای فریاد و شلیک های پیاپی یکی پس از دیگری ، دعوت شدگان به باغ افسانه را به زمین می انداخت و هنگامی که هر 16 فرد دعوت شده در باغ افسانه روی زمین افتادند ، عاملان این جنایت هولناک با گشودن در باغ از آن محل فرار کردند. به دنبال این حادثه افرادی که در حال عبور از محل بودند ، با شنیدن صدای شلیک های پیاپی گلوله ، موضوع را به مرکز فوریت های پلیسی 110 گزارش دادند و با عزیمت ماموران کلانتری به خیابان ولی عصر بالاتر از بیمارستان پیمانیه با گشودن در باغ با اجساد 12 نفر و پیکر نیمه جان 5 نفر دیگر رو به رو شدند که در آستانه مرگ قرار گرفته بودند. با انتقال مجروحان حادثه به بیمارستان ، کارآگاهان جنایی اداره آگاهی جهرم تحقیقات گسترده ای را برای شناسایی عاملان این تیراندازی مرگبار آغاز کردند. در ادامه تحقیقات پلیسی مشخص شد که قربانیان رضا ، کریم ، سعید ، علیرضا ، الهام ، خدیجه ، کبرا ، اطهرالسادات ، سید جلیل ، زرین تاج و دختربچه 6 ماهه ای به نام ملیکا بر اثر اصابت گلوله جان باخته اند. با دستور بازپرس پرونده ، اجساد قربانیان به پزشکی قانونی منتقل شد و پسر قاتل فراری و یک تبعه افغانی به اتهام مشارکت در قتل ها بازداشت و برای تحقیقات به مرکز پلیس جهرم منتقل شدند. تحقیقات پلیسی برای شناسایی مخفیگاه عامل اصلی قتلهای خانوادگی ادامه داشت تا این که شامگاه 26 فروردین امسال ماموران علی محمد - الف را در منطقه کوهستانی مه کویه از توابع بخش میمند فیروزآباد شناسایی و دستگیر کردند و وی در بازجویی های پلیسی به صراحت به کشتن اقوامش اعتراف کرد. روز گذشته متهم به قتل و همدستانش در دادگاه کیفری استان شیراز حضور یافتند. در ابتدای جلسه دادگاه نماینده دادستان به دفاع شرح کیفرخواست پرداخت و برای متهمان پرونده تقاضای اشد مجازات کرد سپس اولیای دم قربانیان به غیر از 2 نفر که تقاضای دریافت دیه کردند ، همگی تقاضای قصاص برای متهم نخست پرونده و همدستانش را خواستار شدند. قاضی داوود رضاییان پس از شنیدن اظهارات اولیای دم ، از علی محمد - الف ، متهم نخست پرونده خواست در جایگاه مخصوص قرار بگیرد و از خود دفاع کند.
متهم به قتل در دادگاه
متهم به قتل در اظهاراتش گفت: در زمان حادثه 30 قرص اعصاب و روان به همراه 3 گرم تریاک خورده بودم و حالت عادی نداشتم. از برادرانم طلب داشتم و قرار بود آنها از فروش باغ مرکبات 100 هکتاری معروف به افسانه که ارثیه پدری مان بود ، سهم مرا هم بدهند که مدام طفره می رفتند. متهم به قتل افزود: برادرانم از 6 سال قبل بدهی خود را به من نپرداخته بودند و من به همه بدهکار بودم و مدام از سوی طلبکارانم تحت فشار بودم تا پولشان را بدهم حتی مشتری برای فروش سهم متعلق به خودم از باغ پدری آوردم اما برادرانم طوری وانمود کردند که من سهمی از باغ ندارم که مرد مشتری با شنیدن این حرفها از آنها منصرف شد و رفت . عامل اصلی همه این بدبختی ها برادر بزرگترم بود او خودش اسلحه را در اختیارم قرار داد و مرا تحریک کرد که برای بدست آوردن طلبم ، برادرانم را به قتل برسانم. من مرتکب خطایی نابخشودنی شده ام و می خواهم هر چه زودتر مجازات شوم.
پسر قاتل همدستی با وی را رد کرد
قاضی دادگاه پس از شنیدن اظهارات متهم ردیف نخست پرونده از مجتبی پسر قاتل خواست از خود دفاع کند. وی در اظهاراتش گفت : من هیچ اطلاعی از قصد پدرم نداشتم حتی پیش از این حادثه ، پدرم با چاقو و زنجیر به جانم افتاده و مرا به باد کتک گرفته بود و تهدیدم کرد که اگر به حرفهایش گوش ندهم و کمکش نکنم ، من را هم به قتل می رساند. من در قتل ها هیچ نقشی ندارم و با اجبار پدرم مجبور شدم در اجرای نقشه شومش او را همراهی کنم .