براساس این طرح، واحدهای متقاضی دریافت وام برای ایجاد رونق در کسب و کارشان لازم بود در سامانهای به نام «بهینیاب» ثبت نام کنند و برای دریافت تسهیلات به بانکهای عامل معرفی شده، مراجعه کنند. این روند تا ابتدای شهریور ماه ادامه داشت و در نهایت چندی پیش بانک مرکزی اعلام کرد 16 هزار میلیارد تومان تسهیلات به واحدهای متقاضی پرداخت شد و پرونده طرح احیای تولید بسته شد. اظهاراتی که باعث بروز برخی اختلاف نظرها میان تولید کنندگان شد که اظهار کردند هیچ تسهیلاتی به آنها پرداخت نشده است. از این رو جامجم گفتوگویی با مجیدرضا حریری، نایب رئیس اتاق ایران و چین داشته تا از نتیجه این طرح مهم اقتصاد مقاومتی بگوید.
با این که مسئولان عنوان میکنند بخش قابل توجهی از 16 هزار میلیارد تومان تسهیلات برای رونق تولید به متقاضیان پرداخت شده، بسیاری از فعالان اقتصادی میگویند هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده است. نظر شما چیست؟
این که بگوییم چنین مبلغی پرداخت شده یا خیر شاید به نوعی پاسخ صحیحی نباشد، چون مسئولان دولتی اعلام کردهاند این رقم پرداخت شده و واحدهای تولیدی همچنان براین نکته اصرار دارند که هیچ پرداختی صورت نگرفته است. این چنین ارقامی نسبت به نیاز واحدهای تولیدی ما آنچنان ناچیز است که حتی اگر هم از سوی دولت پرداخت شده باشد واقعا دردی دوا نمیکند.
آیا شما با این گونه تسهیلات برای ایجاد رونق موافق هستید؟
خیر، به طور کلی این گونه سیاستها صرفا یک مسکن برای به تعویق انداختن مشکل است . به این صورت که اگر توجه داشته باشیم میبینیم با همین سیاست مبلغ قابل توجهی به خودروسازان پرداخت شد، اما نتیجه چه شد؛ آیا رونق در صنعت خودروسازی ایران مشاهده شد؟ یا این که ورشکستگی خودروسازان تنها برای چند ماه به تعویق افتاده است؟
به نظر شما این نوع سیاست، تکرار همان سیاست ارائه تسهیلات خوداشتغالی و بنگاههای زود بازده نیست؟
دقیقا این نوع سیاستگذاریها تکرار همان اشتباه وام اشتغال خرد یا خوداشتغالی است که دیدیم چه نتیجهای برای اقتصاد کشورمان به ارمغان آورد به صورتی که نقدینگی از یک بانک به سمت بانک دیگر رفت و دوباره محبوس شده و هیچ فایدهای برای تولید نداشته است. به طور کلی این نوع سیاستها سرعت گردش منابع مالی در اقتصاد و صنایع کشورمان ایجاد نمیکند تا نیازهای صنایع برطرف شود، بلکه کاملا کند میکند. صرفا منابع حبس میشوند و به قول معروف کوچ میکنند.
مسئولان معتقدند تسهیلات یاد شده باعث ایجاد رونق در بنگاههای تولیدی خواهد شد. نظر شما در این باره چیست؟
به اعتقاد من این گونه سیاستها نمیتواند واقعا کارآمد و نتیجه بخش باشد چون اصلا مناسب حال صنایع کشورمان نیست به این دلیل که سیاستهای فعلی همواره به سمت عرضه معطوف شده است؛ درحالی که میدانیم امروز تولید کنندگان با معضل تقاضا روبهرو شدهاند و شاهد مثال آن انبارهای مملو از اجناس مختلف است. به عنوان مثال صنعت کاشی و سرامیک، فولاد یا دیگر صنایع تولید میکنند، اما کسی نیست بخرد، چون توان مالی و قدرت خرید مردم کاهش چشمگیری داشته است.
بهترین گزینه به اعتقاد من ایجاد تقاضا یا همان افزایش قدرت خرید مخاطبان محصولات است. البته نباید فراموش کنیم دولت خود به عنوان بزرگ ترین خریدار در اقتصاد ایران شناخته میشود و باید ابتدا از خود شروع کند. به این ترتیب که باید ابتدا بدهیهای خود که ارقام غیرقابل تصوری شدهاند را به پیمانکاران و طلبکاران بپردازد تا این نقدینگی ایجاد نشاط کند یا به قول معروف باعث افزایش قدرت خرید مخاطبان کالا در بخشهای مختلف باشد.
آخرین سیاست تحریک تقاضا از سوی دولت، ارائه کارتهای اعتباری خرید ده تا 50 میلیون تومانی بود. شما فکر میکنید این سیاست به تحریک تقاضا منجر شود؟
درباره کارتهای اعتباری هنوز هیچ اطلاعات کاربردی یا مفیدی منتشر نشده است و بسیاری هنوز سرگردان در گیرو دار این کارتها هستند. اما آنچه من به آن اعتقاد دارم این است که امتیازها و سیاستهای مالی اینچنینی برای افزایش تقاضا باعث افزایش نرخ تورم خواهد شد. بنابراین دولت با استفاده از این سیاست یعنی کارتهای اعتباری تصمیم دارد مانع برهم خوردن امتیاز کاهش نرخ تورم طی دوران مدیریت کشور میشود. بنابراین این کارتهای اعتباری صرفا اعداد و ارقام هستند و پول فیزیکی در کار نیست و به نوعی این افزایش، نرخ تورم را به تعویق انداخته است.
یعنی این سیاست باعث افزایش تورم خواهدبود؟
بله دقیقا. یکی از رهآوردهای ایجاد تقاضا افزایش تورم خواهد شد، چون تقاضا تحریک شده و در نهایت تورم دوباره بالا خواهد رفت.
چرا افزایش نقدینگی در چند سال اخیر موجب رونق در اقتصاد یا افزایش تولید نشده است؟
یکی از مواردی که میتواند مؤید سیاستهای اشتباه پولی در شرایط فعلی باشد، افزایش حجم نقدینگی در بازار است به صورتی که براساس آمار، در سه سال اخیر حجم نقدینگی دوبرابر شده است. درحالی که میبینیم هنوز صنایع راکد هستند و هیچ رونقی در اقتصاد کشورمان ایجاد نشده است. سوال اینجاست که چطور چنین اتفاقی افتاده و پاسخ در اعداد کاغذی است. اعدادی که صرفا دائم افزوده شده، اما هیچ مبنایی برای رد و بدل شدنشان نیست و اصلا در برخی موارد خبری از بازپرداخت آنها نیست.
با گذشت نیم سال از اجرای برجام، فکر میکنید این توافق چه تاثیری بر اقتصاد داشته است؟
به طور کلی لازم است به این نکته توجه داشته باشیم بسیاری از سیاستها منوط به رفع تحریمها و اجرایی شدن برجام شده بود درحالی که میبینیم نتیجه به کجا رسید و هنوز اتفاق خاصی نیفتاده است. به عقیده من هیچ سناریوی قابل قبولی وجود نداشت و به همین دلیل دائم به اقتصاد، مسکن تزریق شده است و خبری از درمان واقعی نیست.
درباره اقتصاد مقاومتی لازم است به این نکته اشاره کنم که این سیاست از سوی بالاترین مقام عالی کشور یعنی رهبر معظم انقلاب ابلاغ شده است؛ بنابراین اجرای آن برهمگان واجب است. اما نکته این است همه افراد، کارشناسان و مسئولان متناسب با نقطه نظرات خود، آن را تعبیر و اظهار نظر میکنند، درحالی که واقعیت این است تمام آنها در واقع همان سیاستها، تعابیر و برداشتهای قبلی خود را با ظاهری جدید در راستای فرمایشات رهبر معظم انقلاب ارائه میکنند، نه این که به معنی واقعی فرمایشات ایشان رسیده باشند. رهبر معظم انقلاب با ارائه ده راهکار اجرایی برای رسیدن به اقتصاد مقاومتی سعی در روشن کردن راه کردند؛ اما همانطور که قبلا نیز اشاره کردم مجریان و مخاطبان فرمایشات ایشان تنها ظاهر نظرات خود را با آنچه بالاترین مقام کشور اعلام فرموده است، هماهنگ کردهاند.
ببینید بحث اقتصاد مقاومتی زمانی مطرح شد که مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران با استفاده از ابزار اقتصادی سعی در ضربه زدن به انقلاب و آرمانهای آن داشتند و به نوعی منافع ملی کشورمان را به مخاطره انداختند، این یعنی چه؟ یعنی اقتصاد ما قادر به مقاومت در مقابل تهدیدها نیست یا این که دارای نقاط ضعفی است که باید نسبت به آنها هوشیار باشیم. رهبر معظم انقلاب هم با همین دید و نقطه نظر سیاستهای اقتصاد مقاومتی را مطرح کردند و بر اجرای آن تاکید داشتند.
به نظر شما مهمترین اقدامی که دولت باید برای اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی درپیش گیرد، چیست؟
مهمترین اقدامی که دولت برای اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی باید انجام دهد این است که ابتدا زمینه کوچکشدن خود را فراهم کند تا با حضور بخش خصوصی به نوعی اقتصاد پویایی بیشتری داشته باشد؛ اما تا امروز هرچه دیدهایم بزرگتر شدن دولت بوده است، درحالی که همواره شعار خصوصیسازی و چابکسازی از تریبون دولت اعلام میشود.
سه نکته اساسی باید از سوی دولت برای ایجاد رونق اقتصادی مدنظر قرار گیرد که به ترتیب عبارتند از:
1. باز پرداخت هرچه سریعتر بدهیها
2. خصوصیسازی واقعی
3. دور شدن سایه سیاست از سر اقتصاد کشورمان
یعنی معتقدید تصمیمگیریهای سیاسی باعث بروز مشکلات اقتصادی در کشورمان شده است؟
درباره کاهش سایه سیاست از اقتصادی کشور باید توجه داشته باشیم اگر به دنبال رونق اقتصاد و رفع موانع کسب و کار هستیم باید ابتدا سیاست را از اقتصاد مجزا کنیم و راه ارتباط صحیح و منطقی با خارج از مرزها را با توجه به فرمایشات رهبر معظم انقلاب در سیاستهای اقتصاد مقاومتی در پیش گیریم. به این ترتیب که منافع ملی ایران باید همواه مورد تأیید و توجه قرار داشته باشد و براساس آن سیاستگذاری در زمینه اقتصادی و ایجاد ارتباط با طرفین خارجی داشته باشیم.
یکی از نمونههای بارز این بحث در مورد FATF است؛ چون تمام کارشناسان و فعالان دولتی و غیردولتی به دو دسته تقسیم شدهاند و بدون این که در مورد آن کارشناسی دقیقی داشته باشند یا مخالف هستند یا این که موافق. درحالی که باید واقعا کارشناسانه و با در نظر گرفتن منافع ملی کشورمان درباره این نکته سیاستگذاری صورت بگیرد و تصمیمگیری شود.
عماد عزتی
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد
یعنی همه اونایی كه تحصیلات دانشگاهی دارن الكی دل خوش استخدام نشن