
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز از این قاعده کم و بیش تبعیت کرده و پس از گونه ملودرام، آثار پلیسی را در رده دوم اهمیت قرار داده است.
به دنبال خلق پلیس ایرانی
در این دسته از آثار سعی شده تصویری درست و نزدیک به واقعیت از پلیس ایرانی خلق شده و هویت بومی آن به دست فراموشی سپرده نشود. موضوعی که عملا در مجموعههای پلیسی تولید شده در دو دهه اخیر کمتر شاهد آن بوده و اغلب از نمونههای خارجی گرتهبرداری شدهاند. در چند سال اخیر و بخصوص به مناسبت هفته پلیس شاهد پخش آثاری در این باب بودهایم که اغلب آنها بواسطه شتابزدگی در تولید آنچنان که باید از کار درنیامده است. برای مثال میتوان به مجموعه تلویزیونی سقوط آزاد ساخته علیرضا امینی و ماتادور به کارگردانی فرهاد نجفی اشاره کرد. اما مجموعه دیوار ساخته سیروس مقدم نمونه خوبی از یک قصه پلیسی کلاسیک با محوریت خیر و شر است که بخش عمدهای از تمرکز خود را روی آن گذاشته است.
خاکستری همچون جمیل
مقدم و فیلمنامهنویساش (سعید نعمتالله) برای روایت جذابتر داستان خود سعی بسیاری در خلق یک ضد قهرمان کلاسیک (جمیل) داشتهاند که رگههای خاکستری پررنگش بیشتر از هر چیز به چشم مخاطب بیاید. البته این اتفاق تنها در دو سه قسمت اول رخ داده و در ادامه جمیل در جلد یک بدمن تمامعیار که برای رسیدن به هدف از هیچ کاری رویگردان نیست، رفته و تا به آخر نیز از این قالب بیرون نمیآید. در حقیقت پاشنه آشیل فیلمنامه دیوار همین ضعف در شخصیتپردازی بخصوص در شخصیت مرکزی کار است که بسیاری از ظرافتهای اولیه آن را از بین برده است. دیگر اینکه جمیل برخلاف ضد قهرمانهای مشهور سینما و تلویزیون، شخصیت تلخ، نچسب و بیمنطقی دارد که دشمنیاش با یونس (شوهرخواهرش) نیز پس زمینه گنگی دارد. در حالی که نمونههایی از این نوع برای انتقامجویی دلایل منطقیتری داشته و مخاطب ته ذهن میتواند ذرهای برای کار او دلیل بتراشد. اما در اینجا با شخصیتی مواجهیم که علاقه به دخترش نیز سرشار از اغراق و بیمنطقی است که نمیتواند مخاطب را ولو اندک به خود نزدیک کند.
تقابل خیر و شر در قالب جمیل و یونس
این بیمنطقی جمیل در ارتباط او با اعضای گروهش نیز کاملا به چشم آمده و اقتدارش نیز قلابی به نظر میرسد که هر بخشی از آن از جایی کنده شده است. از دون کورلئونه فیلم پدرخوانده گرفته تا فیلمهای پلیسی فرانسوی دهه 70 بیآنکه خلاقیت چندانی در این امر صورت گرفته باشد. در قطب مثبت ماجرا، سرهنگ یونس سبزی وجود دارد که میان عشق به فرزند و انجام وظیفه قرار گرفته که در نهایت دومی را انتخاب میکند. این شخصیت برخلاف جمیل خوب از کار درآمده و در بیشتر لحظات کار به باور مخاطب مینشیند. به همین دلیل نیز چالش سخت و سنگین او میان انتخاب پسرش (امیرحسین) و شغلش جذاب و دوستداشتنی از کار درآمده و شمایل مردانهای به او بخشیده است که مخاطب را هم تحتتاثیر قرار میدهد. با این همه ضعفهایی هم در خلق این شخصیت به چشم میخورد که مهمتریناش همانا نحوه ورود او به داستان در قسمت نخست است. خونسردی وی در مقابله با سارقی که کودکی را گروگان گرفته خوب از کار درآمده اما تاکید بیش از اندازه روی آن و رفتار نمایشی در نظر گرفته برای یونس از سوی کارگردان، میزان اثرگذاریاش را کاهش داده است.
نقش کمرنگ زنان در پیشبرد داستان
بخش مهمی از درام حول محور شخصیتهای زن مجموعه دیوار شکل گرفته که به همین خاطر نیز ضرورت شخصیتپردازی آنها را دو چندان کرده است. موضوعی که کمتر شاهد آن بودهایم و شخصیتها بندرت از تیپ خارج شدهاند. خواهر جمیل که میان علاقه به برادر و همسر گیر افتاده، میتوانست بار دراماتیک داستان را بالا برده و تاثیر بیشتری روی روند داستان داشته باشد اما در نهایت به شخصیتی در حاشیه و فاقد تاثیرگذاری لازم تبدیل شده است. این اتفاق در حجم بیشتری برای خورشید رخ داده که بخش مهمی از داستان حول محور او شکل گرفته و کنشمندی بیشتری را میطلبیده است. در حالی که این امر رخ نداده و بیشتر شاهد منفعل بودن او در رابطه با وقایع پیرامونش (به جز قسمت اول) هستیم. موضوعی که با شدت کمتری در شخصیت امیرحسین سبزی هم به چشم میخورد که انفعال آزاردهنده اولیهاش هیچ همخوانی با واکنش غیرمنتظرهاش در پیچاندن فرمان اتومبیل به سمت اتومبیلهای در حال حرکت از روبهرو برای متوقف کردن داییاش (جمیل) ندارد!
کسری همایونیافشار
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد