در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

یکی از معضلاتی که امروزه گریبانگیر جامعه و مردم شده است، کمتحملی و بیصبری و در نتیجه توسل سریع به شیوههای قضایی حل و فصل اختلاف است؛ درحالی که این روش نه تنها به عنوان شیوه منحصرحل و فصل به شمار نمیآید، بلکه شاید آن را بتوان آخرین وسیله دستیابی به حقوق تضییع شده افراد به حساب آورد.
در فرهنگمان هرقدر به گذشته برگردیم حکمیت، کدخدامنشی و رسیدگی منصفانه به اختلافات تجلی بیشتری دارد، طوری که طرفین دعواهنگام بروز اختلاف سعی بر حل آن از طرق غیرحقوقی میکردند در حالی که امروزه شاهدیم اشخاص بر اثر کوچکترین اختلاف و وزیدن نسیمی مخالف، راه دادگستری را در پیش گرفته و از نهاد قضایی استمداد میطلبند.
برای روشن شدن موضوع لازم است توضیح داده شود هنگامی که میان افراد اختلافی بروز میکند آنها دو گزینه برای حل اختلاف دارند، مسیر نخست راهکارهای غیرحقوقی همچون مذاکره، میانجیگری و حکمیت و سازش است و مسیر دوم راهکار حقوقی است که خود به داوری و رسیدگی قضایی تقسیم میشود.
در مورد مسیردوم نیاز به توضیح بیش از این نیست چون تقریبا همگان با راهکارهای حقوقی که در آن به اختلافات بر اساس مقررات و قوانین توسط داوران یا قضات رسیدگی میشود آشنا هستند، غیر از این که باید به این نکته اشاره کرد که امروزه با وجود مزایای فراوانی که داوری دارد، اما اقبال گستردهای در جامعه نداشته است.
اما آنچه دراین مقال مورد توجه است اتکا به شیوههای غیرحقوقی است که توسل به آن میتواند آثار بسیار مفیدی در روابط اشخاص و طرفین اختلاف به بار آورد. نخست آن که در راهکارهای غیرحقوقی به لحاظ این که طرفین اختلاف در نهایت باید با هم به توافق برسند، حاصلش محو ماده نزاع است و به نوعی صمیمیت گذشته بازمیگردد درحالی که توسل به شیوه حقوقی که متضمن رسیدگی توسط داوران یا قضات و رعایت تشریفات دادرسی و در انتها صدور حکم به نفع یکی از طرفین است، شاید به ظاهر خاتمه بخش اختلاف باشد، اما تضمینی دراز بین رفتن ماده نزاع و روح اختلاف میان طرفین وجود ندارد.
دوم آن که چارچوبهای قانونی، خشک و غیرمنعطف است و دادگاه براساس مستندات و مدارک و قوانین اتخاذ تصمیم میکند؛ در صورتی که در شیوههای غیرحقوقی نفوذ انصاف شخصی در قضیه بیشتر و حل موضوع موجب رضایت طرفین میشود. ضمن این که زمان و هزینه نیز در این روش بشدت کاهش مییابد.
متاسفانه باید گفت با وجود مزایایی که روشهای غیرحقوقی حل و فصل اختلاف دارند، امروزه در روابط اشخاص اقبال و کارایی لازم را ندارند.
ریشههای این امر را باید در فرهنگ همگانی و منش جامعه جستوجو کرد به این معنا که هر قدر روح تعامل، گذشت، شجاعت در پذیرش خطا، احترام به روابط دوستانه، پرهیز از لجاجت، رعایت حقوق دیگران و الزام درونی به جبران خسارات ناشی از بیتوجهی و بیمبالاتی و خطاهای احتمالی در بطن جامعه بیشتر رسوخ کند و اختلاف اشخاص به خصومت و تکدر تبدیل شوند پا پیش گذاشته و با استفاده از روشهای سنتی حل اختلاف به حل و فصل آن میپردازند و راه دادگستری را در پیش نمیگیرند.
در این میان نقش نهادهای آموزشی و رسانهها در ترویج فرهنگ استفاده از شیوههای غیرحقوقی حل و فصل مسالمتآمیز اختلافات انکار ناشدنی است.
دکتر کارن روحانی - عضو هیات علمی دانشگاه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: