گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
با نگاهی به تاریخ آمریکا باید گفت که برخورد دوگانه واشنگتن با حقوقبشر، ریشه تاریخی دارد و حتی منتقدان حقوقبشر آمریکایی که در داخل خاک آمریکا هستند، این موضوع را به دوران شکلگیری این کشور توسط سفیدپوستان مربوط میدانند.
جمعیت اصلی آمریکا متشکل از قبایل سرخپوستی بود که تعداد آنها به دو میلیون نفر بالغ میشود و سفیدپوستانی که از کشورهایی نظیر بریتانیا، ایرلند، اسکاتلند و برخی دیگر از کشورها به آن سرزمین رفته بودند، عملا ساکنان جدید یا به عبارتی اشغالگران آمریکا بودند. سفیدپوستان مدتی پس از حضور در خاک این سرزمین، توافقنامهای را به قبایل سرخپوستی ارائه کردند که بخش اعظم قبایل سرخپوستی از پذیرش آن که به منزله استیلای استعمارگران بود، سر باز زدند و البته معدودی هم آن را پذیرفتند. لذا براساس اسنادی که وجود دارد، اشغالگران در همان زمان، سرخپوستان را به دو دسته شامل سرخپوستان خوب و سرخپوستان بد تقسیم کردند؛ به این شکل که سرخپوستان خوب کسانی بودند که موافقتنامه استثماری را پذیرفته و سرخپوستان بد کسانی بودند که از پذیرش آن سر باز زده بودند.
سیاست سفیدپوستان این بود که سرخپوستان بد باید سرکوب شوند و بر همین اساس، موج شدید سرکوب و فشار با سلاح جدید سفیدپوستان بر سرخپوستان اعمال شد، بهگونهای که در پایان این فشارها از جمعیت دو میلیون نفری سرخپوستان، چیزی بیش از 200 هزار نفر باقی نماند.
جالب اینکه بخش عمدهای از سرخپوستانی هم که توافقنامه را امضا کرده بودند بعدا کشته شدند و در نهایت، این موضوع در میان سفیدپوستان به شکل یک شعار درآمد که «سرخپوست خوب، یک سرخپوست مرده است» و این اساس بنیان تاریخی است که تمام سیاستها در آمریکا از جمله بحث حقوقبشر بر آن استوار است و برخوردهای دوگانه آمریکا با موضوع حقوقبشر را میتوان در همین چارچوب تفسیر کرد.
بر پایه همین بنیان، سیاست دولت آمریکا براساس مرکانتیلیسم یا تجارت خارجی شکل گرفت و حوزههای نفوذ تجاری تعریف شد. در این چارچوب، آن بخش از کشورهای دنیا که پذیرفتند توافقنامههای اقتصادی با پشتوانه سیاسی موردنظر آمریکا را بپذیرند، تحتعنوان کشورهای خوب تعریف شدند و کشورهایی نیز که از پذیرش این توافقنامهها که به استیلای آمریکا منجر میشد سر باز زدند، در فهرست کشورهای بد قرار گرفتند و آمریکا فشار به چنین کشورهایی را در دستور کار قرار داد.
بر همین اساس است که الان ملاحظه میکنیم هر ساله در فهرست کشورهایی که عنوان ناقض حقوقبشر از سوی آمریکا منتشر میشود، نام کشورهایی که از جانب واشنگتن «بد» تلقی میشوند، به چشم میخورد و در کمیته ششم سازمان ملل متحد نیز با نفوذی که دارند و با ارتباطات و لابیگری که انجام میدهند، تقسیمبندی کشورها از لحاظ حقوقبشری به خوب و بد را انجام میدهند.
در سوی دیگر میبینیم هر کشوری که موافقتنامههای ظالمانه آمریکا را در دنیا قبول کرده و پذیرفته که ذیل چتر آمریکاییها عمل کند، در دایره کشورهای خوب قلمداد شده و هیچگاه گزارش حقوق بشری علیه چنین کشورهایی منتشر نمیشود.
در این زمینه میتوان به عربستان اشاره کرد که نهتنها هیچیک از معیارهای حقوقبشری و دموکراسی را در داخل کشورش رعایت نمیکند، بلکه میتوان گفت در بزرگترین جنایت تروریستی قرن در خاک آمریکا در انفجار برجهای دوقلو دخیل بوده، اما هیچگاه در بحث حقوقبشر محکوم نمیشود ولی کشوری مثل جمهوری اسلامی ایران هر ساله در فهرست کشورهای ناقض حقوقبشر از سوی آمریکا مورد اشاره قرار میگیرد.
این در حالی است که با وجود حضور نظامی و مستشاری آمریکاییها از سال 2001 تاکنون در منطقه ما، هیچوقت دست یک ایرانی به خون آمریکاییها آلوده نشده است. ولی باز هم میبینیم که همواره ایران به نقض حقوقبشر متهم میشود و تمام اینها براساس همان بنیاد تاریخی و تعریف سیاسی است که از یک امر حقوقی میشود و این در حالی است که از اساس، این موضوع خلاف حقوق بینالملل است.
با این حال آمریکاییها با استفاده از قدرت و ثروت تلاش کرده اند این معیارهای دوگانه را در عرصه بینالملل جا بیندازند. نظام سیاسی در آمریکا یک نظام عملگراست و اصولا عملگرایی در حوزه اندیشه سیاسی، ریشه در آمریکا دارد و در ابتدای قرن بیستم کسانی مثل ویلیام جیمز و جان دیویی، عملگرایی را تعریف کردند.
عملگرایی شاخصهای مختلفی دارد که یک شاخصه آن که مرتبط با بحث حقوق است به تقسیمبندی حقوق به دو دسته خوب و بد میپردازد. بر این اساس، حقوق خوب، حقوقی است که پشتوانه قدرت داشته باشد و با اسلحه و قدرت و ثروت حمایت شود.
بر همین اساس است که آمریکاییها عملا حقوق بینالملل را با استفاده از زور شکل میدهند و حقوقبشر را نیز بر همین بنیاد تعریف میکنند.
حتی در سال 1990 میلادی زمانی که بوش پدر دکترین نظم نوین جهانی را بعد از شکست بلوک شرق ارائه کرد، گفت دولت میتواند در قالب مقرراتی که آمریکا بنیاد کرده است، هر گونه حقوق و معاهده بینالمللی را زیر پا بگذارد؛ زیرا آن را به نفع جامعه بشری نمیداند. بر همین اساس است که حقوقبشر آمریکایی، حقوق بشری است که اعتقاد دارد بنیادش باید براساس زور و قدرت و ثروت شکل بگیرد و در همین چارچوب است که شاهد برخوردهای دوگانه آمریکا به مقوله حقوقبشر هستیم.
دکتر حشمتالله فلاحتپیشه - عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد