در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مشکل مهم، ساده و اساسی دیگر نبود تسهیلات رفت و آمد برای گردشگران سالمند و معلول است. متاسفانه زیرساختهای لازم برای راحتی و تسهیل حرکت این افراد بسیار کم است. مشکل دیگر گردشگرانی که وارد ایران میشوند سختی عبور و مرور از خطوط عابر پیاده است، متاسفانه در ایران توجه به خط عابر پیاده و چراغهای راهنمایی سلیقهای است و شاید گردشگری در ایران و عبور از خط عابر پیاده در این کشور از نوع گردشگری ماجراجویانه است.» بیان این نکات از این رو جالب است که اولا از دید یک فرد فعال در صنعت گردشگری جهانی بیان شده است و ثانیا نکاتی نیست که تا به حال در نقد صنعت گردشگریمان شنیدهایم.
سالهاست که در پاسخ به این سوال که گره کور رونق گردشگری در کشور ما چیست؟ از امنیت منطقه خاورمیانه گرفته تا کمبود ظرفیت در صنعت حمل و نقل و حتی هتلداری و حتی برخی قوانین اجتماعی کشورمان را ذکر کردهایم، اما حالا این روبی روی است که به ما میگوید ماجرا از دید دیگری هم قابل مشاهده است. درست مثل وقتی که معاون سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور خودمان از معضل دستشویی به عنوان یک مشکل اساسی برای صنعت گردشگری یاد کرد و اگرچه طنزهای زیاد برای خود خرید، اما روی نکتهای دست گذاشت که هیچ یک از ما خبرنگاران یا اغلب مسئولان و بسیاری از کارشناسان به آن توجهی ندارند. موضوعاتی جزیی و پیش پاافتاده از دید ما که ظاهرا برای کسانی که دستی بر آتش گردشگری دارند، اهمیت بالایی دارد. اگر بخواهیم نگاهی جزئیتر به گفتههای آقای روبی روی داشته باشیم، متوجه میشویم همه این نکات در چند مساله با هم اشتراک دارند؛ نخست این که حل این مسائل نیاز به بودجه آنچنانی ندارد. معمولا در بیان مشکلات گردشگری ایران و نیز در بیان راهکارهایی که برای رفع آنها پیشنهاد میشود، به کمبود بودجه در این صنعت توجه میشود و این در حالی است که مشکلی که آن کارشناس بینالمللی دیده، یعنی نقشههای اطفای حریق یا دستگیرهها یا تسهیلات رفت و آمد برای معلولان نیاز به بودجه آنچنانی ندارد و کافی است مدیریت و نظارتی قوی در کار باشد تا این مسائل در اماکن اقامتی یا سایر مراکز گردشگری رعایت شود.
از سوی دیگر و به عنوان نکته دوم باید گفت برخی از این مسائل اساسا نیاز به عملیات اجرایی ندارد و کاملا یک موضوع فرهنگی است. مثلا به موضوع عابر پیاده توجه کنید؛ سوالی که وجود دارد اینجاست، چرا همان کاری که درخصوص کمربند ایمنی شد درخصوص عابر پیاده و احترام به خطوط آن در خیابانها صورت نمیگیرد تا یک بار برای همیشه هم خیال شهروندان راحت شود و هم خیال مسافران و گردشگران؟ از سوی دیگر چرا درخصوص دستشوییها یا همان سرویسهای بهداشتی، با پشتوانه خوبی که در دین و فرهنگ ما برای نظافت وجود دارد، کار فرهنگی جدی انجام نمیشود تا بتوانیم از ظرفیت موجود سرویسهای بهداشتی در کمال نظافت و پاکیزگی، به درستی و خوبی استفاده کنیم؟
موضوع سوم این که برخی از این موارد، نه در سطح دولتی بلکه در سطح مدنی و مردمی باید حل شود. مثلا خود مردم هستند که باید هنگام ساخت یک ساختمان دغدغه معلولان را داشته باشند و محل عبور مناسبی برای آنها مهیا کنند یا در مورد دستشویی هم وضعیت همین طور است. مثلا چه عیبی دارد اگر خیری که برای مسجد و مدرسه و کتابخانه و دانشگاه دست به جیب میشود، یک بار هم چند میلیونی برای ساخت چند چشمه توالت خرج کند که در نهایت به بهبود وضع گردشگری کشورمان کمک میکند؟
نکته چهارم این است که ما باید در چارچوب گفتمانی گردشگران ورودیمان حرکت کنیم. مقوله امنیت در بیان یک گردشگر خارجی به دو مفهوم ایمنی یا safety و امنیت یا security تقسیم میشود. آقای روبی روی در آن مصاحبه از این که ایران امنیت زیادی دارد تعریف کرده، اما بلافاصله از نبود ایمنی نالیده و برای مثال به وضع عابران پیاده، اطفای حریق یا وضع معلولان توجه کرده است. از این رو باید به مسئولان اجرایی گفت حالا که مسئولان امنیتی این کشور اعم از ماموران آشکار و پنهان کار خود در بخش کلان امنیتی را به خوبی انجام دادهاند و میدهند ـ به نوعی که در کنار یکی از وحشیترین گروههای تروریستی تاریخ، مملکت ما در امنیت کامل به سر میبرد ـ آنها هم باید کاری کنند که از ناحیه ایمنی، کشور ما ضربهپذیر نباشد. مثال واضح این ماجرا در حوزه هواپیمایی است؛ جایی که پاسداران امنیت پرواز، همان طور که در سریال پخش شده در این روزها و شبها نمایش داده میشود، به خوبی توانستهاند، امنیت پروازی در کشور را ایجاد کنند، اما متاسفانه ترکیبی از ضعف تکنولوژیک به دلیل تحریمها و برخی خطاهای انسانی و مدیریتی باعث شده که ایمنی پروازها در کشور ما، پایینتر از میانگین جهانی باشد.
در نهایت مشکل پنجمی که از اظهارات این کارشناس استخراج میشود این است که هیچ کسی مثل فردی که به طور عملی در حوزه گردشگری فعالیت کرده نمیتواند ایرادات و اشکالات احتمالی در این صنعت را پردهبرداری کند.
آقای روبی روی، به قول خود و براساس کاری که به عهده دارد به 102 کشور جهان سفر کرده، بنابراین یک نظرخواهی از او و امثال او میتواند فایدهای بیشتر و بهتر از چند همایش برای مسئولان کشور ما داشته باشد چراکه به قول معروف ما مو میبینیم و او پیچش مو. البته شرط استفاده از این کارشناسان این است که به قول شاعر کاشانی، سهراب سپهری، چشمها را بشوییم و جور دیگر ببینیم.
نتیجه آن که، انکار کردنی نیست که صنعت گردشگری در کشور ما مشکلاتی کلان در سطح تقنینی و اقتصادی و... دارد، اما این مشکلات کلان نباید جوری جلوی دید مسئولان گردشگری کشور ما را بگیرد که معضلات جزئی دیده نشود. معضلاتی جزئی که با حل بسیاری از آنها میتوان رضایت گردشگران از محیط کشور را تا حد بسیار زیادی بالا برد، حتی اگر حل معضلات کلان چند سال زمان ببرد یا به دلیل وضعیت خاص اجتماعی و فرهنگی در کشور، برخی از آنها تا ابد لایتغیر باشد. پس برای این که مهمانان بیشتری در این خانه داشته باشیم، به جای این که به فکر تخریب و ساخت یک خانه جدید باشیم، از تعمیر شیر آب دستشویی شروع کنیم که مدتهاست چکه میکند!
عباس رضایی ثمرین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: