آنچه امروز میخوانید شعری است که حجتالاسلام والمسلمین سیدابوالقاسم حسینی (ژرفا) برای اخوی خود سروده و در اختیار جامجم قرار داده است.
چکاوک! باز فصل کوچ شد؛ افسوس! جا ماندی
قفس را قفل بگشودند، پشت میلهها ماندی
چکاوک! دیر شد، تاخیر شد، بار سفر بستند
تو اما در غبار حسرت و تردید، واماندی
گذشت از موج از توفان، گذشت و دل به دریا زد
پرستوی مهاجر؛ ـ تو چکاوک جان! کجا ماندی؟ ـ
کجا ماندی که پُر شد هفت شهر عشق را لبیک
دریغا باز در وصف خَمِ کوی منا ماندی
دریغا باز گفتی از تجلی، از شهود، از عشق
نپرسیدی: چرا رفتند یاران و چرا ماندی!
ملولی از قفس ـ آری ـ چکاوک! خوب میدانم
برادر رفت، اکنون شوق دیدار ِکه را ماندی؟
ابوالقاسم حسینی (ژرفا)
گلپایگانی در گفتوگو با جامجم آنلاین:
رئیس کتابخانه، موزه و اسناد مجلس شورای اسلامی:
رئیس مدارس سمپاد در گفتوگو با «جامجم» مطرح کرد
ضیائیان در گفتوگو با جامجم آنلاین: