معصومه ابتکار تازه پا به دانشگاه گذاشته بود ، سال اول. 16 آبان ، درست 3 روز پس از تسخیر لانه جاسوسی ، یکی از دانشجویان مستقر در سفارت از این دختر 19 ساله سال اولی دعوت می کند برای ترجمه و امور روابط عمومی به آنان ملحق شود.
کد خبر: ۷۹۱۷۹
ابتکار ، چند سالی به همراه خانواده اش در امریکا زندگی کرده و به زبان انگلیسی مانند زبان فارسی مسلط است. این ویژگی ، او را که آن روزها به خواهر مری معروف بود ، به لانه جاسوسی کشاند. ابتکار نخستین زنی بود که پس از انقلاب با عنوان معاون رئیس جمهوری وارد کابینه خاتمی شد. گزیده ای از گفتگوی ایسنا با او را پیش رو دارید:
دولت امریکا به دلیل از دست دادن منافع خود ، جمهوری اسلامی را به رسمیت نمی شناخت. در واقع برای دولتمردان امریکایی درک چگونگی وقوع انقلاب مردمی و دموکراتیک ایران سخت بود. حقیقت موضوع هم به درستی از جانب رسانه ها منعکس نمی شد و این مسائل سبب شد که انقلاب با تهدیدات زیادی مواجه شود. جنبش دانشجویی در آن زمان به دلیل آزادی های اوایل انقلاب بسیار فعال بود. از سوی دیگر ، جلسات تحلیل و بحث سیاسی در دانشگاه ها بسیار متداول شده بود و دانشجویان مسلمان نگران تکرار تاریخ بودند. آنها فکر می کردند اگر اجازه دهند با توطئه ای ، دستاوردهای انقلاب اسلامی که با رهبری امام و با دادن هزینه های زیاد به دست آمده بود از دست برود ، مردم آنها را نخواهند بخشید. شاید لحظه ای غفلت و عدم واکنش مناسب نسبت به تحولات جهانی ، به انقلاب ضربه وارد می کرد. دانشجویان احساس کردند که توطئه ای در حال شکل گیری است و در پی تشکیل جلساتی به این نتیجه رسیدند که برای جلوگیری از این توطئه باید واکنش مناسبی انجام دهند. فعالیت دانشجویان کاملا مستقل بود و هیچگونه وابستگی دولتی و حکومتی نداشتند ، چراکه هنوز دولت و قانون اساسی نداشتیم . وضعیت ارتش هم بی ثبات بود. همین شرایط باعث شد که دانشجویان با نگاه روشن تری تصمیم بگیرند. طبیعتا اقدامی که می توانست تاثیرگذاری جهانی داشته باشد و جلوی آن توطئه را بگیرد ، یک بیانیه یا مصاحبه ساده نبود. عکس العمل دانشجویان باید حتما موج ایجاد می کرد.
با توجه به این صحبت های شما آیا با تصمیم نهایی در بین دانشجویان مخالفتی وجود داشت؛
ابتکار: ذهنیت دانشجویان ، خشونت یا انتقام گیری نبود. هدف آنها به عنوان قشر آگاه و بیدار جامعه ، جلوگیری از وارد شدن ضربه های احتمالی به انقلاب اسلامی بود. بالاخره به این نتیجه رسیدند که هیچ حرکتی مانند ورود بدون خشونت به سفارت و گرفتن کسانی که در این توطئه سهیم اند ، نیست البته این تصمیم مخالفانی هم داشت . عده ای از دانشجویان به دلیل درک ناقص از شرایط ، پیشنهاد کردند که چون منشا مشکلاتمان به تفکرات کمونیستی مربوط می شود ، بهتر است سفارت روسیه را بگیریم تا با کمونیست ها مقابله کنیم . آنها هیچ تحلیل و درکی از شرایط زمان نداشتند. در حالی که نگاه دانشجویان مسلمان این نبود چراکه بسیار نگران تکرار تاریخ بودند. برای اعلام استقلال نیز نام مستقل "دانشجویان مسلمان پیرو خط امام" را انتخاب کردند. البته به هر نوعی که حکومت در این قضیه دخالت می کرد ، یک تخلف آشکار بود.
آثار تسخیر لانه جاسوسی را در شرایط کنونی چطور ارزیابی می کنید؛
طبعا هر تحولی تبعات زیادی دارد. این حادثه به تعبیر امام ، انقلاب دوم بود و همچنان انقلاب دوم خواهد ماند. مفهوم این حادثه این بود که باید از رویکرد ضد استعماری به رویکرد ضد استثماری و ضد امپریالیستی هم روی بیاوریم و بدانیم منشا مشکلاتمان کجاست . قطعا این حادثه تبعاتی دارد. تسخیر لانه جاسوسی باید در یک ترازو قرار بگیرد تا میزان فواید و عواقب منفی آن سنجیده شود. اگر این اتفاق نمی افتاد شاید انقلاب اسلامی آسیب های جبران ناپذیری می دید و اسناد این قضیه را ثابت می کرد. CIA یک دفتر فعال در ایران راه اندازی کرده بود و با برقراری رابطه با اپوزیسیون ، برخی احزاب و قومیت ها، در حال جریان سازی در کشور بود. بهایی که برای تسخیر لانه جاسوسی پرداختیم در ازای حفظ استقلال و هویت نظام اسلامی بود ولی این که چرا این شرایط در سالهای پس از آن ادامه پیدا کرد ، جای بحث دارد. بسیاری معتقدند که در مقاطعی برای حفظ استقلال جمهوری اسلامی می شد روابط را منطقی کرد. بسیاری از تنش های ما پس از آن بخاطر نبود روابط منطقی ایجاد شد. این تحلیل در مقاطعی واقع بینانه است . ما شکی به ماهیت امریکا نداریم ولی در این سالها شیوه ها تغییر کرده است . انسانی که پویایی فکری و ذهنی دارد نمی تواند با همان روش مسائل گذشته ، امروز را تحلیل کند. جو حاکم بر روابط امروز ایران و امریکا متاثر از 13 آبان است ولی مطلقا به خاطر وجود آن نیست . بسیاری تحلیل خود را این گونه ارائه می کنند که باید منافع را همه جانبه دید و این به معنای خودباختگی ، ترس و نفی سلطه گری امریکا و صدماتی که به ایران وارد کرده است ، نیست.
به نظر شما در عرصه بین المللی چطور باید رفتار کنیم تا منافع ملی مان را علاوه بر دفاع از آرمانها ، حفظ کنیم؛
تحولات بین المللی اکنون کاملا آشکار است. نمی توانیم به صورت کلیشه ای همان نگاه 27 سال پیش را داشته باشیم. باید آگاهانه حرکت کنیم . برخی مواقع درگیری ها و تنش هایی که به کشور و انقلاب آسیب می رساند را می توان با ظرافت حل کرد. حرف آخر را در مجامع بین المللی مذاکره و گفت وگو می زند. امتیازاتی که از طریق گفت وگو می توانیم کسب کنیم در برخورد و رودررویی نمی توانیم کسب کنیم. این یک واقعیت است . شعارهای یک سویه لزوما منافع کشور و انقلاب اسلامی را تامین نمی کند. هیچ کس ایران را اسیر ، برده و استعمارزده نمی خواهد. امروز زبان حضور در عرصه بین الملل ، گفت وگو است ولی گفت وگویی مقتدرانه که منافع را تامین کند و از موضع مردم و با پشتوانه قدرت آنها باشد. کما این که خیلی از این مراحل در دولت آقای خاتمی اتفاق افتاد و نفوذ خوب و موثری در مجامع بین المللی داشتیم. نفی گذشته و تقلید از گذشته هیچ کدام صحیح نیست. باید شرایط امروز را سنجید و این کار جنبش دانشجویی است که تحلیل درستی داشته باشد.