در روز 29 اسفند 1329 مجلس سنای ایران طرح ملی شدن صنعت نفت را تصویب کرد. ملی شدن صنعت نفت در واقع پیشنهادی بود که ابتدا با امضای همه اعضای کمیسیون مخصوص نفت مجلس شورای ملی ایران در 17 اسفند 1329 به صحن علنی مجلس ارایه و 24 اسفند تصویب شد و سپس با تایید سنا در روز 29 اسفند به قانون مبدل شد. به همین دلیل با امیر مکی برادرزاده سید حسین مکی به گفتوگو نشستیم حسین مکی از چهرههای فعال و سرشناس عصر مصدق و نیز از منتقدان او، اشتباهات مصدق را در غرور او و انحلال مجلس وقت میداند.
* زمینههای ملی شدن صنعت نفت چه بوده است؟ مردان تأثیرگذار چه کسانی بودهاند؟
در آغاز پیدایش صنعت نفت در ایران زمینههای ملی شدن صنعت نفت نیز وجود داشت به خصوص فقر حاکم در شهرهای نفت خیز مسجد سلیمان، بحث آپارتاید نژادی انگلیسیها در برابر مردم سرزمین ما زمینه را تقویت کرد.
بعد از رضا شاه بلوغ فکری در جامعه ایجاد شده بود که میتوان صنعت نفت را ملی کرد به همین دلیل قراردادهای الحاقی مطرح شد تا اینکه سالهای 22، 23 و 24 که دکتر محمد مصدق در دوره چهاردهم مجلس شورای ملی در مجلس نماینده بود طرح «موازنه منفی» را مطرح کرد، که بحث نویی بود و به قول آقای محمدرضا شاه در کتاب مأموریت برای وطنم « آقای مصدق منفیباف بود و طرحش هم موازنه منفی نام داشت».
در مجلس پانزدهم اقلیت مجلس با قرارداد الحاقی «گس- گلشاییان» مخالفت کردند که این اقلیت شامل دکتر مظفر بقایی، دکتر حائریزاده و آقای حسین مکی بودند. که مبارزات خود را برای ملی شدن صنعت نفت با اعلام «کن لم یکن» قرارداد قوام-سادچیکف استارت زدند تا علنا استیفای حقوق ملت ایران را از نفت جنوب به تصویب برسانند که رساندند.
زمانی که دولت وقت اصرار داشت قرارداد گس - گلشاییان که به نوعی قرارداد الحاقی بود به تصویب مجلس پانزدهم برسانند اما با مخالفت پی در پی اقلیت مجلس پانزدهم روبه رو شد.
اقلیت مجلس سعی داشت با هر ابزار قانونی که در اختیار دارد استفاده کند تا مهلت قانونی زمان مجلس پانزدهم به پایان برسد. بدون اینکه قرارداد به تصویب برسد. آقایان نطق آتشین و پر حرارت حسین مکی را یکی از عامل اصلی دانستند که وقت مجلس را گرفت.
از راست مظفر بقایی، دکتر حائریزاده و حسین مکی
دوستان آقای مکی با لابیهایی که در مجلس کردند از دیگر اعضای مجلس وقت برای آقای حسین مکی میگرفتند تا حسین مکی بتواند به نطق ممتد خود ادامه دهد آقای مکی توانست با این ترفند وقت مجلس پانزدهم را به اتمام برساند.
* چگونه یک انسان توانست با سخنرانیهای متمادی وقت مجلس را بگیرد؟
من خودم با ایشان صحبت کردم چگونه سخنرانی طولانی میکردید که آقای مکی پاسخ داد که نزد دکتر رفت که دکتر داروهایی تجویز کرد.
* اسم داروها چه بودند؟
آقای حسین مکی در طول سخنان خود در مجلس پانزدهم داروی «متدرین» مصرف میکرد تا بتواند نخوابد و سخنرانی کند. دقیقا ساعت 12 شب شب عید فطر آن سال مجلس کار خود را تمام کرد بود که موج شادی در مجلس به پا شد و نمایندگان با کف زدن آقای مکی را تشویق کردند.
حسین مکی در حال سخنرانی برای مردم
نکته قابل توجه این است که بعد از آنکه اقلیت مجلس موفق شدند مانع تصویب طرح الحاقیه نفت در مجلس شوند پی بردند که میتوانند برای ملی شدن صنعت نفت تلاش کنند و برای همین دنبال یک ریش سفیدی بودند که ید طولانی در مباحث نفتی داشته باشد این فرد کسی نبود جز دکتر محمد مصدق.
آقای مکی به اتفاق دکتر بقایی احمدآباد نزد مصدق رفتند و با درخواست و التماس از او خواستند کاندیدای مجلس شانزدهم شورای ملی شود البته در آن زمانی که اقلیت مجلس پانزدهم به مخالفت با قرارداد الحاقی میپرداختند دست نشاندگان انگلیسیها اینگونه شانتاژ خبری میکردند. چون مطابق قرارداد الحاقی پول بیشتری به ایران میرسد نمایندگان اقلیت تلاش میکنند قرارداد به تصویب نرسد.
عبدالحسین هژیر وزیر وقت دربار آن زمان چون دیدند در انتهای مجلس پانزدهم اقلیت نمیگذارند قرارداد گس - گلشاییان به تصویب برسد به آنان پیغام دادند که اجازه انتخاب شدن دوباره برای مجلس شانزدهم داده نخواهد شد.
نکته کلیدیتر اینکه زمانی که دکتر مکی مشغول سخنرانی درپایان مجلس پانزدهم بود از طرق دربار به گوش آنها رساندند اگر قرارداد الحاقی به تصویب نرسد پشت گوشتان را دیدید نمایندگی مجلس شانزدهم را خواهید دید.
به همین دلیل اقلیت دیدند چارهای ندارند تا مبارزات خود را برای ملی شدن صنعت نفت ادامه دهند متوسل به دکتر مصدق شدند.
بعد از اینکه مصدق را راضی کردند در انتخابات مجلس شانزدهم شرکت کند. تصمیم گرفتند جراید ملی را دعوت کنند تا اعمال فشار از طریق رکن چهارم دموکراسی زمینه برگزاری انتخابات آزاد را فراهم کنند. نشست در منزل دکتر مصدق برگزار شد و در آن جلسه به این نتیجه رسیدند برای اینکه انتخابات آزاد برگزار شود به اتفاق هم به سمت کاخ مرمر بروند و در کاخ مرمر تحصن کنند آقای مصدق با وزیر دربار وقت با عبدالحسین هژیر روبرو شد با صدای بلند و اعتراضی گفت عبدالحسین خان آیا این انتخابات آزاد است؟.البته قبل از این تحصن، حدود 10 هزار نفر از مردم تجمع کرده بودند آقای مصدق گفتند به ما که اجازه نمیدهند همه به سمت کاخ مرمر برویم پس 20 نفر را انتخاب کنیم تا در داخل کاخ مرمر متحصن شود.این تحصن 4 روز ادامه داشت. اعضایی که در این تحصن شرکت کردند آقایان عبدالقدیر آزادخراسانی، شمسالدین امیرعلایی، مظفر بقایی، سید ابوالحسن عباس خلیلی، حائریزاده، ارسلان خلعتبری، احمد زیرکزاده، کریم سنجابی، سید علی شایگان، حسن صدر، ابوالحسن امیری نوری، سید حسین فاطمی، آیتالله جعفر غروی، رضا کاویانی، یوسف مشار، سید حسین مکی، احمد ملکی، سید محمدرضا جلالی نایینی، سید محمد نریمانی و دکتر محمد مصدق بودند.
تحصن کنندگان خواستار چند خواسته از جمله آزادی قانون مطبوعات، تغییر اصول حکومت نظامی و تجدیدنظر در قانون انتخابات بود.
بعد از 4 روز تحصن در کاخ مرمر در تاریخ 27 مهر 1328 شاه به متحصصننان دستور داد تحصنتان را بشکنید و بروید، ما به آن فکر میکنیم. بعد از برگشت از تحصن، متحصننان به خانه مصدق رفتند و هسته اصلی جبهه ملی را تشکیل دادند.
تحصن در دربار
تحصن در دربار
گروه موسوم به اقلیت عنوان کردند مخالف هرگونه قرارداد الحاقی هستند و با آقای دکتر مصدق همپیمان شدند و جبهه ملی را تشکیل دادند.
حتی در مورد انتخابات آزاد با آقای هژیر صحبت کردند اما جواب خاصی نگرفتند.
مرحوم سید مصطفی مترجم مدنی برای کاندیدای جبهه ملی طرحی را کشیدند که در آن زمان خیلی زیبا بود. در این پوستر نگاه ملی و دینی به صورت توأمان مطرح شده بود و در کمتر از یک هفته آقای مدنی این پوستر را طراحی کرده بودند و این پوستر تأثیر زیادی در پیروزی جبهه ملی داشت. آقایان آمدند گفتند انتخابات مجلس شانزدهم باید آزاد باشد.
پوستر انتخاباتی مجلس 16
بالاخره هژیر انتخابات را برگزار کردد، مردم به اقلیت مجلس پانزدهم اقبال نشان دادند، دو سوم آراء خوانده شده بود دولت وقت دست به تعویض صندوق رأی زد. جبهه ملی اقلیت مجلس و روحانیون متوجه شدند بازاریان نیز به همین دلیل، هژیر وزیر وقت دربار برای مراسم محرم به مسجد سپهسالار رفت توسط سید حسین امامی مورد هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. بعد از این واقعه ملیون اعلام کردند شکل مبارزه تغییر کرد سید حسین امامی بدون تشریفات قانونی اعدام شد.
بعد از سوء قصد به جان هژیر همه یاران دکتر مصدق را یک ماه بازداشت کردند و مصدق به احمدآباد تبعید شد. بعد از یک ماه 17 آذر یاران مصدق همه آزاد شدند. بلافاصله بعد از آزادی یک فراخوان عمومی را در میدان شکل دادند.
18 بهمن آن سال فراخوان و بحث منشور انتخاباتی خود را مطرح کردند و دولت وقت که دید نمیتواند مقاومت خاصی کند چارهای جز این ندید. بعد از مدت 3 تا 4 ماه از تعویض رأی اعلام کردند که 12 نفر در تهران رأی آوردند که دکتر محمد مصدق، مظفر بقایی، سید حسین مکی، سید ابوالحسن حائریزاده، آیتالله کاشانی جزو منتخبین مردم بودند.
البته خود آقای کاشانی در آن زمان در تبعید به لبنان به سر میبرد که اسم ایشان توسط اعضای جبهه ملی به عنوان نامزد تهران اعلام شد توانست به عنوان پنجمین منتخب تهران به مجلس راه یابد.
منتخبین مردم تهران عبدالقدیر آزاد، جمال امامی، سید علی شایگان، محمد نریمان و محمدصادق طباطبایی بود.
* آیا همه اعضای جبهه ملی از منطقه تهران وارد مجلس شانزدهم شدند؟
نه 8 نفر اعضای جبهه ملی توانستند به مجلس راه یابند. 15 اردیبهشت 1329 مصدق با متحدین خود وارد مجلس شورای ملی شدند، آقای کاشانی هنوز تبعید بودند و اواخر خرداد 29 آیتالله کاشانی وارد ایران شد. در روز ورود آیتالله کاشانی به ایران از فرودگاه تا پامنار که خانه ایشان بود 27 طاق نصرت زده بودند آیتالله کاشانی از تبعید برگشتند و به مجلس رفتند. همفکری گروه روحانیون و ملیون در راستای ملی شدن صنعت نفت صورت گرفت. یکی از نکات جالب این است که زمانی که آقای مصدق نخستوزیر شد آقای کاشانی نامهای نوشت و آقای مصدق را برادر لایق خود معرفی کرد. در آخر نامه به این شرح جناب آقای کاشانی نوشته بود.
«در ختم کلام جز اینکه سعادت، سلامت و موفقیت برادر لایق و دانای خود از پیشگاه احدیت مسئلت نمایم توقع دیگری ندارم»
ایام به کام باد
سید ابوالقاسم کاشانی
مجلس شانزدهم کار خود را شروع کرد، رجبعلی منصور دولت وقت بود و با فشار لابیهای انگلیسی لایه الحاقی نفت را به جریان انداخت و از نمایندگان خواست لوایح تصویب نشده در مجلس پانزدهم را به تصویب برساند.
در جلسه 23 خرداد 1329 دولت پیشنهاد داد کمیسیون نفت تشکیل شود سرانجام در اول تیر 1329 کمیسیون نفت تشکیل شد. در 5 تیر همان سال آقای مصدق توانست با 14 رأی از 15 رأی ریاست کمیسیون نفت را به دست آورد و حسین مکی با 7 رأی به عنوان مخبر کمیسیون نفت انتخاب شد.
نکته جالب این است که مصدق و حسین مکی توانستند با توجه به اعضای فرمایشی مجلس به ریاست و مخبر کمیسیون نفت انتخاب شوند. بعد از آنکه ریاست و مخبر کمیسیون نفت مشخص شد دولت منصور به طور ناگهانی استعفا داد و بعدها که مشخص شد گفت آنقدر فشار از آن طرف زیاد بود من دیدم توان جوابگویی ندارم و چون قادر نبودم یکسری کارها را انجام دهم بهتر دیدم که استعفا کنم به محض اینکه منصور استعفا داد شاه هم بدون اینکه نظر مجلس را بخواهد آقای حاجعلی رزمآرا را مسئول تشکیل دولت کرد.
با اقدام شاه مجلسیها احساس پوچی کردند در 6 تیر 1329 رزمآرا با تیم خودش وارد مجلس شد. اولین نفری که اعتراض کرد «محمدرضا آشتیانیزاده» بود که جایش همیشه کنار اعضای فراکسیون کمیسیون ملی بود و با حالت تمسخر یک ایست و خبردار نظامی کشید و رزمآرا را مسخره کرد بعد از آن مصدق، مکی و مظفر بقایی با داد و بیداد کردن به رزمآرا اعتراض کردند که تو عامل بیگانه هستی، اینجا خانه ملت است ، احترام دارد، مقدس است، تو را ملت ایران به رسمیت نمیشناسد، با تمام این احوال و مشکلات آقای رزمآرا 93 رأی از 107 رای نمایندگان را کسب کرد.
اعضای جبهه ملی تنها کسانی بودند که جرأت رأی ندادن به رزمآرا را داشتند و تلاش کردند سیاستهای ضد استعماری را به پیش ببرند.
رزمآرا مطابق اسنادی که بعدها سازمانهای اطلاعات جاسوسی آمریکا و انگلیس و همچنین مدارک وزارت خارجه منتشر شده بود با لابیهای انگلیسی گفتوگو کرد تا سود صنعت نفت را به نسبت مساوی بین ایران و انگلیس تقسیم کند.
آقای رزمآرا در آن زمان اعلام کرده بود که این مسئله فعلا اعلام نشود اما چون شدت مبارزه در جهت ملی شدن صنعت نفت بالا گرفته بود به طور مثال مکی در روز 28 آذر 1329 پیشنهاد معروف ملی شدن صنعت نفت را در یک قطعه کاغذ 10 در 15 سانتیمتر به خط خودش نوشته بود و 5 نفر اعضای جبهه ملی آن را امضا کردند با این مضمون به نام سعادت ملت ایران به منظور کمک به صلح جهانی امضاکنندگان ذیل پیشنهاد میکنند که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثنا ملی شود. امضاکنندگان دکتر محمد مصدق، دکتر شایگان، دکتر حسن حائریزاده، دکتر الهیار صالح و حسین مکی بودند.
پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت
بعد از اینکه این مسائل مطرح شد 30 آذر تظاهرات و گردهمایی بسیار عظیمی از طرف دانشجویان دانشگاه تهران در میدان بهارستان انجام شد، در آنجا شعارهایی بر ضد قرارداد الحاقی 1933 داده شد و نکته کلیدیتر اینکه اول دی ماه آن سال به دعوت آقای کاشانی و حوزه علمیه تهران در مسجد شاه که بعد از انقلاب به مسجد امام خمینی(ره) معروف شد چندین هزار نفر از طبقات مختلف گرد هم آمدند و آیتالله کاشانی به طرفداری از ملی شدن صنعت نفت سخنرانی کرد.
تظاهرات دانشگاه تهران در حمایت از ملی شدن صنعت نفت
چون رزمآرا و لابی او حرکت طرفداران نهضت ملی شدن نفت را میدیدند در دفاع از لایحه الحاقی خود به مجلس آمد صحبت کرد و در آن سخنرانی عنوان میکند ملی شدن صنعت نفت به صلاح کشور نیست.
حمایت مردم از ملی شدن صنعت نفت
زیرا ایران دارای قدرت صنعتی نیست که حتی یک کارخانه سیمان را اداره کند و کارخانههای کشور از لحاظ صلاحیت فنی همه زیانده هستند و مهندسان ما حتی یک لولوهنگ را نمیتوانند بسازند و ملی شدن صنعت نفت خیانت به ملت است.
این سخنرانی در بین جامعه مهندسین کشور در آن زمان غوغایی به پا کرد و در 6 بهمن 1329 جمعیت بزرگی از بازاریان، پیشهوران، طرفداران جبهه ملی در مسجد شاه جمع شدند و یک صدا عنوان کردند که صنعت نفت را ملی کنید و در 12 اسفند 29 در همان مسجد جمعیت فداییان اسلام و جبهه ملی مشترکا علیه شرکت نفت ملی انگلیس یک گردهمایی را برگزار کردند.
جالب اینکه در 12 اسفند این گردهمایی انجام شد و در 16 اسفند رزمآرا که برای شرکت در مجلس ختم آیتالله فیض به مسجد شاه رفته بود توسط خلیل طهماسبی هدف 3 گلوله قرار گرفته بود و در دم کشته شد.
در 17 اسفند 1329 در جلسه سی و هفتم کمیسیون نفت ملی شدن صنعت نفت تصویب شد و در روز 18 اسفند 29 مجلس بعد از کشته شدن رزم آرا به نخستوزیر حسین علا رأی تمایل داد، 22 اسفند 29 پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت با قید دو فوریت مطرح شد و دکتر مصدق پیرامون این داستان نطق بسیار پرشوری انجام دادند که من دو قطعه از آن را میآورم:
«شما ای نمایندگان مجلس شانزدهم خواهش میکنم گزارش کمیسیون نفت را بدون فوت وقت که ممکن است از کیسه ملت ایران برود و دیگر اینچنین موقعیتی به دست نیاورید تصویب کنید»
به این ترتیب اولین مصوبه ملی شدن صنعت نفت در 24 اسفند 1329 به تصویب رسید با توجه به شنیدههایی که ما میبینیم تهران به خصوص ایران غرق شادی و نورافشانی شده بود.
فشاری که مردم آوردند باعث شد در روز 29 اسفند 1329 مجلس سنا هم به این مصوبه رأی داد، بالاخره در 29 اسفند رسمیت کامل صنعت ملی شدن نفت ایران به وقوع پیوست.
منبع: خبرگزاری فارس
در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح شد
گروسی: مشکل تیم روحی و روانی است
شاهین بیانی در گفتوگو با «جامجم»: