جمالی نتوانسته خلاقیت شاعرانه‌اش را با جامعه و زیست بومی ما سازگاری دهد

گوش‌های اشغال ادبیات

شعر معاصر فارسی، پس از نیما یوشیج، همسو با دگرگونی‌های زیست بومی و تغییرات آداب اجتماعی، مانند هر پدیده و فرآورده‌ فرهنگی جامعه ما، سرگذشتی متفاوت و متحول پیدا کرده و باعث خلق عناصر ساختاری نوین و تجربه‌های زبانی متعدد و تغییرات ماهوی مختلف در قلمرو شعر و ادبیات ما شده است.
کد خبر: ۷۶۰۰۹۷
گوش‌های اشغال ادبیات

این‌گونه گونی و دگردیسی‌های زبانی و بیانی ـ در قالب‌های ادبی و سامانه‌های فکری و هنری، آموزش‌ها و فراگیری‌های نوینی را در عرصه هنر و ادب ما به‌وجود آورده و به ترقی و تکامل زبان و فرهنگ ما، در روند پیشرفت اجتماعی، کمک کرده است. بازتاب تحولات تاریخی جهانی نیز در دوره‌های مختلف، همسو با ظهور گفتمان‌های نو و نگرش‌های گوناگون فلسفی و هنری، بویژه گسترش اندیشه‌های چالش برانگیز جهانی، نگاه و اندیشه‌های هنرمندان و شاعران و نویسندگان ما را به جهان هستی، جامعه انسانی و همزیستان بومی، تغییر داده و باعث شکل‌گیری شاخص‌های نوین زبانی و تعمیق اندیشه‌های آرمانی و جولان تخیل‌های ادبی شده است. البته، ما همواره در این رویکردهای نوگرایانه، شاهد تولید گزاره‌های شعری و ادبی همراه با تندروی‌های بیانی و گستاخی‌های رفتار ذهنی ـ که بیشتر برداشت‌ها و پنداشت‌های فردی و رفتار شخصی است ـ بوده‌ایم؛ گزار‌ه‌هایی که نمی‌توان در آنها، بازتابی از واقعیت‌های حیات اجتماعی ایرانی مشاهده کرد. آشنایی با ابزارهای نوین ارتباطی و نرم‌افزارها و چیرگی فضاهای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، حس، عاطفه، عشق، ذهن و زبان‌ شاعران ما را با چالش‌های جدی روبه‌رو کرده و آرامش، آسایش و لذت واقعی هنری را از برخی گرفته و آنها را به شاعرانی با انگیزه‌های آنی و ناگهانی و ناشکیبا تبدیل کرده است؛ از این‌رو می‌بینیم برخی شاعران و اهل سخن، فراتر از ساخت اجتماعی و انتظار همگانی، به نگارش نوعی شعر پرداخته‌اند که بیشتر، احساساتی، تصویری، بی‌سامان و بازگوکننده فردیت عاطفی، زبانی و لحن شخصی است؛ به همین سبب، توان ماندن در ذهن و حافظه‌ جامعه انسانی ایرانی نداشته و از هیچ‌گونه خصلت اسطوره‌ای و اعتبار فرهنگی برخوردار نشده است.

این گونه شعرها به صورت پیش‌آمدهای آنی و هیجان‌های هردمی، غیرقابل جلوگیری و مهار بوده و ردپای شبکه‌های اجتماعی فرامیهنی در آنها به روشنی قابل مشاهده است. برخی شعرهای دو دهه اخیر، شاهد خوبی براین استنباط است. مشکل این دسته از شاعران، این بوده که نتوانسته‌اند خلاقیت شاعرانه خود را با ساختار اجتماعی ما و با شرایط تاریخی و زیست بومی ما، سازگار کنند. این دسته از شاعران، متاسفانه به بهانه ارائه ساختار نو و مستقل و متفاوت در شعر و ادب و خلق شگردها و آرایه‌های نوین ادبی، به ساختارشکنی در زبان پرداخته و ناشیانه، در اصول نحوی و دستوری زبان ما، پریشانی و ‌آشفتگی به‌وجود آورده‌اند. آنان با ثبت تجربه‌های بی‌در و پیکر شخصی و انگیزه‌های روانی و هیجان‌های درونی روزمره و دم به دم خود، پرسش‌ بی‌پاسخی رامطرح کرده‌اند که بیشتر به جهان مجازی و جامعه انسانی فرامیهنی تعلق دارد و از این‌رو، هیچ نیروی جاذبه‌ای برای مردم جامعه و دوستداران شعر واقعی ما نداشته است. برخی شعرهای مجموعه «بزرگراه مسدود است» سروده رزا جمالی می‌تواند استثناءهایی از این قاعده باشد: «شهرزاد مرده در کلمات تویی... / شهرزاد خواب دیده در کلمات منم / عاشق شده از کلمات منم / باد برداشته از کلمات منم / کلمات منم منم کلمات.»

از سویی دیگر، شاعر در شعرهای «بزرگراه مسدود است» اهل تنوع و تجرید است ـ هم در لفظ هم در معنی: «من این آخرین دست را به کسی می‌دهم که دست مرا از پشت بسته است / دست بسته به دستبند، دستم می‌دهی دست / دست / که دستم را خوانده‌ای / و دروغ می‌گوید این دست؟». با آن که شاعر در کسوفی از خاطره‌های سمج و تاثیرات سرزمینی به سر می‌برد و می‌کوشد در کلام خود بازتابی از روزمرگی و عادت‌های بومی و شطرنجی شهرهای زادبومی را به نمایش بگذارد، به دور از یک سونگری و تک ساحتی، به ساختن معناها و فرم‌های متفاوت ویژه شعری پرداخته است.

شعرهای «بزرگراه مسدود است» را در یک روش تحلیل جامعه‌شناختی، این‌گونه می‌توان توصیف کرد: شعرهایی با اندیشه‌های گوناگون، احساس‌ها و هیجان‌های دم‌به‌دم و بازتاب‌های مختلف بی‌تاب ادراکی، شاعر آن‌قدر با جهان بیرونی خود درگیر است که نتوانسته مشخصه‌های یاد شده را به نتیجه‌ای مطلوب و مثبت در کلام شاعرانه‌اش برساند. او آن چنان در توصیف «فردیت» خود سرگرم است که خواننده می‌ماند در این که شاعر در تحریر این نیازهای عاطفی و روحی خود، در پی چه نوع فرهنگی است. پشت جهان شفاهی و رقعی این شاعر، جهان ارتباطی نوینی را می‌بینیم که بر پایه فضای مجازی، شکل گرفته یا تمام نیرو و توان، انسان‌ها را (شاعر را) در محیطی غیرواقعی و مجازی، شبکه‌بندی کرده است؛ شبکه‌هایی که بسترهای مناسب اجتماعی مورد نظر خود را گسترش داده و ابزارهایی را که در پیوند با فکر، نیت و فهم صاحبان آنهاست و برای جامعه انسانی می‌تواند گمراه‌کننده باشد و حس، ادارک و نگاه‌ها را شبکه‌ای کند، فراهم آورد.

بررسی کژتابی‌های زبانی و مشخصات سبکی و رمزهای زیبایی‌‌شناختی شعرهای این دفتر را به فرصتی دیگر واگذار می‌کنیم و در انتظار روشنایی‌های خود انگیختگی و گسترش جهان شهودی نوین شاعران میهن عزیزمان می‌مانیم.

عبدالحسین موحد / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها