
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در این روز مردم برخی کشورها در شهرهای مختلف در مکانی جمع شده و بی دلیل و بی وقفه میخندند. ایده نامگذاری روزی از سال به نام روز جهانی خنده سال 1995 از طرف یک پزشک هندی مطرح شد. این ایده پنج سال بعد از مرزهای هند عبور کرد و در بسیاری از دیگر کشورها مورد توجه قرار گرفت. استقبال از برگزاری مراسم شادی و خنده در روز جهانی خنده نشان دهنده این است که ما انسانها عاشق خندیدن هستیم. یک انسان بالغ به طور متوسط هر روز 17 بار به دلایل گوناگون میخندد. داستانهای طنز و فیلمهای کمدی نیز با این هدف طراحی و ساخته میشود که ما بتوانیم به کمک آنها احساس خوب خندیدن را تجربه کنیم و از آن لذت ببریم.
در حقیقت خنده فرآیندی بسیار پیچیده است و بسیاری از مهارتهای مشابه آنچه در حل مشکلات و چالشها از آن بهره میگیریم در این ساز و کار نقش دارد. شاید شنیده باشید که میگویند خنده بر هر درد بی درمان دواست. شواهد محکمی مبنی بر تاثیر خنده بر بهبود سلامت جسمانی و افزایش تواناییهای انسانها در مبارزه با بیماریهای مختلف وجود دارد.
اگرچه محققان توانستهاند درباره خنده و تغییراتی که هنگام خندیدن در مغز ایجاد میشود و همچنین آنچه موجب خنده میشود به اطلاعات جالب توجهی دست پیدا کنند، اما همچنان موضوعات دیگری درباره خنده وجود دارد که تاکنون هیچ فردی موفق به درک چرایی و چگونگی آنها نشده است.
خنده چیست؟
یکی از نکات مهم و جالب توجه درباره خنده این است که خنده و تجربه یک احساس خوشایند یا به عبارتی شادمانی دو مقوله متفاوت از هم است. در حقیقت خنده واکنش یا پاسخ فیزیولوژیک نسبت به احساس شادمانی است که افراد تجربه میکنند. ساز و کار خنده از دو بخش مجزا تشکیل میشود. بخشی از این ساز و کار به شکل ایجاد تغییر در حالت چهره افراد خود را نشان میدهد و بخش دیگر آن همان صدای ناشی از فرآیند خندیدن است. وقتی میخندیم مغزمان به گونهای عمل میکند که این دو فرآیند یعنی تغییر حالت چهره و ایجاد صدای ناشی از خندیدن به طور همزمان اتفاق میافتد. با افزایش شدت خنده بخشهای دیگر بدن از جمله دستها و پاها و عضلات تنه به حرکت درمیآید. هنگام خنده یا به عبارتی آنچه محققان از آن به عنوان یک عمل غیرارادی ریتمیک نام میبرند 15 ماهیچه صورت منقبض میشود که مهمترین آنها ماهیچه لبهای بالاست. در چنین شرایطی دریچه نای نیمی از مسیر حنجره را میبندد و درنتیجه در عملکرد سیستم تنفسی اختلال ایجاد میشود.
گاهی شدت خنده به اندازهای افزایش پیدا میکند که مجراهای اشکی نیز فعال میشود. در چنین شرایطی در حالی که دهان مرتب باز و بسته میشود تا اکسیژن موردنیاز بدن را تامین کند اشک از چشمها سرازیر و حتی چهره تغییر رنگ داده و قرمز میشود.
دانشمندانی که در حوزه عصبشناسی رفتاری تحقیق میکنند و محققانی که درباره موضوع خنده مطالعاتی داشتهاند بر اساس این مطالعات به نتایج جالب توجهی دست یافتهاند. یکی از مشکلاتی که این گروه از محققان در مسیر انجام این مطالعات با آن رو به رو بوده اند این است که در شرایط آزمایشگاهی خنده فقط برای مدت زمان کوتاهی ادامه پیدا میکند و زمان خندیدن افراد در این شرایط آنقدر طولانی نیست که محققان بتوانند به سوالاتی که در ذهن دارند پاسخ دهند. در نتیحه امکان تحقیق درباره بسیاری از ویژگیهای ساز و کار خنده وجود ندارد. یکی از محققانی که درباره ساختار صوتی خنده مطالعاتی انجام داده دریافته است خنده در همه انسانها تابع یک الگوی اولیه است که نت اختصاصی آن هر 210 میلی ثانیه تکرار میشود. او به این نتیجه رسیده است در همه افراد خنده از الگوی مشخصی از صداهای «هاهاها» یا «هوهوهو» پیروی میکند و امکان ندارد فردی بتواند با ترکیب این دو صدا بخندد. همچنین او در مطالعات خود دریافته است در بدن همه افراد ردیابهایی وجود دارد که خنده را تشخیص داده و موجب تحریک مدارهای عصبی مغز میشود که درنتیجه موجب میشود خنده ادامه پیدا کند. به همین دلیل گفته میشود خنده مسری است.
چرا میخندیم؟
محققان بر این باورند خنده رفتاری سریع و ناخودآگاه است. فلاسفه معتقدند خنده انسانها نخستین بار به عنوان نشانهای از تجربه یک حس مشترک پس از پشت سر گذاشتن یک موقعیت خطرناک شکل گرفته است. از آنجا که آرامش ناشی از ظاهر شدن این نشانه روی چهره افراد میتواند به عنوان یک مهار کننده بیولوژیکی برای پیشگیری از مواجه شدن با شرایط جنگ و گریز عمل کند، به نوعی حس اعتماد را در فرد نیز ایجاد میکند.
بسیاری از محققان معتقدند هدف از خنده ایجاد و تقویت ارتباط بین انسان هاست.زمانی که شما با فردی احساس راحتی میکنید، میتوانید با او بخندید. اگر عضوی از یک گروه باشید و نخواهید در میان اعضای این گروه احساس تنهایی کنید، وقتی اعضای گروه میخندند شما نیز به طور ناخودآگاه میخندید و به این ترتیب همراهی خود را با دیگر اعضای گروه نشان میدهید. شاید به همین دلیل گفته میشود خنده مسری است.
مطالعات انجام شده نشان میدهد معمولا افرادی که در گروه، خانواده یا محل کارشان نقش اول را بر عهده دارند یا به عبارتی بزرگ خانواده، سرگروه یا رئیس یک اداره هستند در مقایسه با دیگر افراد بیشتر میخندند. در چنین شرایطی وقتی رئیس گروه میخندد دیگر اعضای گروه هم میخندند. در حقیقت رئیس گروه آگاه است که میتواند از خنده به عنوان ابزاری برای کنترل رفتار خلق و خوی افراد استفاده کند.
برای مثال در شرایطی که با خطر مواجه میشوید اگر فردی که چنین شرایطی را ایجاد کرده بخندد تا حدی ترس و نگرانی شما در مواجهه با این خطر برطرف میشود. گفته میشود خنده مانند آوای پرندگان به عنوان نوعی عکسالعمل طبیعی اجتماعی برای ایجاد ارتباط بین انسانها عمل میکند.
نتایج مطالعات دیگری که درباره چرایی و چگونگی خنده انجام شده حاکی از آن است کسی که ارتباطات اجتماعی را تجربه میکند، در مقایسه با زمانی که تنهاست و هیچ محرک شبه اجتماعی مانند تلویزیون در اطراف او نیست، احتمال خندیدنش سه برابر بیشتر است. حتی روانشناسان آلمانی ثابت کردهاند اثرگذاری گاز خنده با اکسید نیتروژن نیز زمانی که افراد تنها هستند به مراتب کمتر است.
چه چیزهایی از نظر ما خندهدار است؟
معمولا همه ما زمانی که با یک موضوع خندهدار مواجه میشویم بهطور غیرارادی میخندیم. اما درباره اینکه اساسا چه موضوعاتی از دیدگاه ما خندهدار به نظر میرسد سه نظریه یا تئوری سنتی مطرح است. براساس نظریه یا تئوری ناسازگاری ما انسانها زمانی میخندیم که با اتفاقی مواجه شویم که از نظر عقلی یک اتفاق غیرممکن به نظر برسد. وقتی لطیفهای میشنویم مغز ما بهطور ناخودآگاه پایانی برای آن پیشبینی میکند. در چنین شرایطی وقتی پایان این لطیفه با آنچه ما پیشبینی کردهایم متفاوت باشد، آن لطیفه خندهدار به نظر میرسد و فرد پس از شنیدن آن میخندد. براساس نظریه برتری ما زمانی به یک لطیفه میخندیم که نادانی یا اشتباهات افراد در قالب یک لطیفه بیان شده باشد.
در حقیقت احساس برتری نسبت به فردی که ایفاگر نقش اصلی داستان است موجب احساس خرسندی و خنده ما میشود. اما براساس تئوری آسودگی، انسانها زمانی میخندند که احساس میکنند باید از تنشهای روزمره زندگی رها شوند. در حقیقت در این شرایط خنده به عنوان ابزاری برای کاهش تنشها و استرسهای عصبی روزانه مورد توجه قرار میگیرد.
آنچه خندهدار نیست
تفاوتهای بین افراد در آنچه از سوی آنها خندهدار تلقی میشود، اثرگذار است. به نظر میرسد یکی از مهمترین این تفاوتها سن افراد است. نوزادان و کودکان همواره بهدنبال شناخت دنیای اطرافشان هستند. بسیاری از اتفاقات پیرامون آنها مضحک و خندهدار به نظر میرسد. برای مثال ممکن است یک کودک به لطیفهای ساده که یک فیل بامزه نقش اصلی آن را ایفا میکند، بخندد. این در حالی است که چنین موضوعی به نظر یک نوجوان اصلا خندهدار نیست. معمولا نوجوانان لطیفههایی را که محور اصلی آنها بعضی موضوعات روزمره مانند غذا یا تفریح باشد، خندهدار تلقی میکنند.
در حقیقت آنها نوعی حس برتری را نسبت به کودکان تجربه میکنند. با افزایش سن نه فقط ویژگیهای فیزیکی بلکه افکار انسانها هم تغییر میکند. وقتی در مسیر زندگی تجربههای بیشتری کسب میکنیم؛ مسائل و موضوعات متفاوتتری از جمله تفاوت بین افراد به نظرمان خندهدار خواهد بود.
البته باید توجه داشته باشیم این که در کدام کشور و با چه فرهنگی بزرگ شدهایم در دیدگاه ما نسبت به آنچه موجب خندیدن میشود تفاوت بسیاری وجود خواهد داشت. به همین علت است که گاهی لطیفهای در یک کشور خندهدار به نظر میرسد، در حالی که ممکن است در کشور دیگری اصلا خندهدار نباشد و این ناشی از تفاوتهای فرهنگی بین افراد است.
فرانک فراهانیجم / گروه دانش
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد