در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
من قبلا از چنین وسیلهای استفاده نکرده بودم و برای اولین و البته آخرین بار آن را تجربه کردم که به شکستن ران پایم منجر شد. در حالی که این اتفاق ممکن بود به صدمات نخاعی و شکستن لگن و حتی مرگ بینجامد. من خیلی خوششانس بودم که فقط ران پایم شکست.
هادی توضیح میدهد: در پاراسل سواری یک چتر هوانوردی به فردی که قصد استفاده از آن را دارد، بسته میشود و بعد هم او را با یک طناب به قایق موتوری میبندند و وقتی قایق در آب شروع به حرکت کند، به دلیل جریان هوا فردی که چتر نجات به او بسته شده است در هوا پرواز میکند و دقایقی در ارتفاع 80 تا 90 متری زمین میماند و سپس در ساحل به زمین مینشیند.
هادی ادامه میدهد: قبل از اینکه راننده قایق موتوری آن را به حرکت دربیاورد و من پرواز با پاراسل را تجربه کنم، فردی که راهنما بود به من گفت بعد از مدتی پرواز، با اولین اشاره راننده باید بندی را که در سمت راست است آرام بکشی و وقتی دومین اشاره را کرد باید آن را رها کنی تا بتوانی با شیب ملایم فرود بیایی و پس از فرود هم کمی باید بدوی تا قایق بایستد.
هادی برای تجربه هیجان این ورزش بند را به خودش وصل و اعلام آمادگی کرد. وقتی من به هوا پرواز کردم پنج دقیقه طول کشید که راننده اشاره کرد و من آن نواری را که گفته بود کشیدم و چتر به سمت پایین حرکت کرد اما ظاهرا راننده در اشاره دوم به من تاخیر کرد و من هم آن نوار را دیر رها کردم و همین باعث شد با شیب زیادی فرود بیایم و پس از فرود با کف پا به زمین خوردم و فرصت دویدن پیدا نکردم. شدت ضربه به حدی بود که باعث شکستگی استخوان ران من از چند ناحیه شد. بعد هم مرا به بیمارستان منتقل کردند.
کسانی که با این ورزش و چترسواری آشنا هستند، میدانند در چنین فرودهایی که البته بیشتر به سقوط شبیه است، احتمال مرگ فرد یا آسیبدیدگی جبرانناپذیر وجود دارد. این مرد جوان درباره روند درمانش میگوید: از آن زمان زمینگیر شدهام و خانهنشین هستم و در این مدت هم کسی درباره دلیل حادثه توضیحی به من نداد اما در بررسیهایی که خودم انجام دادم، فهمیدم دلیل این حادثه همان تاخیر در اشاره به من بود که باعث شد با شیب زیاد به زمین برخورد کنم. البته فهمیدم در کیش هم چنین وسیلهای وجود دارد ولی وقتی قرار است فرد فرود بیاید، اختیار کار را به خودش که تنها چند ثانیه برای این کار آموزش دیده است نمیدهند و او را با وسیلهای به نام وینچ پایین میکشند اما در مورد من اختیار را به خودم داده بودند.
وقتی در بیمارستان بستری بودم، یکی از اقوام که به ملاقاتم آمده بود گفت در یکی دیگر از شهرهای شمالی برای یکی از آشنایانشان اتفاق مشابهی افتاده است و خودم هم در پیگیریها فهمیدم برای مردی هم در بندرانزلی چنین اتفاقی افتاده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: