البته نباید فراموش کرد که اقدام ملت تونس در انتخابات سراسری بیست و سوم اکتبر 2011 نیز اقدامی کوچکتر از آن نبود زیرا برای اولین بار باعث شکلگیری مشروعیت انتخاباتی در تاریخ قدیم و معاصر تونس شد.
اما بیشک، اتفاق مهمتر، عملکرد مردم این کشور آفریقایی در دوره انتقالی؛ یعنی از زمان انقلاب هفدهم دسامبر تاکنون باید باشد که قهرمانانه و همچون کوه استوار در برابر کودتای خونین همراه با اقدامات تروریستی و حملات طرفهای شرکتکننده در گفتوگوهای ملی ایستادند و این کاری بود که دیگر ملتهای تحت حاکمیت نظامهای استبدادی در جهان عرب موفق به انجام آن نشدند.
حال همین شهروندان تونسی قرار است بزودی پای صندوقهای رای رفته و نمایندگان پارلمان و رئیسجمهور دائم و غیرموقت این کشور را انتخاب کنند. شاید بیستو ششم اکتبر 2014 (چهارم آبان) به خطرناکترین و مهمترین روز در تاریخ معاصر تونس تبدیل شود و نتایج مهم و تاثیرگذاری در عرصه داخلی تونس، جهان عرب، عرصه منطقهای و فرامنطقهای را دربرداشته باشد و به یکی از مهمترین مبارزات علیه تروریسم، دیکتاتوری، اشغالگری و عقبماندگی و نیز اقدامی بزرگ در جهت آزادی سرزمینهای عربی تبدیل شود.
درسهای انقلاب
درس نخست این بود که انقلاب تونس به عنوان سر سلسله جنبان انقلابهای منطقه، انقلابی خودجوش از سوی فقرا و مستضعفان و افراد بیکار بود که نمیدانستند به انقلابی در کشورشان دست زدهاند که نهتنها چهره این کشور، بلکه چهره کل منطقه را تغییر خواهد داد.
اما انقلاب همین حاشیهنشینان، بساط کاخ نشینان را ویران کرد و این مساله باعث تعجب و شگفتی تمام محافل سیاسی جهان و گمانهزنی نسبت به آینده آن شد. وقتی حاشیهنشینان پابرهنه دست به چنین انقلاب بزرگی در تونس زدند، شخصیتهای برجسته و احزاب سیاسی هنوز در خواب بودند و بعد متوجه شدند همین پابرهنهها خیلی راحت کاری را که آنها بیش از 500 سال حتی فکرش را هم به سرشان راه نمیدادند، محقق کردهاند.
درس دومی که این انقلاب داشت، فرار عناصر اصلی نظامهای دیکتاتوری حاکم بر این کشور از محاکمه و قصاص بود که نمونههای آن را در انقلابهای موفق تاریخ مانند انقلاب بلشویکی (انقلاب بزرگ سوسیالیستی اکتبر) و انقلاب فرانسه دیده بودیم. این اشتباه تاریخی خیلی هزینهآور بود؛ چرا که زمینهساز کودتا علیه انقلابهای مردمی و سر برآوردن دولتهای سرنگون شده از زیر آوار شده بود و اگر همین پایداری و مقاومت انقلابیون نبود، انقلاب تونس نیز به سرنوشت انقلاب مصر دچار میشد.
شخصیتهای سیاسی برجسته در تونس و جهان عرب اما خواستههای انقلابیون را نپذیرفتند. آنها در واقع به تداوم بقای نظام دیکتاتوری رای داده و به انجام برخی اصلاحات در آخرین لحظات قبل از فرار بن علی بسنده کردند، اما این در حالی بود که شعار ملتها «براندازی نظام» یا همان شعار «الشعب یرید اسقاط النظام» بود.
شگفتی بزرگ اینجاست که بسیاری از شخصیتهای سیاسی عرب با گرایشها و عقاید مختلف بخشی از همین نظامهای دیکتاتوری و کمربند امنیتی آنها به شمار میروند و اگر تحرک گروههای مردمی پابرهنه و مستضعف علیه نظام سابق تونس نبود، این نظام سرنگون نمیشد.
درس سوم مربوط به حملات بیرحمانه رسانههای وابسته به نظام سابق تونس و به تعبیر خود تونسیها «رسانههای ننگ» بود که وقتی هنوز روند طبیعی انقلاب تکمیل نشده بود، در خط مقدم کودتا قرار داشتند و عوامل بن علی و جلادان و شخصیتهای به اصطلاح فرهنگی وابسته به وی، نقش کارشناس و تحلیلگر را در این رسانهها ایفا و در جهت منافع سیاسی نظام گذشته فعالیت میکردند.
در واقع انقلاب تونس نشان داد تمام مراکز فرهنگی مانند رسانهها، سینما، خانه نمایش و مراکز آموزشی و پرورشی ابزاری در دست کودتاگران به شمار میرفتند و شخصیتهای برجسته فرهنگی تونس روی دیگر سکه نظام سرکوبگر عربی موجود در تونس بودند. این انقلاب درسهای متعددی داشت، اما مهمترین آنها این بود که اراده ملتها به لطف خداوند شکست نخواهد خورد و نکته اصلی در این انقلابها درک وحشیگری نظامهای دیکتاتوری و قدرت انسان برای تغییر اوضاع موجود بود.
جای بیبازگشت
حال انقلاب تونس در آستانه دومین انتخابات خود قرار گرفته و این در حالی است که دو مورد کودتا علیه انقلاب و انتخابات ناکام مانده است و بازماندههای نظام سابق نیز به این ناکامی شان اذعان کردهاند. آنها طی سه سال گذشته تلاشهای زیادی برای به شکست کشاندن انقلاب تونس از طریق برگزاری تجمعات، اعتصابها و حتی آتشسوزیهای صورت گرفته توسط اتحادیههای کارگری و جریانهای چپگرای مسلح انجام دادهاند و تلاش آنها برای به شکست کشاندن انتخابات نیز نتیجهای نداشت. آنها بیشک، سعی خواهند کرد در انتخابات آینده نیز آخرین تیرهای ترکش خود را استفاده کنند.
آخرین تلاشهای این گروه، اقداماتی است که آنها برای تضعیف نظام از طریق انتخابات اتخاذ کردهاند و بازماندههای نظام قدیم سعی دارند در قالب فهرستهای انتخاباتی قدرت گروهی، طبقاتی و مالی خود را نشان دهند. سردمداران کودتا داخل جهان عرب و خارج از آن نیز به شکست کودتای خود علیه انقلاب اعتراف کردهاند؛ چرا که نتوانستهاند افکار عمومی تونس را با خود همراه کنند و از سوی دیگر کسی نمیداند که نابودی فرآیند انقلاب میتواند چه عواقب و تبعات خطرناکی داشته باشد.
از دیگر خطراتی که انقلاب تونس را تهدید میکند، میتوان به خطر اموالی اشاره کرد که با انگیزههای سیاسی به برخی طرفهای تونسی انتقال داده شده است. برای همین بازماندههای نظام سابق، قدرت تقلب در نتایج انتخاباتی را دارند. از سوی دیگر، برخی طرفها مدعی شدهاند عناصر تروریستی در کوههای روستای قصرین مخفی شدهاند که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، هدف از این کار انتقامگیری از ثبات و پایداری این شهر و ساکنان منطقه شمال غرب است. شهری که در جریان انقلاب تونس بینی نظام سابق را به خاک مالید. در واقع، مرکزنشینان سابق نمیخواهند از سرکشی و قیام حاشیهنشینان که باعث نابودی منافع بورژوازی سنتی و طبقاتی برخی گروههای قدرت طلب و نوکیسه در تونس شد، گذشت کنند.
مترسک تروریسم که بازماندگان نظام سابق با استفاده از آن سعی در انتقامگیری از مناطق محروم و بویژه منطقه قصرین را دارند، باید در واقع واکنشی به جرات و جسارت این حاشیهنشینها برای قد علم کردن در برابر نظام دیکتاتوری دانست.
اما آنها به همان اندازه که از انقلاب تونس بیم داشتند، از برگزاری انتخابات نیز میترسند و حتی شاید ترسشان در این مورد بیشتر هم باشد؛ چرا که انتخابات آتی گامی مهم در جهت نهادینه کردن شیوه عادلانهتر در اجرای اصل تعدد احزاب در عرصه سیاسی و انتقال مسالمتآمیز قدرت مانند دیگر نقاط جهان است. نکته مهم در این انتخابات این است که آرای محرومان و حاشیهنشینها به هیچوجه مانند گذشته بیتاثیر نخواهد بود، بلکه حساب زیادی روی آرای آنها باز خواهد شد و این مساله میتواند زمینهای برای حفظ کرامت و آزادی شهروندان تونسی باشد.
خطرات موجود
هر کس فکر کند دستاوردهای قبلی ـ با وجود اهمیتشان ـ مهمتر از اموری است که انتظار میرود در عرصههای اجتماعی و اقتصادی رقم بخورد یا اینکه نظام سابق سلاحش را بر زمین گذاشته و انقلاب تونس در عرصه داخلی و خارجی به پایان خط رسیده است، اشتباه میکند.
خاستگاه انقلابهای بهار عربی، یعنی تونس، همچنان بسیاری از طرفها و بویژه آنهایی که تسلیم در برابر نظامهای دیکتاتوری را تقدیر خود میدانستند و برقراری عدالت و برابری و دموکراسی را شایسته خود نمیدانستند، به تامل و تحرک واداشته است و این تحرک غیرقابل برگشت خواهد بود.
پیروزی انقلاب تونس باعث تغییر این افکار و اصول نهادینه شده در افکار ملتهای عربی شد و ثابت کرد ما نهتنها شایستگی بیشتری برای برخورداری از عدالت و آزادی داریم، بلکه آغاز فرآیند عدالت و دموکراسی با دوران شکوه و عظمت تمدن عربی و اسلامی همزمان بوده است.
بیشک، این تحول به مراتب خطرناکتر از آن چیزی است که دشمنان امت در داخل و خارج از آن بیم داشتند؛ چرا که میتواند به براندازی نظامهای فاسد و دیکتاتوری منجر شود و از همین رو، کشورهای عرب حاشیه خلیجفارس میلیاردها دلار برای گرفتار کردن انقلاب تونس به سرنوشت انقلاب مصر هزینه کردهاند.
تغییر رویکرد ملتهای عربی میتواند آرزوهای طرفهایی که سعی در دامن زدن به اختلافات مذهبی در جهان عرب و تشکیل امپراتوری مذهبی دارند، بر باد دهد و امپراتوریهایی را که قرار بود در سایه ثروت طرفهای عربی و به قیمت ریخته شدن خون ملتهای عربی شکل بگیرند، نابود کند. این تحول واقعا خطرناکترین تحولی است که میتواند در جوامع عربی روی دهد.
البته تا زمانی که انقلاب تونس نتواند عدالت اجتماعی را به صورت حداقلی در عرصه رفع اختلاف و فاصله موجود میان مرکز و حاشیهنشینان و نیز مناطق ثروتمند ساحلی و مناطق محروم در جنوب و شمال این کشور جبران کند، نمیتواند انقلاب موفقی تلقی شود و بیشک این مسئولیت به عهده نمایندگان ملت و رئیسجمهور آینده این کشور است.
طرفهای محافظه کار و بویژه اسلامگرایان خواهان پیروزی قاطع در انتخابات پارلمانی آتی نیستند؛ چرا که این مساله میتواند باعث تحریک بازماندگان نظام سابق در داخل و خارج شود، اما در انتخابات ریاستجمهوری، با وجود رقابتهای شدید به نظر میرسد منصف مرزوقی راه آسانی برای پیروزی بر رقیبان داشته باشد؛ چرا که دستاوردهای خوبی در عرصه داخلی و خارجی داشته و توانسته است بارها انقلاب تونس و بهار عربی را از شر دشمنان نجات دهد.
این دستاوردها باعث تقویت محبوبیت مرزوقی در میان محرومان و مستضعفان شده و این در حالی است که رسانههای وابسته به نظام سابق حملات گستردهای را علیه وی انجام میدهند. پیروزی مرزوقی در انتخابات ریاست جمهوری میتواند ثمره و نتیجه منطقی انقلاب تونس باشد؛ هر چند همپیمانان یا دشمنان وی میتوانند در راستای حساب و کتابهای تنگنظرانه خود ائتلافهایی را شکل دهند که بیش از مرزوقی به منافع ملی عالی تونس ضربه بزنند.
الجزیره / مترجم: یوسف رضازاده
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد