jamejamonline
ایام عمومی کد خبر: ۷۲۷۸۹۱   ۲۳ مهر ۱۳۹۳  |  ۱۸:۲۰

در یکی از اسناد خیلی محرمانه سفارت آمریکا یکی از دپیلماتهای آمریکایی از نقشه تجریه ایران خبر داده است.

نقشه ای که کارتر برای تجزیه ایران کشید

در یکی از اسناد ”خیلی محرمانه“ سفارت آمریکا، یکی از دیپلماتهای آمریکایی به نام ”جان گریوز“ اظهار می دارد:
«هیچ یک از گروه ها اعم از رهبران سنتی نیروهای مسلح، مدیران و تکنسین های غربزده، سیاستمداران لیبرال دموکرات، آرمان گرایان شبه نظامی، و بالاخره افراطیون چپ گرا که شامل کمونیست ها نیز می شوند، نمی توانند به نحو آشکار برای به دست گرفتن قدرت اقدام نمایند چون همیشه این خطر هست که بنیادگرایان اسلامی که از حمایت بی دریغ توده ها برخوردارند، آنها را نیست و نابود سازند. مع ذلک بنیادگرایان اسلامی نیز آسیب پذیر هستند. به نظر من حداقل دو سناریو وجود دارد که می توان آشوب به پا کرد و باعث سقوط نهایی آنان شد.

سناریوی اول: نیروهای رو به تفرق ناشی از نارضایتی های نژادی و منطقه ای، که اگر به نحو نامناسبی با آنها برخورد شود، می توانند سبب بسته شدن حوزه های نفتی و رکود در اقتصاد سنتی شده، و یا ناسیونالیسم آن قدر بی اثر شود که توده های مردم از عدم استعداد و توانایی رهبران اسلامی خود ناراضی و ناامید شوند.

سناریوی دوم: ایجاد اختلاف در میان محصلین مدارس و دانشجویان دانشگاه ها نیز می تواند منجر به بروز نارضایتی عمومی و یا خشونت شده و سبب به وجود آمدن همان دوره های چهل روزه شهادت طلبی ای شود که منتهی به سقوط شاه گردید.»(1)

در یک سند دیگر به تاریخ ششم اوت1979 (15/5/1358) که دارای طبقه بندی ”سری“ می باشد، چنین آمده است:
«اگر چنانچه نفرات کافی از طبقه ی بی بضاعت تر و محافظه کار مذهبی ایران، به اندازه کافی از [آیت الله] خمینی و عدم توانایی او در برآوردن انتظارات رو به تزاید آنها که در انقلاب پرورده شده است مأیوس و ناراحت بشوند، و اگر این گروه در یک سازمان قدرتمند در مقابل حکومت مشوش و رو به سقوط [آیت الله] خمینی وضع دیگری را ارایه دهد، آن گاه ما شاهد یک انقلاب پس زننده، و یا حداقل بر سر کار آمدن یک حکومت جدید ”غیرخمینی“ خواهیم بود. اگر چنانچه اقتصاد سست و لرزان بماند و توده ها یک رهبری جدید بخواهند، امکان بر سر کارآمدن چپی ها و در نتیجه یک رژیم سوسیالیست وجود دارد. کردها ممکن است از قدرت کافی برای تضمین خودمختاری بیشتر برای خود در غرب ایران برخوردار باشند، اما ما در حال حاضر فکر می کنیم که آنها قادر به بسط قدرت و نفوذ خود در جهت براندازی دولت نیستند. اگر کردها، آذربایجانی ها، اعراب و سایر گروه های قومی تلاش های خود را هماهنگ کنند (اغتشاش هم زمان) و در جهت مشترک سرنگونی دولت کنونی با یکدیگر همکاری و از یکدیگر حمایت کنند، به عقیده ما آنها امکان موفقیت دارند.»(2)

ملاحظه می گردد که جاسوسان آمریکایی که با پوشش دیپلمات در سفارت آمریکا در تهران مستقر شده بودند، از همان اوایل سال1358 به فکر ”ایجاد آشوب در کشور“ و سقوط نهایی جمهوری اسلامی بوده اند. یکی از طرح های آنان عبارت از ”ایجاد اغتشاش هم زمان“ گروه های تجزیه طلب، در جهت سرنگونی دولت جمهوری اسلامی بوده است که سفارت آمریکا به آن امید بسته بود. (3)

در سندی که از یکی از پایگاه های جاسوسی آمریکا در ایران ( در شهر اصفهان ) کشف شده بود ، یکی از افسران اطلاعاتی ”سیا“ در تاریخ نوزدهم ژوئن 1979 (29/3/1358) اظهار می دارد که:
«تمام بذرهای یک جنگ داخلی در ایران کاشته شده است. ما تسلیحات زیادی داریم. گروه های زیادی در ایران همه آماده جنگ هستند. ما در آستانه موفقیت و پیروزی هستیم.» (4)

در راستای پیاده کردن سناریوهای فوق الذکر، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا به حمایت پنهانی از گروه های تجزیه طلب می پردازد. (5) ” حزب دموکرات کردستان ایران“ که برای تجزیه ی کردستان از ایران دست به فعالیت زده بود، در همان نخستین ماه های فعالیت خود (اوایل تابستان1358) میلیون ها دلار کمک از ”پیمان ناتو“ دریافت کرد و هم زمان با گروهک ”پیکار“، نخستین جریانی بود که وارد مبارزه مسلحانه با نظام نوپای جمهوری اسلامی شد و به سرعت به اخذ مبالغ کلان پول و مقادیر زیادی اسلحه از رژیم صدام موفق گردید. (6)

”مایلز کاپلند“ نیز که در جنگ جهانی دوم با ژنرال ”دونوان“ در دستگاه امنیتی ارتش آمریکا همکاری کرده و در تدارک کودتای 28 مرداد 1332 نیز با ”کرمیت روزولت“ همکاری کرده بود، در اوایل سال 1979 (1358)، به عنوان عضو گروهی از مشاوران بین المللی برای دیدار از مناطق عشایری و بررسی امکان شورش آنها، به ایران سفر می کند. اعضای این گروه دارای نام های مستعار ”سافورد“ و ”ویزال“ و ”ماسترسون“ و ”استفان مید“ بودند. (7)

پس از مدتی، دو نفر از رؤسای سابق ایل قشقایی به نامه های خسرو و ناصرقشقایی از ماوای 25 ساله خود (لاس و گلاس در آمریکا و مونیخ در آلمان غربی) به ایران آمده و بلافاصله به فارس عزیمت و مدعی ریاست ایل قشقایی شدند. برادران قشقایی با حمایت بنی صدر، تلاش زیادی کردند تا عشایر فارس را مجدداً زیر پرچم خود گرد آورند و یک آشوب تجزیه طلبانه جدید را در منطقه حساس کوچ ایل قشقایی (یعنی از جنوب اصفهان تا خلیج فارس) پدید آورند.

خسرو قشقایی قبل از بازگشت به ایران، به واشنگتن رفته و طرح عملیات را با مقامات سازمان ”سیا“ هماهنگ ساخته بود. او در ایران با نام مستعار ”اس.دی.راتر.“ با یکی از مأمورین سازمان سیا به نام ”اهرن“ تماس داشت و توسط عامل خود (جهان پولاد کشکولی) ماهیانه یک میلیون دلار دریافت می کرد.

توطئه برادران قشقایی، علی رغم تمهیدات مفصل مادی و فرهنگی به نتیجه نرسید. برخلاف تحقیقات مفصل مؤسسات پژوهشی ”سیا“ در طی سالهای 1343 تا1357 که از طریق یکی از عوامل خود در رأس اداره کل آموزش عشایر کشور، منطقه را تحت پوشش و مطالعه دقیق داشتند، خسرو و ناصر قشقایی موفق به جلب حداقل حمایت مردمی از میان توده عشایر نشدند، سرانجام، شورش نافرجامی که به غائله ”اردوی خان“ شهرت یافت، تنها توانست عده معدودی (حدود 170نفر) را به عنوان اعضاء ثابت به خود جذب کند که شورش آنها نیز با مداخله قوای انتظامی پایان یافت. (8)

اما دولت آمریکا که در سال1358 تلاش بسیاری برای حمایت از طرح های تجزیه طلبانه گروهک های مختلف به عمل آورده بود، با توجه به وضعیت نه چندان مساعد کشور در آن مقطع، آن چنان به موفقیت این طرح ها دل بسته بود که یکی از سناتورهای آمریکایی به نام سناتور ”جکسون“ در طی مصاحبه ای در اکتبر1979 (مهر1358) اظهار می دارد که: «انقلاب ایران محکوم به شکست است و آن کشور در آستانه تجزیه به قطعات کوچک است.» (9)

در ادامه ای این تلاش ها، در پنجم اوت1980 برابر با چهاردهم مرداد1359، در حالی که فقط چند هفته از شکست کودتای نوژه گذشته بود (در صفحات بعد راجع به این کودتا توضیح داده خواهد شد)، در نشست سران مرتجع عرب در شهر طایف، راه های مقابله با جمهوری اسلامی ایران مورد گفتگوی سران عرب قرار گرفت. در این جلسه خصوصی به توصیه دولتمردان آمریکا، سعودی ها برای مقابله با انقلاب اسلامی و جلوگیری از آن طرحی را پیشنهاد کردند که اساس آن ایجاد اغتشاش در نقاطی از ایران بود که ساکنان آن را بیشتر اهل سنت تشکیل می دادند.

عراقی ها ضمن تأکید این طرح قول دادند همه امکانات خود را در اختیار این برنامه قرار دهند. هیأت اردنی نیز گفت:
«برای شکست جمهوری اسلامی ایران باید در داخل این کشور دست به عمل زد و نقشه ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی می تواند مورد استفاده قرار گیرد تا ثبات امنیت داخلی را به هم بریزد.» در همین راستا، درگیری هایی در مناطق کردنشین، عرب نشین، ترکمن به وجود آورد و با ایجاد اغتشاش در این مناطق، در جهت تضعیف دولت مرکزی و فروپاشی نظام جمهوری اسلامی، اقداماتی انجام گرفت. (10)

رژیم بعثی عراق نیز که با تحریک و هماهنگی آمریکا جنگ تحمیلی را بر علیه ایران آغاز کرده بود (مدارک مربوطه در صفحات بعدی ارایه خواهد شد)، در ژانویه1981 (دی ماه 1359) اعلام می کند که:
«جنگ به پایان نخواهد رسید مگر این که رژیم ایران به کلی منهدم شود. اگر رسیدن عراق به موقعیت کشوری قدرتمند، مستلزم تجزیه ایران است، بگذار ایران به چهار یا پنج ایران کوچک و ضعیف تقسیم شود.» (11)

مطالب فوق حاوی بخشی از طرح های دولت کارتر برای تجزیه ایران بود. در فصل بعد خواهیم دید که دولت ریگان نیز همچنان توطئه های گوناگونی را برای تجزیه ایران پیگیری می کند.

پی نوشت ها:

1- اسناد لانه جاسوسی. جلد (6-1). پیشین، ص131و132.
2- اسناد لانه جاسوسی. کردستان (1). پیشین، ص152.
3- در یکی از اسناد لانه جاسوسی چنین آمده است که:
«در تماس هایی که با تبعیدیان ایرانی در اروپا داریم، خیلی الزامی است که هیچ گونه اثری باقی نماند که نشانگر آن باشد که دولت آمریکا قصد مداخله در جریانات داخلی ایران را دارد، یا این که با گروه هایی که علیه دولت جدید ایران، نقشه می کشند، همکاری می کند.»
رک. به: اسناد لانه جاسوسی. جلد(6-1)ص184.
4- روزنامه کیهان در تاریخ2/10/1359 گزارش زیر را درج کرده بود:
«سپاه پاسداران اصفهان با انتشار یکی از اسناد دایره اسقفی اصفهان، پرده از روی بخشی دیگر از توطئه های سازمان ”سیا“ در ایران برداشت. سپاه پاسداران اصفهان فاش کرد که این دایره، نقشه ها و عکسهای متعددی از پایگاه های هوایی و فرودگاه ها و همچنین لیست اسامی خلبانان ایرانی در اختیار سازمان جاسوسی آمریکا قرار داده بود و عامل این ارتباط ”خلیل رزم آرا“، کشیش این دایره بوده است. سازمان جاسوسی”سیا“ با در اختیار داشتن نقشه ها و عکس های هوایی از فرودگاه و پایگاه های هوایی ایران و ارتباط با گروه های مسلح ضد انقلاب، قصد ایجاد جنگ داخلی ایران را داشت و ژنرال ” استانسفیلد ترنر“ رییس سازمان ”سیا“ در ارتباط های مکرر با دایره اسقفی اصفهان در پی کسب اطلاعات بیشتر از اخبار و گزارش های داخلی ایران برای اجرای توطئه شوم آمریکا در ایران بود. متن سند که از جانب سرهنگ ”میلتون سولیوان“ رابط آمریکایی کشیش خلیل رزم آرا در تاریخ 19ژوئن 1979 خطاب به وی ارسال شده، چنین است:
خلیل عزیز، از برای نقشه های سیاسی شما، نقشه های هواپیمایی و آشیانه های هواپیماهای نظامی، لیست خلبانان ایرانی (پایگاه های نیروی هوایی) و میکرو فیلم ها بسیار متشکرم. اخبار دیروز تهران حاکی از آن بود که:
تمام بذرهای یک جنگ داخلی در ایران کاشته شده است. ما تسلیحات زیادی در ایران داریم. گروه های زیادی در ایران همه آماده به جنگ هستند. طبق گزارشات، ما در آستانه موفقیت و پیروزی هستیم. استانسفیلد ترنر، رییس سیا گفته که این کار آسان نیست اما سخت تر خواهیم کوشید. تلاش صمیمانه خود را برای پیگیری این موضوع سری بکار ببرید. و موجب امتنان خواهد بود که به زودی از شما اخبار و گزارش هایی داشته باشیم و عکس هایی از فرودگاه ها و پایگاه های نیروی هوایی دریافت کنیم. ارادتمند: سرهنگ میلتون سولیوان.
5- در همین رابطه، ”برژینسکی“ در نامه ای خطاب به ”سایروس ونس“ می نویسد:
«با توجه به قابل پیش بینی نبودن حوادث و تحولات آینده ایران، الزاماً مهم است آمریکا با تمامی رهبران سازمانها و گرایش های سیاسی، بدون استثناء از جمله اقلیت های مذهبی یا نژادی و گروه های افراطی که قادرند مقاومت مسلحانه علیه رژیم [امام] خمینی را تحریک کنند. تماسهایی برقرار نماید.
رک. به: آمریکا، شیطان بزرگ، پیشین، ص129.
6- کودتای نوژه، پیشین، ص45.
7- جولیتو کیه زا. «هدف: تهران (تهاجم کارتر و وقایع پشت پرده)». ترجمه هادی سهرابی، (تهران: نشر نو، 1362)، ص126.
8- کودتای نوژه. پیشین، ص42.
James Bill.OP.Cit.,p285 9-
در این راستا یک جاسوس آمریکایی گزارش می دهد که: در روز جمعه27 مهر 1358 تیمسار منوچهر هاشمی رییس پیشین ضد اطلاعات ساواک، تیمسار عزت افشانی رییس پیشین ساواک آذربایجان غربی، و دیگر مأموران سابق ساواک با تیمسار حسن مبصر رییس سابق پلیس کشوری ایران، در لندن ملاقات داشتند.
تیمسار مبصر به آن گروه کوچک گفت که رهبر جاف ها که یک قبیله بزرگ کرد می باشند. اخیراً دیداری از لندن داشته و با تیمسار (مبصر) ملاقات نموده است. این رهبر کرد یک ارتش کوچک 1500نفره دارد که مجهز به تفنگ و مسلسل می باشند که در مرز ایران و عراق مستقر می باشند... تیمسار مبصر در فکر اعزام سرهنگ شاملو است که چترباز و فرمانده سابق یک گروه ضد تروریست در نیروی زمینی بوده، تا به عنوان یکی از مربیان این ارتش باشد.
رک. به: "کردستان 11)": پیشین، ص15و16.
در یک سند ”سری“ دیگر سفارت آمریکا به تاریخ ششم اوت1979 (15/5/1358) می خوانیم: اگر پالیزبان در دو ماه آینده بتواند ارتش را در کردستان خنثی کند، و توده های مردم به خاطر اضمحلال بیشتر اقتصاد، خمینی را رها کنند، آن گاه پالیزبان ممکن است به عنوان یک رهبر جدید مورد قبول واقع شود. رک. به: «کردستان 21)“ پیشین، ص153.
10- جمیله کدیور، پیشین، ص218، 219.
11- روزنامه کیهان، 4/7/1372.
جملات مذکور را ”طه یاسین رمضان“ معاون اول نخست وزیر عراق، در مصاحبه با روزنامه ”الثوره“ ، ارگان حزب بعث، در ژانویه 1981 اظهار داشته بود

منبع: پایگاه جامع تاریخ معاصر ایران،​ موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل: