دانشجو و عدالتخواهی(2)

عدالت یک پایهاش برخورد با مفاسد و جلوگیری از انباشته شدن ثروتهای مفت و جلوگیری از عدم اولویت بندیهای صحیح در برنامه ریزیهای کشور است. پول کشور را ببرند یک جاهایی خرج کنند که اصلا9 اولویت نیست.
کد خبر: ۶۹۸۶۷
فرض کنید اگر جنبش دانشجویی بخواهد به این سمت حرکت کند، شما چه روشهایی را پیشنهاد میکنید؛ اگر جنبش دانشجویی ما بخواهد فعال شود، چه راهکارهایی را باید در این حرکت مد نظر خودش قرار دهد؛
اول یک نکته کلی را عرض کنم، بعد چند تا پیشنهاد هم به نظرم میرسد که میگویم. حرکت دانشجویی در پیوند با یک امام حق، یک راه بیشتر ندارد، آن هم اینکه در فضای امامت حرکت کند. احزاب و گروهها نشان دادند در شصت سال اخیر، فقط بهرهبرداری ابزاری از حرکت دانشجویی میکنند و وقتی بهره برداری تمام شد به محض اینکه مجموعههای دانشجویی کوچکترین سوالی را به خود این احزاب نسبت بدهند، بایکوت می شوند و تحت فشار قرار میگیرند.
این یک حرفی است که دانشجویان کدها و علامتهای متعددی از آن میبینند. تنها جایی که به مقتضای ماهیتش و وظیفهاش و رسالت هایش به دنبال رشد انسانها و کمال انسانها و تحقق آرمانهای حقیقی انسانهاست نظام امامت و امام است.
اگر در دنیا با اینهایی که مدعی جمهوریت و دموکراسی محض هستند، بحث کنیم اعتقاد ما این است که بالاترین سطح مشارکت حقیقی مردم، در نظام امامت است. بالاترین سطح احترام به حقوق مردم و اصالت مردم، در نظام امامت است؛ حالا در هر شرایطی ساز و کارهایش متفاوت است.
یک روز رایگیری است و یک روز تجمعات است. هر روز این ساز و کارها ممکن است پیشرفت کند. حرکت دانشجویی هرگاه در این فضای ملکوتی قرار گرفته، نقاط اوج آفریده و هرگاه از این جدا شده، صرفا9 به جریانات سیاسی و تشکلها پیوسته است، معمولا9 هم یا به انحراف رفته است یا منجر به سرخوردگی و رکود شده است. بنابراین اگر حقیقتا9 دنبال یک شکوفایی عظیم هستیم، باید این رابطه را تعریف کنیم و این فضا را بشناسیم.
باز این را تاکید میکنم، ببینید هیچ کس به اندازه امام و مقام رهبری از دانشجویان نخواسته که سیاسی باشند، در همة امور کشور وارد شوند و اظهار نظر کنند. حتی گروههای سیاسی و احزاب همیشه در یک زاویه بسته فعالیتها را برمیتابند.
میگویند آقا در این محدوده هر قدر که دلت می خواهد جلو برو؛ اما به محض اینکه پایش را بگذارد آن طرف، یا میگویند حرف مفت است یا بنشین سر جایت یا گوشش را میپیچانند و طردش می کنند، بالاخره ترتیبش را می دهند. نکته دوم این که حرکت دانشجویی امروز باید یک بار دیگر تعریف شود، البته نه اینکه استنباط شود همة دانشجویان تحت تاثیر این فضاها قرار گرفتهاند! نه. خوشبختانه اکثر دانشجویان و دانشگاهیان ما این مسائل را خوب می فهمند و خوب تنظیم می کنند.
گر چه ممکن است خیلی بروز و ظهور بیرونی نداشته باشند، اما منظور من آن بخشهایی است که به هر دلیل بروز و ظهور بیرونیشان بیشتر است، حالا به واسطه تقویتها یا حمایتهایی که از بیرون میشوند.
ما باید باز بیاییم و حرکت خودمان را تعریف کنیم. در یک نظام مظلومی که صدها مشکل در داخل دارد و در چالش تاریخی با نظام استکباری ماهیتا9 سلطهطلب و چپاولگر است، باید نقش خودمان را تعریف کنیم. در اینجا نباید بیتفاوت باشیم. بدون مبارزه با این نظام سلطه، اصلا9 حقوق انسانها مفهوم پیدا نمیکند.
باز باید ارتباط خودمان را با احزاب سیاسی تعریف کنیم. نباید دانشگاه به باشگاه مجانی احزاب سیاسی تبدیل شود. اگر کسانی هستند که دوست دارند عضو گروههای سیاسی یا شعبهای از گروههای سیاسی باشند، این تابلو را وادار کنیم نصب کنند. آقا ما عضو فلان حزبیم. اینها دانشجو هستند فعالیت هم میکنند؛ انشأالله فعالیتشان هم مثبت است من نفی نمی کنم، اما این یک حرکت دانشجویی نیست. حرکت دانشجویی باید ارتباطش را با مدیریت و آموزش عالی مشخص کند.
امروز آموزش عالی وابسته به یک حزب و گروه است، همة امکانات را هم بسیج کرده که منافع آن حزب را تامین کند، ممکن است فردا یک حزب دیگری بیاید.
خب حرکت دانشجویی باید تاثیرپذیری خودش را از این تحمیلات به حداقل برساند. در ضمن حرکت دانشجویی باید مراقب نفوذیها باشد. ببینید حرکت دانشجویی همان مقدار که ارزشمند و عزیز و تاثیرگذار است، به همان میزان هم آفتپذیر است.
بالاخره میآیند و روی دانشگاه سرمایهگذاری می کنند. من یادم است، اولی که دفتر تحکیم تشکیل شده بود و ما شورای اول تحکیم بودیم و چهار نفر به عنوان نمایندگان کل دانشگاههای کشور رفتیم خدمت حضرت امام که گزارش را بدهیم.
ایشان یک سخنرانی کردند؛ بیش از نیمی از آن سخنرانی مربوط به این است که مراقب نفوذیها باشید. مراقب باشید دشمن سرمایه گذاری می کند. دو سال بعدش دیگر دو سوم صحبتهایشان راجع به اهمیت حفاظت از حریم فعالیتهای دانشجویی در مقابل نفوذیهای دشمن است.
اینها را خیلی باید مراقب باشیم. حرکت دانشجویی باید یک مقدار تاریخ معاصر را مطالعه کند. این جریانات سیاسی که فعالند همه عقبه دارند، اینها در موقع انقلاب موضعگیری داشتند در مقابل شاپور بختیار، در مقابل شاه، در مقابل هفده شهریور، در مقابل شعارهای مردم، در مقابل جریان تجزیهطلبی، در مقابل کودتاها، در مقابل ترورها، در مقابل جنگ تحمیلی و غیره.
اینها امروز یک دفعه که متولد نشدند. اگر ما شناسنامهشان را ندانیم ممکن است فریب بخوریم. آقای مسعود رجوی که بچه شیرخوار و مادرش را به جرم حمایت از انقلاب با هم آتش می زند میشود طرفدار آزادی و مردم سالاری و حقوق مردم و دموکراسی.
یا گروههایی که تا روز آخر اصرار داشتند شاه بماند، نظام سلطنت بماند و اصلا9 هیچ اعتقادی به مردم به آن مفهوم ندارند و اصلا9 ته اعتقادشان حاکمیت نخبگان است و مردم را تودههای - عذر می خواهم - بیشعور می پندارند.
بالاخره اگر سابقه آنها را ندانیم، امروز که طرفدار آزادی مطلق مردم شدهاند، ممکن است فریب بخوریم.
و اما کار آخری که حرکت دانشجویی باید انجام دهد، این است که هیچکس نمیتواند حرکت دانشجویی را به سامان برساند و حفظ کند، جز خود دانشجویان.
البته وزارت علوم هم باید خودش را از این قضایا کنار بکشد و احزاب هم باید کنار بروند یا قانون خاصی وضع کنیم و آنها را اصلا9 از این جور سلطهها منعشان کنیم، ولی این کار سختی است. کار خود دانشجوهاست. شرایط را تغییر دهند و اولویتهای خودشان را باز تعریف کنند.
اولویت واقعا9 چیست؛ اولویت این است که هر کس در این کشور تخلف کرد ما مدافعش شویم؛ کدام منطق و مکتب و ایدئولوژی و اصلا9 کدام سابقه حرکت دانشجویی به ما دیکته میکند که هر کس هر جا تخلفی کرد، دزدی و جنایتی کرد و نوکری بیگانه کرد، ما به نام حقوق شهروندی برویم رژیم را تخلیه کنیم پشت او. کی گفته؛ اولویتهای کشور را از دید احزاب نگاه نکنیم.
اولویتهای کشور را از دید یک انسان مستقل آرمانخواه دلسوز نگاه کنیم. من تردید ندارم که اگر فضای دانشجویی خودش باشد واقعا9 خودش باشد، هزاری هم گروه درست شود و توی در سر و کله هم بزنند، دعوا کنند، آشتی کنند و غیره، برآیند حرکت دانشجویی به دلیل ویژگیهای دانشجوییاش، ویژگیهای جوانی و آرمان خواهیاش یک برآیند مثبت و در جهت آرمانهای ملی خواهد بود. خود حرکت دانشجویی باید مواظب دخالتهایی از بیرون باشد و این یک تعهد عمومی است.

جنابعالی با توجه به وضعیتی که حالا هست چه تصویری از آینده جنبش دانشجویی در ایران دارید فکر میکنید که آیندة جنبش دانشجویی در ایران چه طور خواهد بود؛
من به آینده حرکت دانشجویی بسیار خوش بین هستم و امیدوار. خوشبختانه امروز یک تردید عمومی در محیطهای دانشگاهی نسبت به صداقت و اصالت احزاب و گروههای قدرت طلب به وجود آمده است و این خیلی مقدس است. ارزشمند است.
ما داریم یک رویکرد جدی را در حرکت دانشجویی به سمت استقلال و آرمان خواهی میبینیم. اگر مدیران آموزشعالی و احزاب یک مقدار انصاف به خرج بدهند و اجازه دهند که این روند به طور طبیعی طی شود، من فکر میکنم ظرف چند سال آینده ما شاهد حرکتهای بسیار مترقی و ماندگار از حرکت دانشجویی باشیم ان شأ الله.
خوشبختانه امروز تعداد دانشجویانی که عمیق و آگاه و منصف و دلسوزند، کم نیست. با وجود تلاش گستردهای که دشمنان ما برای ترویج انحراف و مفاسد در دانشگاه میکنند و سعی دارند ظاهر دانشگاه را بالاخره نابسامان نشان دهند، بدنة دانشگاهی ما و بدنة دانشجویان ما رویکرد جدی به سمت اصالتهای خودش دارد.

میشود بگوییم که جنبش دانشجویی می تواند با دولت در تعامل مثبت هم باشد و در راستای منافع ملی و حرکتهای ملی که دولت در برنامههایش پیشبینی کرده، تلاش کند؛
اصلا9 باید این باشد.

زمانه: دولتها تغییر می کنند!
مشکلی نیست! ببینید، حرکت دانشجویی اگر در نقش حزب قرار بگیرد یا اینکه بیاید پشت سر یک دولتی، به طور طبیعی یک عدة دیگری نقطة مقابل آن حرکت قرار می گیرند و اگر هم بیاید پشت سر یک گروهی و آن گروه رأی نیاورد، خوب چه اتفاقی می افتد؛
این تعامل دچار خدشه می شود. اگر حرکت دانشجویی ورای این حرفها حرکت بکند خودش و تاثیراتش پایدار میماند. نمیگویم در انتخابات دخالت نکند باید دخالت کند! اما سرنوشت خودش را به جریاناتی که متغیرند، گره نزند.
با دولت، مجلس، قوه قضائیه و نهادها در یک تعامل کاملا9 جدی و مثبت و اصلاحی باید قرار بگیرد. ببینید مثلا9 یک خبری ما شنیدیم که آقا مدیر عامل ایران خودرو عوض شد. یک سری مقالاتی خواندیم که ایشان مخالف واردات خودرو بود به همین دلیل عوض شد.
ما کاری نداریم به اصل واردات خودرو، این یک بحث تخصصی میطلبد. به این که نسبت واردات خودرو با اشتغال و صنعت و منابع ارزی ما چیست، کاری ندارم.
اما وقتی چند روز بعدش وزارت صنایع، اطلاعیه آزادی واردات خودرو را میدهد و در کنار آن، خبر میرسد که یک حزب قدرتمند حکومت، 2500 ماشین را در جنوب خلیج فارس آماده واردات دارد؛ حرکت دانشجویی باید این را دیدهبانی بکند؛ بگوید آقا این رانت اجازه دیگر نمی دهد که آزادی و مشارکت واقعی باشد؛ فرصتهای برابر را از بین میبرد. شما که در دولت هستید، به چه حقی از قبل خبر دارید و همه کارهایتان را هم کردهاید؛
یا وقتی که می بینیم یک ماجرای تراکم بهوجود میآید و صدها میلیارد تومان میرود توی جیب یک عده خاص، که نوعا9 سیاستمدار سیاسی هم هستند، اینجا باید حرکت دانشجویی فریاد بزند.

زمانه: من بیشتر آن تعامل مثبت را عرض میکردم، به این معنا که در جهت اجرای برنامهها همکار کند...
حالا قسمت دومش را هم عرض می کنم. این قسمت منفی آن که از حرکت اصلاحی جلوگیری میکند. ما امروز مشکل صنعت و کشاورزی و بیکاری داریم. مشکل نظامبندیهای اداری داریم.
کجا باید اینها بحث شود تا برایش راه حل پیدا شود؛ غیر از دانشگاه؛ اگر کسی فکر می کند خارج از دانشگاه می توان اینها را ریشهای حل کرد، پس دانشگاه برای چی درست شده است؛ دانشگاه جای این حرفها است؛ که چرا توزیع منابع در کشور ما، مناسب نیست؛
چرا بازدهی فعالیتها کم است؛ چه راهکارهایی باید پیشبینی کنیم؛ نظام آموزشی ما چرا این مشکلات را دارد؛ کجا باید بحث شود و به راحل حل برسد؛ ارتباط دانشگاه با صنعت که میگویند، یعنی همین.
دولت صد تا کار می خواهد انجام بدهد. این باید بیاید در محیطهای دانشجویی و دانشگاهی پخته شود و چکش بخورد. این امر دو تا خاصیت دارد؛ یکی اینکه دانشجویان ما با طرز اداره، مشکلات کشور و راه حلها آشنا میشوند، فردا همینها هستند که مدیر و کارشناس و تصمیمگیرنده میشوند.
دوم اینکه دانش دانشگاهیان پشتوانه تصمیمات دولت قرار میگیرد و قطعا9 کارها پختهتر میشود. در دانشگاهها خود دانشجو، پایهگذار است. دانشجو را صدا کند بیاید. آقا بفرمایید بیایید توضیح بدهید. شما هم بنشین، این تیم اساتید متخصص، اینهایی که دارند کار میکنند، برنامهتان را به نقد بگذارید که در محیط دانشگاه کامل شود، پخته شود، رفع نقص شود. اینها تعاملات مثبتی است.
یا در مورد حمایتهای سیاسی امروز دولت جمهوری اسلامی در مقابل یک قدرت چپاولگری قرار گرفته که کنار مرزهای ما آمده و دارد زور می گوید. کی باید پشت دولت را محکم کند؛ حرکت دانشجویی. دانشجوی ما رفته عراق زیارت بکند؛ حالا جوان است، آنجا رفته مثلا9 یک عکس انداخته با مجسمه صدام، و گرفتهاندش.
کی باید در سیاست خارجی از دولت ما حمایت کند که بتواند جوان ما را آزاد کند؛ دانشجو باید این کار را بکند. اگر در دریای خزر می خواهند تحمیل کنند، منافع ملی ما را بهخطر بیندازند، کی باید پشتوانه قدرت دولت در رایزنیها و مذاکرات سیاسی باشد؛ در وهله اول دانشجو. باید بیاید بیرون فریاد بزند. بگوید آی دولت! بخواهی کوتاه بیایی از منافع با ما طرف هستی.
آقای کشور قلدر! فکر نکنی دولت ما تنهاست. در قیمت نفتش، در جزایر خلیج فارسش، در ادعاهای مرزی کنار مرزش، در جهت قاچاق کالایش، در مبارزه با مواد مخدرش، شما در هر زمینهای وارد بشوی، زمینه تعامل مثبت و سازنده بین حرکت دانشجویی و دولت برقرار است.

...گفتوگو باشد یا نه؛ یکی در رابطه با همین که شما فرمودید که جنبشهای دانشجویی نباید خودشان را با جریانهای متغیر پیوند بدهند و خودشان و سرنوشتشان را به آنها گره بزنند.
ما میبینیم که خود جنبشهای دانشجویی، و خود اصلا9 دانشجو، یک محدوده خاصی از زمان عمر نسل جوان است؛ یعنی خود فرآیند جنبش دانشجویی درگیر این گذر زمان هست. دانشجوها هی میآیند تجدید یا فارغالتحصیل میشوند و عملا9 از چرخه جنبش دانشجویی بیرون میافتند.
چطور میشود گفت اینها خودشان را با آن متغیرها وابسته نکنند، در حالی که خودشان متغیر هستند. آیا یک سری تشکلها و نهادهای دانشجویی بهوجود میآیند یا باید بهوجود بیایند که وظیفه شان این است که از افتادن دانشجو و جنبش دانشجویی به ورطه مسائل زودگذر جلوگیری کنند و آنها را با مسائل کلان جامعه پیوند بدهند.
باز هم خود آن تشکلها و نهادها، به چه روزی میافتند؛ آیا آنها دوباره خودشان ابزار یک جناح یا یک گروه خاص خارج از دانشگاه نمی شوند؛

مطلبتان صحیح است. دانشجویان چون متغیرند، نمیتوانند کار حزبی کنند و نقش یک حزب را بازی کنند. اما اگر ما آرمانهای بلند ثابت داشته باشیم و ساز و کارهایمان، برای پیگیری این آرمانها تعریف شود، هرچند که افرادی بروند و افرادی دیگر بیایند، باز آرمانها ثابت است. استکبارستیزی، عدالتطلبی، دفاع از فرهنگ خودی، اینها در حرکت دانشجویی چیزهای ثابتی است.

دانشجو یا حرکت دانشجویی، اینها را باید از کی بگیرد؛
پیوندش باید با امام جامعه باشد.

خوب من یک سؤال دوم که داشتم مربوط به همین می شود، ما میبینیم که اصالت دانشجو و جنبش دانشجویی، باید عدالت خواهی و مبارزه با فساد باشد.
اگر خوب نگاه کنیم می بینیم اینها حتی از نظام امامت هم فراتر است، یعنی بحثهایی هستند که در گستره انسانی مطرح میشوند؛ کما اینکه خود امیرالمومنین در سیره سیاسیشان بحث عدالتخواهی را محدود به مومنین نمیکنند.
در باب بحث عدالتخواهی و مبارزه با فساد میگویند که جا دارد انسان دق کند اگر در سرزمینهای اسلامی خلخال از پای یک پیرزن یهودی به ستم درآورند!
پس این نشاندهنده این است که بحث عدالتخواهی و مبارزه با فساد که میگوییم، مهمترین پارامترهای اصالت فعالیت دانشجویی هستند و مقام رهبری هم این را فرمودند ما باید چیزهای دیگری در فضای دانشگاه داشته باشیم که نظام امامت هم مبتنی بر آن است. آیا این طور نیست؛

نه! اینکه فراتر از نظام امامت نیست. در نظام امامت میتوان عدالتخواهی حقیقی را برقرار کرد. در چارچوب نظام امامت هست که می توان یک مبارزه اصیل با استکبار را سازمان دهی کرد.
اینها را توجه داشته باشید. لازمة یک مبارزه اصیل که منحرف نشود آن است که امام حقی در راس آن مبارزه وجود داشته باشد. لازمه عدالت حقیقی این است که یک امام عادل و حقی باشد. این ورای آن نیست.
اما من به نظرم نکتهای هست که باید به آن اشاره کرد. بالاخره من یک دانشجو هستم و میخواهم همواره استکبارستیز و عدالتطلب باقی بمانم. چه کار باید بکنم؛ این مهم است. خب خودم را باید بسازم؛ و بهنظر من مترقیترین آموزهها، آموزههای دینی است که انسان را جوری میسازد که عدالتخواه باشد، ظلمستیز باشد، استکبارستیز باشد، آرمانخواه باشد.
نه اینکه دیگران نمیتوانند اینها را داشته باشند، اما در نظام دینی، این فضلیتها در وجود انسان نهادینه میشود و اصالت پیدا میکند. بله، آنها بحثهای دیگری است که ما وارد آن نشدیم.
دقت کنید که ما آدم مدعی زیاد داشتیم که در دوره دانشجویی فعال بودند، پایشان را می کوبیدند و داد میزدند، به محض اینکه در یک پستی قرار گرفتند، آنچنان اشرافی شدند که دیگر مردم را محل نمیگذاشتند، دنبال ثروت و رانت و هزار چیز دیگر بودند.
بالاخره باید آدمها خودشان را بسازند. آدمی که خودش از درون خودش آزاد نباشد، نمی تواند آزادیخواه باشد. به نسبتی که آزاد میشود، آزادیخواه است.

منظور من این است که الان یک جنبش دانشجویی که به فرض در دانشگاه بهوجود بیاید، یا یک قشر دانشجویی که هدف و انگیزه خاص پیدا کنند و حتی بخواهند واقعا9 تابع شرایط نظام امامت عمل کنند، با مدعیان پیروز از امامت حقیقی و خط امامیم و اسلام ناب مواجه میشوند.
الان بین جناحهای سیاسی خودمان این بحث هست. دانشجو عملا9 اینجا معلق می ماند. عملا9 سرگردان می ماند که نظام امامت کدام است؛ این جناح است یا آن جناح؛ اینها که دقیقا9 از نظر مواضع سیاسی مخالف همدیگر هستند. من چهطور میتوانم هم جنبش دانشجویی باشم، و هم در چارچوب نظام امامت عمل کنم؛
وقتی که ما می گوییم جنبش دانشجویی آرمانهایش مشخص و ثابت است، کلیتی را قبول دارد، ولی وقتی می خواهد بیاید تعامل کند، دیگر باید با عناصر حاکمیت تعامل کند نه با آن کلیت نظام.
یعنی یک دانشجو یا یک حرکت دانشجویی، در حوزه عمل، هیچوقت با کلیت یک نظام درگیر نمیشود، حالا چه مثبت چه منفی. نهایتا9 میآید با عناصر و اجزأ حاکمیت تعامل که احزاب و گروهها و نهادهای سیاسی دولتی یا غیردولتی هستند، تعامل میکند.
اما الان آن دانشجویی که ما میگوییم و دنبال آرمانهایش هست، وقتی که میخواهد در عمل وارد شود، عملا9 تعاملش با عناصر حاکمیت است و این عناصر حاکمیت با هم تضاد یا اختلاف دارند، تقابل دارند، اختلاف سلیقه دارند.

بیشتر منظور من این بود که آیا جنبش دانشجویی، در عمل باز هم در تنگنای عناصر حاکمیت قرار نمیگیرد؛
این که اشکالی ایجاد نمیکند. ما نگفتیم تعامل نباشد. اما تعامل مبنایش چیست؛ به اعتقاد من مرزبندیهایش، مرزبندیهای اعتقادی و ارزشی است.
بالاخره دوست یا حزب مورد علاقه من اگر از معیارهای ثابت تخلفی میکند، باید مورد اعتراض من باشد، به همان میزان که حزب مخالف مورد اعتراض قرار میگیرد. کار به اینها که میرسد، ما میگوییم انسان جایزالخطاست. نظام اینطوری برپا میماند.
اگر ما در رفتارهای فردیمان، تمام معیارها و ارزشها را بگذاریم کنار و تمام ضوابط و به اصطلاح مبانی رفتاریمان، مبانی منافع گروهی و شخصی باشد، بعد بخواهیم آرمانهای بلندمان را محقق کنیم؛ این نمیشود.
مسلمان یا هر عنصری که عدالتخواه و آزادیخواه است، یکی از وظایفش این است که راههایش را پیدا کند. اصلا9 ما کاری نداریم ده تا گروه در حکومت، همه با هم دعوا دارند. خوب وظیفه ما چیست؛ این است که هر کدام کار مثبتی کرد، بگوییم کارت مثبت است. هر کدام کار غلطی کرد، بگوییم کارت غلط است. این وظیفه یک مسلمان حر و آزاده است که تعلق ندارد. این را ما باید تقویت کنیم، و اتفاقا9 نظام امامت است که این فضا را باز می کند. میگوید آزاد حرفت را بزن.
من مثالی میزنم؛ قوه قضاییه تصمیمی گرفته و بهنظر ما تصمیم خلاف است، باید حرفمان را بزنیم؛ البته با روش صحیح. توهین، هتاکی، بی ادبی، در شأن هیچ انسانی نیست چه رسد به دانشجوی پیشتاز که باید حتما9 با روش صحیح و منطقی اظهار نظر کند.
مجلس دارد تصمیم غلط می گیرد باید حرف بزنند. دولت یا فلان نهاد تخلف کرده، باید حرف بزند. این نیست که چون حالا این چارچوبها هستند، از هرکدام باید اجازه بگیرید. اتفاقا9 وظایف مسلمانی می گوید: نه! تواز کی اجازه باید بگیری؛ امام جامعه راه را باز کرده. در چارچوب اسلام شما آزادی، عمل کن!
اینها یک محدودیتهایی تحمیلی هستند که چون در جامعه احزاب هستند، ما در قالب اینها باید کار کنیم. کی گفته در قالب اینها باید کار کنیم؛ مگر وحی منزل هستند؛
نه! ما یک اصول و معیارهای ثابتی داریم، ابتکارعمل، شیوهها و تدابیر به عهدة خودمان است که چه جور جلو برویم.
من یک خاطره از رهبری بگویم؛ جمعیت شورای مرکزی حمایت از ایثارگران، دو سال و نیم پیش خدمت ایشان بودند. خواستهشان این بود که شما کسی را معرفی کنید تا با شما ارتباط داشته باشیم و مواضعی که میخواهیم بگیریم کنترل کنیم که منطبق بر مواضع شما باشد. ایشان فرمودند که نه! ضرورتی ندارد. یک جا حکم است، همه باید اطاعت کنند.
بالاخره حکومت باید حفظ شود؛ دیگر آنجا تحلیل بردار نیست و روشن است؛ من اینها را می گویم. یک جا سلیقة سیاسی است، مشی سیاسی است، این به عهدة خودتان است. شما بروید طراحی کنید.
این جمله ایشان است ممکن است سلیقه من در یک موضوع سیاسی با سلیقة شما نخواند. شما کارتان را بکنید. معنی این فرمایش این است که شما بروید فکر و تحلیل و تدبیر کنید، منتهی با جهتگیریهای اصیل.
منافع گروهی و شخصی و این چیزهای پست را بگذارید کنار. اگر من دیدم شما دارید از آن مسیرهای صحیح خارج میشوید، تذکر خواهم داد، اما خودتان میدانید. ممکن است مشی سیاسی شما با من نخواند؛ اشکالی ندارد.

دانشجو و عدالتخواهی(1)
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها