
پرویز ثابتی مدیر امنیت داخلی ساواک همانند دیگر مقامهای امنیتی، فردی ناشناخته و در سایه بود تا اینکه حضورش بهعنوان مقام امنیتی در تلویزیون در نوروز ۱۳۵۰، نام او را بر سر زبانها انداخت و بعد از خروج از ایران در سال 1357 بار دیگر به سایه رفت و دوران سکوت و انزوا را برگزید، اما پس از ۳۰ سال در ۱۳۸۷ گفتوگوهایش را با عرفان قانعیفرد آغاز کرد و کتاب «در دامگه حادثه» محصول این گفتوگوهاست. ثابتی در این کتاب، گفتههایی عجیب و غریب و ادعاهایی شگفتانگیز دارد که یکی از عجیبترین آنها این است که ساواک، مخالفان را شکنجه نمیکرد. وی که به شکنجههای غیرانسانی شهرت دارد، میگوید: من همیشه با شکنجه مخالف بودم، نه شکنجه و نه بازجویی کردهام!
ثابتی در این گفتوگو، مردان و زنان بسیاری را زیر سوال برده تا خود را توجیه کند.
بخش جالب توجه دیگری از خاطرات ثابتی، تطهیر رضاشاه و محمدرضا پهلوی است و اثبات اینکه این پدر و پسر، خادم ایران بودهاند. ثابتی تمام مخالفان حکومت پهلوی را مزدور و مریض یا دارای ناراحتی جنسی قلمداد میکند و هیچ جای کتاب نیست که ثابتی در آن یک اپوزیسیون سالم را معرفی کند.
وی بیشترین نقدها را متوجه مصدق و بختیار میداند و میگوید، زمان مصدق که الان میگویند سمبل دموکراسی است، شکنجه بشدت برقرار بود! وی همچنین معتقد است، انگلیس و آمریکا عامل سقوط رژیم پهلوی بودند. از عجیبترین ادعاهایی که ثابتی درباره مخالفان رژیم مطرح کرده میتوان به ارتباط شهید بهشتی با سازمان سیا و همکاری دکتر شریعتی با ساواک اشاره کرد. وی در بخشی از خاطراتش میآورد تختی خودکشی کرد، صمد بهرنگی بلد نبود شنا کند، غرق شد و شریعتی به مرگ طبیعی از دنیا رفت.
ثابتی در جای جای خاطراتش، تلاش کرده اعمال خودش را توجیه کند و حتی مدعی است خودش یک تنه موافق دادن آزادی بیان بوده است. ادعاهایی که پرویز ثابتی مطرح میکند، برای تبرئه و توجیه خود و تخریب مخالفان نظام سابق است.
هدف اصلی او این است که در سایه اتهامهای بیپایه و رنگارنگ ـ که علیه مخالفان و مبارزان رژیم پهلوی میتراشد ـ جنایتهای خود را توجیه کند و در این جریان، حوادث مقاطع مختلف را باهم خلط میکند و براساس ذهنیات خود شروع به داستانسرایی میکند و این نشان میدهد که این کتاب و مصاحبه، نه پژوهش تاریخی و نه ذکر خاطرات، بلکه ادامه همان شغل و مقامی است که قبلا داشته و البته دو خدمت کرده؛ یکی افشای طیفی که میخواهد چنین وانمود کند که از گذشته درس گرفته و دموکرات شده و اگر مردم انتخابش کنند اشتباهات پیش تکرار نخواهد شد و از سوی دیگر، نشانگر تصویر کاذب و مسخرهای است که مسئولان نظام سابق از اوضاع سیاسی و فرهنگی جامعه داشتهاند و همین موجبات سقوطشان را فراهم آورده است.
گویا هدف ثابتی تنها تطهیر جنایات رژیمی است که بسیاری از قربانیانش کابوس آن شکنجهها را از خاطر نبردهاند.
شادی معرفتی