jamejamonline
فرهنگی موسیقی کد خبر: ۶۳۷۵۸۶   ۰۱ بهمن ۱۳۹۲  |  ۰۹:۲۳

آرام و پرفروغ در آسمان موسیقی کشورمان می‌درخشند، اما آن قدر از آنها و نت‌هایشان دور شده‌ایم که حتی محو‌شدنشان را هم نمی‌بینیم ... البته می‌دانم که تکراری است. می‌دانم که از ابتدای امسال تاکنون بارها و بارها درباره این موضوع نوشته‌ایم. بارها نام‌های هنرمندان موسیقی ایران را آورده‌ایم که از میان ما رخت بربسته‌اند و بدرود حیات گفته‌اند.

خداحافظ بیوک‌آقا

این اتفاق هرچند تکراری و تلخ دوباره هم رخ داده است و این بار یکی دیگر از هنرمندان موسیقی نواحی کشورمان را از دست داده‌ایم؛ هنرمندی که بدون شک اغلب ما او را در زمان حیاتش نمی‌شناخته‌ایم.

بیوک آقا شکورزاده مراغه‌ای نوازنده بنام شهر مراغه و یکی از بزرگ‌ترین نوازندگان تار ایران بود که روز شنبه به دلیل بیماری نارسایی کلیه در بیمارستان درگذشت و صبح روز گذشته به خاک سپرده شد.

بیوک آقا که در سال‌های جوانی همسر و فرزندش را از دست داده بود، نوازندگی تار را از پدر و عموهایش آموخت. او روزی به تهران می‌آید تا برای ناپدری‌اش ساز بخرد که در آنجا به طور اتفاقی با زنده‌یاد لطف‌الله مجد آشنا می‌شود.

چند هفته‌ای در منزل او مهمان بوده و چیزهایی در مورد تارنوازی از او آموخته است. او سال‌ها در مراغه زندگی کرده و در مجالس شادی مردم تار می‌نواخته است. اهالی این شهر می‌گویند اوایل میانسالی بیوک آقا برای مدتی در شهر دیده نمی‌شود.

بعد از چند روز او را می‌بینند که با لباسی مشکی به شهر بازمی‌گردد. هرگز کسی ماجرای آن روز را نمی‌فهمد و او نیز هرگز در مورد آن با کسی صحبت نمی‌کند.

بعد از این دیگر بیوک آقا برای چند سالی تار نمی‌زند و آواره خیابان‌ها می‌شود. او در دخمه‌ای زندگی می‌کرده و تنها دوستش یک سازنده تار در مراغه بوده است. از بیوک آقا یکی دو نوحه نیز نقل شده است که مداحان محلی می‌خوانند.

سال ۱۳۷۲ هم علیرضا انصاریان مستندی از زندگی بیوک آقا به نام «زخمه بر زخم» می‌سازد که این مستند برای اولین بار نام بیوک آقا را در خارج از شهر مراغه مطرح می‌کند و پس از آن هنرمندان مطرح داخلی و خارجی برای دیدارش به مراغه سفر می‌کنند.

شانزدهم و هفدهم تیر ۱۳۹۱ کنسرت بیوک آقا با همراهی احمد آذرپیرا در حضور همایون شجریان و با استقبال دوستداران این هنرمند در شهر مراغه برگزار شد.

از این هنرمند هیچ یادبود دیگری برجای نمانده است. او روز گذشته رفت و زخمه‌هایش بر تار را نیز با خود برد.

زینب مرتضایی‌فرد - گروه فرهنگ و هنر

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
داریوش
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۱۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
من از نزدیك دیده بودمش.
مرد بزرگی بود
۰
۰

یادداشت

بیشتر
علی‌ اکرمی زائر همیشه خندان

علی‌ اکرمی زائر همیشه خندان

خدای مهربان، ما خیلی ضعیفیم، خیلی ضعیف‌تر از آن‌که دیگران تصور می‌کنند، ما خیلی حتی ضعیف‌تر از آن هستیم که خودمان تصور می‌کردیم.

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

از یک سنی به بعد، دیگر شخص و انسان نیستند. تبدیل می‌شوند به یک مفهوم. یک مکتب، یک تفکر. بعضی وقت‌ها با یک من عسل نمی‌شود خوردشان.

مسافران خواب بی‌آرتی

مسافران خواب بی‌آرتی

اتوبوس‌های بی‌آرتی از وسط بزرگراه امام علی(ع) می‌گذرند. اگر اهل تهران باشید یا دست کم گذرتان به این شهر افتاده باشد لابد دیده‌اید.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر