در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امام حسین(ع)، بهعنوان عضوی از اهل بیت پیامبر(ص) و اهل سر الهی و آگاه به حقیقت اسلام در برابر اسلام مرسوم زمان ـ که پس از وفات پیامبر دستمایه تحریف قدرتطلبان و زرپرستان شده است ـ قرار گرفته است. اسلام امام حسین(ع) همان اسلام محمد(ص) است و اسلام یزید، اسلام تحریف شده در تاریخ و اسلام قدرت طلبی و زرپرستی است.
از جمله تفاوتهای اصلی این دو اسلام، در موضع آنها نسبت به اخلاق است. اسلام یزید، اخلاق را فقط تا آنجا قبول دارد که به نفع حفظ ظاهر خود و در جهت خدمت به ریاکاریش قرار گیرد تا به این وسیله، رعایا را خام کرده و در جهالت نگه دارد. موضع اسلام امام حسین(ع) نسبت به اخلاق، تقید کامل است. او تقید به اخلاق را با تمام وجود و در اعمالش در روز عاشورا نشان میدهد.
یکی از آموزههای اخلاقی، مروت است. مروت را به جوانمردی معنا میکنند و نیز به نرم خویی. معمولا هر عملی که از روی ظلمستیزی و ضعیف نوازی و بدون نگاه منفعتطلبانه صورت گیرد، میتوان در تعریف مروت گنجاند. حافظ مروت را از ضروریات سعادت دنیوی و اخروی معرفی میکند، هرچند آن را نسبت به دوستان روا میداند:
آسایش دو گیتی، تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت، با دشمنان مدارا
این عارف والامقام، موضع عرفانی خود نسبت به دشمنان را مدارا معرفی میکند. هرچند در بابمدارایی که حافظ در اینجا معرفی کرده، نمیتوان بسادگی قضاوت کرد و نباید آن را با انفعال اشتباه گرفت، اما نکته مهم در اینجا، روا دانستن مروت نسبت به دوستان است.
از سوی دیگر وقتی به مشی امام حسین(ع) در روز عاشورا توجه میکنیم، عرفان والای او بیشتر بر ما نمایان میشود. امام حسین(ع) حتی نسبت به شقیترین و کینهایترین دشمنان خود در روز عاشورا نیز مروت را دریغ نمیکنند. مروت حسینی، فقط مخصوص دوستان، بلکه شامل ظالمترین دشمنان نیز میشود.
یکی از آن نمونهها، مروت امام نسبت به شمر است. شمر از جمله آن دسته دشمنان امام است که هیچگاه تردیدی در دشمنی و نبرد با امام نشان نمیدهد. گویی او به راه خود یقین دارد. شمر حتی در تصمیم عبیدالله به مبارزه و جنگ با امام موثر بود. شمر نامه عبیدالله را به عمر سعد رساند تا عمر سعد جنگ با امام را آغاز کند. حتی گویی بنا بود اگر عمر سعد این جنگ را آغاز نکرد، جنگ به فرماندهی خود شمر آغاز شود. بنابراین دشمنی شمر با امام، آشکارتر از هر کسی است. او حتی بعد از واقعه عاشورا نیز ذرهای در درستی کارش اعلام تردید نکرد.
حال آیا مروت نسبت به چنین دشمنی رواست؟ امام حتی نسبت به چنین دشمنی نیز مروت را دریغ نمیکند.
شهید مطهری در اثر ماندگارش با عنوان «حماسه حسینی» داستانی نقل میکند که نمایانگر مروت امام نسبت به دشمنان اوست. شمر پیش از آغاز جنگ به سمت خیمههای امام حسین(ع) میرود، ولی میبیند دور خیمه خندقی حفر شده، بنابراین نمیتواند از پشت به خیمههای امام حملهور شود، او از پشت خندق شروع به ناسزاگویی و فحاشی نسبت به امام میکند.
یکی از یاران امام به ایشان عرض میکند من او را میشناسم، او انسان بسیار پلیدی است و اجازه دهید از همین جا با تیری خلاصش کنم. امام اجازه این کار را نمیدهد، تنها به یک دلیل. امام حسین(ع) که از فرجام عاشورا مطلع است و میداند جز شهادت چیزی در انتظار او نیست، میفرماید نمیخواهد آغازگر جنگ باشد. (رک: مطهری: حماسه حسینی) امام جنگ را با کینهایترین دشمن خود نیز آغاز نمیکند و این فرصت را به او نیز میدهد تا امام را بهتر بشناسد و از یقین جاهلانه خود بازگردد.
ساعد عالمی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: