در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تاثیر رفتار روحانیون بر مردم
پدر یکی از طلبههای ما میگفت: پسر بزرگ من به روستای کمجمعیتی منبر رفته بود. روزی یک از اهالی روستا فوت میکند و مردم از پسر من درخواست میکنند بر جنازه میت نماز بخواند.
پسر من نماز میخواند، بعد از خواندن نماز به او یک پاکت میدهند، سوال میکند: «این چیست؟» آنها میگویند: «این پول نمازی است که شما بر میت ما خواندید!» پسرم میگوید: «مگر نماز هم پولی است؟!»
اهالی روستا به هم نگاه میکنند، میگویند: «این آقا کیه؟ از کجا آمده؟ آیا از ملائک (فرشتگان) است؟»
بعد میگویند: «پارسال یک نفر اینجا نمازمیت خواند، ما به او 500 هزار تومان دادیم، قهر کرد، گفت: شما به من اهانت کردید! این پول کم است!»
خلاصه، این خبر در آن منطقه پخش شد و از آن روزبهبعد جمعیت زیادی پای منبر پسر من آمدند. (در محضر مجتهدی، ص 227)
این پاکت کم است
... یکی از طلبههای خوب ما در یکی از روستاهای جهرم به منبر میروند، روز آخر یک پاکت به ایشان میدهند. ایشان هم پاکت را باز میکنند، بعد از دیدن پولها میگویند: «این مقدار کم است!»
اهالی روستا تعجب میکنند، مقداری دیگر رویش میگذارند و به ایشان میدهند. ایشان آن پولها را پسداده، میگویند: «حالا این پول را خرج حسینیه روستا کنید.»
طلبههای ما این طوری هستند و این طوری پرورش پیدا میکنند.... روحانیهایی که رفتارشان این گونه است چقدر روی مردم تاثیر میگذارند. (در محضر مجتهدی، ص 227)
گزیدهگویی و کمگویی
واعظ یا منبری باید مردم را خسته نکند. این خیلی موعظه خوبی است. بعضی از منبریها هستند که آدم پای منبرشان خوابش میبرد. اینها به درد نمیخورند. بعضی از مداحها هم هستند که مداحیشان را طول میدهند. مداح هر چه کمتر بخواند، مردم بیشتر گریه میکنند، اما بعضیها هستند طول میدهند و اشک چشم مردم را خشک میکنند. (در محضر مجتهدی، 152)
شهر ظلمات
اگر یکدفعه محراب و منبر و ریاست یا هر چیز دیگری گیرت آمد، ذوق نکن. استاد ما حاج شیخ علیاکبر برهان میفرمودند: مَثَل دنیا مَثَل شهر فرنگ است. بچه که بودیم، سنّار میدادیم و یک دقیقه نگاه میکردیم. در آن یک دقیقه تصاویر زیبایی نشان میداد. صاحبش هم صحنههای آن را توضیح میداد و صدا میزد: اینجا پایتخت ترکیه است، اینجا فلان مکان است. ناگهان یک چیزی میافتاد و صحنه تاریک میشد. آن وقت صاحبش میگفت: اینجا شهر ظلمات است و تمام میشد و جز چند لحظه خوشی چیزی گیرمان نمیآمد.
مبادا در این دنیا هم چشم به تصاویر زیبای دنیا، تو را غافل کند و یکدفعه شهر ظلمات که مرگ است به سراغ تو بیاید و تو دست خالی دنیا را ترک کنی. (آداب الطلاب، ص 470)
عالم ربانی و روحانینما
یک عالم ربانی داریم و یک آخوندگر. آخوندگر یا روحانینما کسی است که دنبال پول است. فقط به فکر این است که پول کجاست، ریاست کجاست. نه اهل تدریس است و نه اهل منبر و موعظه و نه اهل تالیف و تصنیف و نه اهل تبلیغ و ارشاد... این گونه افراد کارگر هستند نه روحانی... اسلام اینها را نمیخواهد. اسلام عالم و آخوند ربانی میخواهد. کسی را میخواهد که با اعمال خودش به دین خدا و اسلام و اهل بیت پیامبر خدمت کند و اگر در کنار این خدمات توانست زندگی روزمره خود را هم تامین کند، البته مانعی ندارد... اگر ما از آخوندگری دست برداریم کارها درست میشود و الا وزارت بازرگانی باید مساجد را زیر نظر بگیرد و اداره مالیات پرونده برای مساجد تشکیل بدهد و بالای در مساجد بنویسند تجارتخانه فلان آقا... .
اما عالم ربانی آن است که دنبال دنیا و مقام و ریاست و شهرت نیست. بلکه برای رضای خدا و خدمت به دین و یاری امام زمان کار میکند یا درس میدهد یا منبر میرود یا هر گونه خدمت دیگری که از دستش برمیآید هرچند در ظاهر کوچک باشد انجام میدهد. (آداب الطلاب، ص 173 ـ 175)
طلاب و اخلاص
در کارهایتان دقت کنید که آیا اخلاص دارید یا نه. آیا اگر فلان چیز یا فلان کس هم نبود، باز این کار را انجام میدادید؟... نقل میکنند خطیبی یک دهه، منبر رفت. روز آخر پاکتی به او دادند. وقتی بیرون آمد و پاکت را باز کرد، دید نوشته شده است: «قند و چایی از ما، منبر هم از شما. خدا از هر دو قبول کند.» لحظاتی ایستاد تا روضه خوانی که مثل او یک دهه بعد از سخنرانی او مداحی میکرد بیاید و از او بپرسد. وقتی آمد به او گفت: ببخشید میشود پاکت شما را ببینم؟ آن روضهخوان چون از جریان خبر نداشت گفت: «خدا برکت بدهد.» آن خطیب جریان را تعریف کرد که پاکت ما خالی است. روضهخوان هم وقتی پاکتش را باز کرد، دید عین همان جمله خطیب در پاکت او هم نوشته شده است. منظور این است که اگر چنین وقایع برای شما اتفاق افتاد و ناراحت نشدی، آن وقت بدان که در منبر و مداحی اخلاص داری. (آداب الطلاب، ص 294 ـ 296)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: