در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سعدی حسنی، آغازگر معرفی موسیقی کلاسیک ایرانی به قشر روشنفکر بود. البته ما از کسی که متعلق به نسل دوره پهلوی است انتظار نداریم موسیقی مقامی را معرفی و جمعآوری کند، چون به هر حال در آن زمان بیشتر به موسیقی کلاسیک توجه میشد. فوزیه مجد سال 54 آغاز به ضبط کردن آثار مقامی کرد و در سال 54 و 55 تلویزیون یکسری کارهای مقامی پخش کرد، اما این ماجرا به دلیل تحولات اجتماعی مانند انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی ادامه نیافت و جریان رسانه ملی با توجه به نیاز مخاطب به سمت پخش موسیقیهایی با مضمون و رویکرد مقاومت رفت.
سعدیحسنی در آن سالها موسیقی جدی را معرفی میکرد و سپس مهدی فروغ این را با کتابهای چون «مردان موسیقی» ادامه داد و باخ، بتهوون، برانش و... را معرفی کرد. در دانشگاه هم بهتر است رشتههایی وجود داشته باشد که به معرفی رشتههای مختلف موسیقی بپردازد. مثلا رشته discography «شناخت صفحات موسیقی» یعنی آنچه ضبط شده است؛ اما ما چنین رشتهای را در دانشگاههایمان دنبال نمیکنیم.
بزرگترین رادیوهای جهان آرشیوهای بزرگ و وسیعی از موسیقیهای مختلف در سراسر جهان دارند و این آرشیوها مدام به روز میشوند، اما مشکل این است که اولا بسیاری از این صفحات ترمیم نشدهاند به همین دلیل ممکن است چسبندگی پیدا کرده یا شکسته شده باشند و بحثهایی مانند اینکه کدام ارزش ترمیم و به روز شدن دارد مطرح میشود؛ یعنی افرادی که با این حوزه آشنایی دارند باید بتوانند به این مکان دسترسی داشته باشند تا بتوانند سره از ناسره را تشخیص دهند. اینکه رادیو برنامه «گلهای ایرانی» را همچنان پخش میکند اتفاق خوشایندی است، چراکه برای مخاطب نوستالژی دارد اما به نظرم کافی نیست و باید در پی آن تحلیل بیاید تا به فرهنگسازی برسیم.
رادیو فرهنگ نسبت به دیگر شبکههای رادیو نگاه کامل و تخصصیتری به موسیقی دارد، مثلا رادیو پیام عامتر به موسیقی نگاه میکند. مشکل از همین جا یعنی جدل و تقسمبندی بین گروهها آغاز میشود؛ گروهی معتقد بودند باید کاملا تخصصی به موسیقی پرداخت و جریانی که «روبن گریگوریان» و «پرویز محمود» به وجود آورده بودند دنبال کنند که این کشمکش در عرصه رسانه هم وجود داشت.
اما درباره موسیقی ملی هم باید هدف مشخصی را دنبال کنیم، اینکه باید چه شاخصههایی داشته باشد که بتواند همچنان با تغییرات روز مخاطب خود را حفظ کند. موسیقی سنتی ما دچار پدیده جدیدی با عنوان موسیقی تلفیقی شده است، اما رسانه بدون تحلیل به این ژانرهای جدید میپردازد.
اما یکی از محدودیتهای رسانه در پخش موسیقیهای مناسبتی است، چراکه ما نیاز به موسیقیهای مناسب و با کیفیت ملی و مذهبی بیشتری برای پخش داریم و در انتخاب و پخش موسیقیهایی که کیفیت مناسبی داشته باشد، محدودیت داریم. گاهی وقتها برنامههای ما به مناسبت اعیاد و سوگها الزامآور میشوند که به نظرم کیفیت این موسیقیها دست خود ماست و برنامهسازان رادیویی باید کمی کار را جدیتر بگیرند.
واقعیت است که تا در دانشگاهها و هنرستانهای خود تحولی علمی و تخصصی ایجاد نکنیم، نباید توقعی از برنامهریزان رسانهای داشته باشیم. معتقدم اگر قرار است مثلا موسیقی پاپ از رادیو پخش شود باید حتما معرفی و تحلیلی هرچند کوتاه از موسیقی پاپ به مخاطب ارائه شود. شاید بگوید مخاطبان علاقه به دانستن زوایای تخصصی یک موسیقی ندارند و فقط به دنبال حال خوشی هستند. شاید واقعا اینطور باشد، اما اگر ما در میان مخاطبانمان تنها چند نفر را داشته باشیم که به دانستن شناسنانه و تحلیلی از موسیقی علاقهمند باشند موظف به ارائه این نکات هستیم، چراکه همین چند نفر علاقهمند و آگاه هستند در آینده عامل اثر در سیاستهای هنری و فرهنگی خواهند شد.
درباره ممیزی هم معتقدم که باید حتما وجود داشته باشد و اصلا امکان ندارد که آثاری را بدون ممیزی و بررسیهای لازم پخش کنیم، اما ممیزی براساس مضمون است نه ساختار، در واقع ممیزی بر اشعار صورت میگیرد نه ساختار. در حالی که مشکل در ساختار بروز میکند نه فقط در شعر. منظورم ساختار انتزاعی موسیقی یعنی فواصل، ریتم و شیوه اجراست.
عبدالرضا مجدی / کارشناس پژوهش هنر و موسیقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: