در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تراپ باسابقه بیش از 40 سال مربیگری و با 75 سال سن بهتر از هر کس میداند که عصر حضور مثمرثمرش در دوبلین به پایان رسیده بود و باید میرفت. تراپاتونی که با یوونتوس در دهه 1980 به افتخارات بیشماری رسید و با اینترمیلان هم صاحب جامهایی شد و در سالهای حضورش در ایرلند هموطن مشهورش مارکو تاردلی را نیز به عنوان دستیار کنار خود میدید، میگوید: ما با کمال احترام نسبت به ایرلند و مردمش، این سرزمین را ترک میکنیم زیرا باید دست به هر کاری زد تا آنها به نتایج بهتری برسند.
در شرایط فعلی حضور عدهای بجز ما در کادر رهبری تیم ملی شاید این شرایط را بیشتر نصیب آنان سازد. من باید از روسای اتحادیه فوتبال ایرلند نیز طی سالهای همکاریمان به سبب حمایت تام و تمامشان از ما تشکر کنم و همین طور از بازیکنان تلاشگر ایرلند که در جامهای بزرگ سالهای اخیر از هر نظر در خدمت کشورشان بودند. معتقدم با تلاش آنها ساختار قدرتمندی در تیم ملی ایرلند جنوبی به جای مانده که اجازه میدهد جانشینان ما بتوانند کار موفقیتآمیزی را در اینجا پیریزند و با قدرت و اعتماد به نفس جلو بروند.
شایان ذکر است که رویکرد ایرلندیها به تراپاتونی در سال 2008 از وقایع عجیب فوتبال بینالمللی شمرده شد و با این که سپرده شدن کارهای تیم ملی انگلیس به اسون گوران اریکسون سوئدی در سال 2000 این پیشزمینه ذهنی را ایجاد کرده بود که بریتانیاییها هم میخواهند و میتوانند با مربیان خارجی کار کنند، اما ایرلند جنوبی با تکیه صرف بر فوتبال سبک و سیستم خود و دوری جستن از روشهای خارجی، سالها در لاک خود زندگی کرده و همان فوتبال تخصصی و به واقع بازی بریتانیایی خود را عرضه کرده بود. به این دلیل بود که روی آوردن ایرلندیها به یک مربی ولو نامدار خارجی اسباب حیرت کارشناسان و مردم این کشور در آن زمان شد.
تراپ در دوبلین بد کار نکرد و بخصوص اگر تیهری آنری فرانسوی در بازی پرسروصدای سال 2009 کشورش با ایرلند در واپسین دیدارهای پلیاف انتخابی جامجهانی 2010 آنگونه با استفاده غیرقانونی از دستش گل مساوی را برای فرانسویها در پاریس پایهگذاری و حکم حذف ایرلند را صادر نمیکرد، تراپاتونی و ایرلندیها راهی جام جهانی نوزدهم در خاک آفریقای جنوبی میشدند. با این حال یکی دو بار بیمارشدن و حاشیهنشینی اجباری تراپ که از مسن بودن وی برمیخاست و دور ماندن ایرلند جنوبی از مرحله پایانی جام ملتهای اروپا 2012 و مهمتر از آن نرسیدن این کشور به دور پایانی جام جهانی 2014، ایرلندیها را مجاب کرد که زمان قطع همکاریشان با تراپ رسیده و بهتر است دوباره به یک مربی بومی روی بیاورند. برای این مربی پیر و معروف ایتالیایی شاید زمان بازنشستگی رسیده باشد، هرچند کمتر کسی از غیبت احتمالی او در این حرفه، آن نوع ایستادنهای پرشور و پرتحرکش در کنار زمین و بخصوص سوت کشیدنهای او با دهانش که او را از همگنانش کاملا متفاوت و متمایز میکرد، ابراز دلتنگی کند. او پیشتر تیم ملی ایتالیا را نیز از سال 2000 تا 2004 هدایت کرده، اما در جام جهانی 2002 و یورو 2004 کاری از پیش نبرده بود و تفاوتی که ماموریت او در دوبلین با وظایفش در رم داشت، این بود که این بار با نیروهای بالقوه بسیار کمتری مواجه بود و نه نسلی از ستارهها مثل توتی و کاناوارو، بلکه فقط تعداد زیادی فوتبالیستهای معمولی و متوسط را در اختیار داشت.
یوفا / مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: