یادداشت

ویژگی‌های فیلم رادیویی ـ تلویزیونی

گاهی تصمیم‌گیری درباره این‌که کدام یک از دو عنصر صدا و تصویر در یک فیلم اعم از سینمایی یا تلویزیونی نقش مهم‌تری ایفا می‌کند، بسیار سخت است. به نظر می‌رسد این قضاوت پیش از هر چیز به نوع فیلم، ژانر و گونه‌ای که در آن قابل دسته‌بندی است، داستانی که دربر می‌گیرد و مسائلی این‌چنینی متکی باشد.
کد خبر: ۶۰۱۴۴۷

بنابراین بیان یک نگره عام در این زمینه دشوار می‌نماید، اما عموم کارشناسان و منتقدان در این ارتباط نقش و سهم بسزایی را به تصویر نسبت داده‌اند و معتقدند هرچه تصاویر یک فیلم و نوع چیدمان و تنظیم آنها کنار یکدیگر معرف و گویاتر باشد و بتوان با کلام و دیالوگ‌های کمتر اصل مضامین را به بیننده منتقل کرد، می‌توان موفقیت بیشتری را در قصه‌گویی به دست آورد.

گذشته از دیالوگ‌های به کار رفته در فیلم میان کاراکترها، گفتارهایی مونولوگ هم از سوی یک کاراکتر شنیده می‌شود؛ به این معنی که یکی از شخصیت‌های داستان که عموما خود شخصیت‌محوری و اصلی است، اطلاعاتی را درباره صحنه‌ای خاص یا کلیت قصه ارائه می‌کند، در ضمن فیلم‌هایی با این ویژگی‌ها در دسته آثار روایتی قرار می‌گیرد.

گفتار روی تصویر در واقع روشی برای انجام معرفی است و همچون فلاش‌بک می‌تواند هم کارکردی مثبت و موثر داشته باشد و هم کارکردی منفی، اما برای ارزیابی میزان تاثیر آن بر پیشبرد داستان باید به یک پرسش مهم و اساسی پاسخ داد. آیا حذف گفتار از تصاویر به داستان لطمه می‌زند یا نه؟ اگر پاسخ منفی باشد، باید نتیجه گرفت دیگر گفتار کارکردی ندارد و چه بسا استفاده از آن به عنوان عاملی زاید در روایت قصه خلل ایجاد می‌کند. از این رو استفاده مقتصدانه از این امکان می‌تواند در ایجاز داستانی و معناگرایی اثر تاثیر بسزایی داشته باشد.

در ضمن کشف و سطح واکاوی مخاطب را برای درک پیچیدگی گره‌ها افزایش داده و باعث لذت بردن او از تماشای اثر می‌شود؛ زیرا میزان درگیری مخاطب با اثر، نحوه طرح گره‌ها در داستان، اوج و فرودهای قصه، تغییر و تحول شخصیت‌ها و حرکت آنها به سمت مسیرهای غافلگیرکننده و سرانجام‌های غیرقابل پیش‌بینی یا کمتر قابل پیش‌بینی همگی از عواملی است که می‌تواند به جذابیت یک فیلم کمک کند و برای دنبال کردن قصه از جانب او عامل برانگیزنده باشد.

روایت اگرچه در مواردی به عنوان راهکاری میانبر برای تضمین فهم مخاطب از لحظه وقوع یک رویداد داستانی است، اما ساده‌ترین و آسان‌ترین راهکار برای تحقق این هدف خواهد بود. در ضمن روشی رو و مستقیم برای طرح مباحث است و مانع ایجاد صحنه‌هایی خلاقانه و تصاویری بدیع و جدید می‌شود. این فرمت فیلم را با وجود تمام قابلیت‌ها و ظرفیت‌های تصویری‌اش به یک نمایش رادیویی بدل می‌کند، یعنی نقطه‌ای که به‌دلیل ظرف رسانه‌ای برنامه‌ساز ناگزیر به کاربرد المان‌های جایگزین است.

این شباهت در حالی است که مخاطب رادیو به دلیل فقدان تصویر با بهره‌گیری از خیال خود از داستان و شخصیت‌ها همان‌طور که ترجیح می‌دهد تصویر می‌سازد، اما در تلویزیون تصاویر متناسب با هدف و رویکرد فیلمساز به او ارائه و در نتیجه تخیل وی محدود می‌شود.

روجا ساسان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها