دودکش؛ داستان بی‌تکلف زندگی

سایت مشرق در یادداشتی به تحلیل سریال دودکش پرداخت. نویسنده این یادداشت در آغاز مطلب خود به موضوع سادگی و بی‌تکلف بودن پرداخت این سریال اشاره کرده و آورده است: شاید مهم‌ترین ویژگی ساخته لطیفی که در ماه مبارک رمضان امسال از شبکه یک پخش شد، پرداخت بی‌تکلف او و همکارانش به زندگی عادی یک خانواده باشد. لطیفی در بیشتر ساخته‌هایش از قلمبه‌گویی و ادا در آوردن فراری است. چه محصول روی پرده سینما به نمایش درآید و چه به صفحه تلویزیون راه پیدا کند. نه در روایت تصویری و نه در قصه‌گویی و همچنین دیالوگ‌نویسی؛ لطیفی به دنبال سر کار گذاشتن مخاطب و دور گرداندن او نیست. او به سر راست‌ترین زبان حرف خودش را می‌زند و از قضا آدم‌های قصه‌اش هم با او همزبان و هم روحیه هستند.
کد خبر: ۵۸۸۶۶۰

وی در ادامه نوشته است: سادگی و روانی شخصیت‌های لطیفی در دودکش، طراحی صحنه و لوکیشن‌های سریال را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد. اگر چه در طراحی صحنه و حتی لباس، تلویزیون شاهکارهایی مانند «وضعیت سفید» حمید نعمت‌الله را به خود دیده، اما دودکش لطیفی آن پیرایه سینمایی و عظیم وضعیت سفید را در خود ندارد؛ آرایشی که در جای جای سریال به مخاطب یادآوری می‌کرد که در حال دیدن یک اثر بزرگ است و کارگردان آن در هیچ ذره‌ای از کار بی‌دقتی و بی‌مبالاتی نکرده است.

نویسنده این یادداشت می‌افزاید: ولی دودکش با مخاطبش صمیمی است و گاه آنقدر این صمیمیت جلو می‌رود که بیننده فراموش می‌کند در حال دیدن سریال است و همذات‌پنداری او را در داستان خودش غرقش می‌کند.

با شخصیت‌ها می‌خندد و با آنها گریه می‌کند و اگر چه ممکن است بعضی از آنها مانند امام جماعت مسجد با بازی بازیگر خوبی مانند جواد عزتی بیش از حد تنه به فانتزی بزنند؛ اما در مجموع کار را باور می‌کند و از آن لذت می‌برد. سهم عمده‌ای از این همذات‌پنداری به موفقیت لطیفی در به تصویر کشیدن زندگی و از همه مهم‌تر خانه یک خانواده ایرانی است. خانه‌ای که اکثریت جامعه شهرنشین و خصوصا پایتخت‌نشینان نمونه‌های آن را می‌شناسند؛ یا قبلا زندگی در آن را تجربه کرده‌اند یا هنوز هم در چنین خانه‌هایی با همین شکل و شمایل زندگی می‌کنند. ترکیب شخصیت‌های بی‌تکلف، صحنه‌ها و لوکیشن‌های واقعی با روابطی که میان اعضای این خانواده در طول داستان شکل می‌گیرد به یک قصه ساده، شیرین و همه فهم منجر می‌شود.

نویسنده سایت مشرق بر این باور است: یکی از کارکردهای سریال‌هایی مانند دودکش همین است که نشان می‌دهد می‌شود برنامه‌هایی ساخت که شخصیت‌هایش به جای این‌که همه خودخواه و درغگو باشند، همگی در درونشان با همه کمبودها و نقایص اخلاقی‌شان، قلب‌ها و نیت‌های پاک داشته باشند و البته این روحیات در پایان‌بندی بچربد. می‌شود که شخصیت‌های خاکستری را بر اساس پس‌زمینه سپیدشان طراحی کرد و در نهایت داستان را به سمت همان سپیدی برد و نه این‌که بخش سفید شخصیت‌ها تنها دروغی برای فریب دادن طعمه باشد و برداشت نهایی مخاطب از سریال این باشد که سلام هیچ گرگی بی‌طمع نیست و البته همه انسان‌ها گرگ هستند مگر این‌که عکس آن به اثبات برسد.

نویسنده در خاتمه تاکید می‌کند: اگر چه محمدحسین لطیفی و حمید نعمت‌الله استثنا محسوب می‌شوند، اما می‌شود تعداد ساخته‌هایی مانند وضعیت سفید و دودکش در نسبت با تولیدات دیگر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران افزایش داد که این خود می‌تواند به نوعی رشد در برنامه‌سازی محسوب شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها