بازی دارک داستان اِریک بِین را روایت میکند. در ابتدا به نظر میرسد، او از آن دسته آدمهای خوشگذران است، اما بعد از چندی متوجه میشویم یک خونآشام به او حمله کرده و بر اثر خونی که از بدنش مکیده موجب فراموشی اریک شده است. از همان ابتدا بیسرو ته بودن داستان توی ذوق میزند. مکانی که اریک در آن حمله قرار گرفته، از سوی خونآشامها کنترل میشود و جالب اینجاست که خونآشامهای آنجا رفتاری بشدت دوستانه داشته و هر چه را که درباره خونآشامها باید بداند، مختصر و مفید به او میگویند، سپس روانهاش میکنند تا پیش از تحلیل رفتن مغزش، با نوشیدن خون خونآشامی گردنکلفت به خونآشامی کامل تبدیل شود.
در طول داستان تعدادی ایده جالب درباره فلسفه خونآشامها دیده میشود، اما با توجه به ماهیت ضعیف داستان، انسان شکاک را بر آن میدارد تا بفهمد از کجا دزدیده شدهاند! به عبارتی همان حسی را پیدا میکند که با دیدن یک تبلیغ بازرگانی هوشمندانه ایرانی پیدا میکند... ظاهرا نویسنده داستان (مثل نگارنده) علاقه عجیبی هم به استفاده بیخود از لغات کتابی داشته که اثر عکس گذاشته و موجب غیرقابل درک شدن شخصیتهایی شده که دیالوگهای عامیانه میطلبند.
مدلهای ضعیف و لیپ سینک (انیمیشن گفتار) نخنما و نچسب مزید بر علت شدهاند تا بازیکنان هنردوست را به کل زده کند. انیمیشن راه رفتن و دویدن هم خدا خیرش دهد، در عین ضعیف و بدترکیب بودن، رابطهای بگیرنگیر با محیط بازی دارند. گرافیک بازی از دیدگاه هنری، جلوهای قابل قبول دارد، اما از نظر فنی براحتی پیش بازیهای روز رنگ میبازد. صداپیشگان هم در شکل دادن یکی از مهمترین عناصر بازیهای داستانمحور نقشآفرینی، یعنی صداپردازی ناکام ماندهاند و به عنوان آخرین تیر، بر قلب ارزش هنری بازی فرو رفتهاند.
گیمپلی بازی همان است که یک دهه پیش از یک بازی مخفیکاری توقع داشتیم؛ البته بدون هیچ سلاح خاصی. همه کارها با دست خالی صورت میگیرد. اریک باید از نقطهای به نقطه دیگر برود و در طول مسیر تا جای ممکن از دیده شدن بپرهیزد. از عنوانی با ظاهر اینچنینی توقع چیدمان دقیق دشمنان نمیرود. از آنجا که خبر از سیستم سایه هم نیست، باید انتظار این را داشته باشید که دیده شدن، به معنای نابود شدن باشد. این مساله در حالی تبدیل به یک تضاد مضحک میشود که میبینیم هوش مصنوعی ضعیف دشمنان، خیلی اوقات آنها را از دیدن اریک و تشخیص محل ایستادن وی عاجز میکند! هر چه بیسر و صداتر مراحل را رد کنید، تجربه بیشتری کسب میکنید تا ارتقاهای تازهای را خریداری کنید. این ارتقاها از کاهش صدای حرکت کردن تا نامرئی شدن را شامل میشود. یکی از انتقادهای دیگری که به بازی وارد است، تفاوت آشکار وجود نداشتن بین دشمنان است. فرقی ندارد بازی به شما دیکته کند که در هر زمان با چه دشمنی طرف هستیدیا با خونآشامها برخورد دارید یا به مصاف نیروهای مزدور میروید؛ از ابتدا تا انتهای آن، حس خواهید کرد فقط یک بدخواه دارید که به مقدار معتنابهی کلون شده و برای رد مسئولیت در بازی گنجانده شده است. سرانجام این بازی را حتی به با حوصلهترینها هم توصیه نمیکنیم؛ اما اگر تصمیم به وقت تلف کردن گرفتهاید، به همین بازی بچسبید. مبادا به سراغ بازی Ride To Hell: Retribution بروید که به لعنت خدا هم نمیارزد!
سیاوش شهبازی
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد