در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

گلهای محمدی شادابتر از هر روزند. چکاوکهای جوان سر از پا نمیشناسند. کوهها قد بلندتر شدهاند و کاجهای خیابان ولیعصر(عج) دستهای مهربانشان را سایه مردم کردهاند.
تو دریای کرامتی، عظمتی هستی که زمین با تمام کوههایش به پابوس تو میآید.
امروز از زیباترین سمت خراسان، نگاه بیمثالی به طرف تو میچرخد و عاشقانه روز میلاد تو را جستجو میکند. حالا حرم سلطان خراسان سرشار از عطر عود و صلوات است. حالا احساس میکنم مشهد بوی مدینه را میدهد!
کاش این واژهها پرنده بود تا با لهجه آسمان برایت مینوشتم.
کاش موج بود تا میشد شدت تلاطم و اشتیاقم را بهتو ارزانی کنم.
کاش قطرههای باران بود تا تمام خویش را به پایت میریختم. و ای کاش شاخههای گل بود تا در روز میلاد فرخنده ات، نثار قدوم مبارکت میکردم.
امروز، روز آغاز تو است. روز طلوع چشمان آفتابیات.
تو را میبینم که از دور دست میآیی! جای بوسه فرشتگان بر گونههای نازکت مانده است.
عرش در چشمان خورشیدیات میدرخشد. باغهای انجیر و زیتون در جوار نام دلنشینات شکوفه میدهد.
بیتردید هر دلی که با اسم مبارک تو گرهخورده باشد به آبادی آیینهها راه مییابد و پاهایش در سراشیبی شب نخواهد لغزید.
در روز میلاد تو به ضریح چشمان معصومات دخیل بستهایم و از تو میخواهیم یاریمان کنی تا از شوربختی روزگار در امان باشیم و کمکمان کنی تا از شنیدن تلاوت شمشادها بینصیب نباشیم و ما را از این کوچههای بنبست برهانی تا به آسمان «تقوا»برسیم.
امروز، در فصل تلاوت لبخند به استقبال تو میآییم. با دلی که تنها در قدم تو میدود و در پای تو میافتد.
عبدالرحیم سعیدیراد - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: