در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مجموعه تلویزیونی آبپریا ساخته مرضیه برومند که نوروز امسال روی آنتن شبکه دو رفت و مخاطبان بسیاری را هم برای خویش دست و پا کرد، از نمونههای موفق فانتزی در سالهای اخیر است. برومند که از معدود کارگردانهای مولف سیماست، در آبپریا به سراغ قصهای کاملا فانتزی با قابلیت جذب مخاطب در ردههای مختلف سنی رفته و هوشمندانه از محدود کردن خود در رده سنی کودک و نوجوان پرهیز کرده است. قصه این کار درباره سه پری است که برای نجات جان بیبی آبپری از چنگ دیوی به نام اپوش به ایران سفر میکنند و در این راه با مشکلاتی پیچیده مواجه میشوند.
مهمترین نقطه قوت یک مجموعه تلویزیونی بدون شک فیلمنامه آن است که آبپریا از این حیث کیفیت مطلوبی دارد. نویسندگان فیلمنامه این کار بخوبی فضایی فانتزی را بر قصه حاکم کردهاند و مخاطب را با تخیل حاکم بر آن همراه کردهاند. در حقیقت، باورپذیری حضور پریها در زمین، مهمترین مساله فیلمنامه است که منطق خاص خود را پیدا کرده و مخاطب را به دنبال خویش کشانده است. با این حال، داستان در بخشهای نخست به سنت مجموعههای تلویزیونی ایرانی، کمی دیر راه میافتد و کم و بیش اشکالاتی دارد که در بخشهای بعدی، این معضل کمتر میشود.
در آبپریا، نویسندگان فیلمنامه بخوبی بحث محیطزیست و لزوم محافظت از آن را در قصه خود گنجاندهاند و از آسیبها و شعارزدگیهای مرسوم دور ماندهاند. اغراق در شخصیتپردازی و رفتن به سمت تیپ از شاخصههای آثار فانتزی تلویزیونی است که راضیه برومند و گیتی مرتضوی بخوبی از عهده انجام این کار برآمدهاند و تنها در پرداختن به برخی شخصیتها مانند استاد بهار، اندکی زیادهروی کردهاند.
آبپری، سبزپری و برفپری بهعنوان شخصیتهای محوری داستان، ترکیبی از چند شخصیت امروزی و دیروزی هستند و هریک صفاتی از یک تیپ آشنا را با خود دارند. برای مثال میتوان به رمانتیک بودن دوتای اول در برابر اخلاق نسبتا تند و لحن تحکمآمیز و در عین حال مهربان برفپری اشاره کرد که هریک بخشی از مخاطبان را با خود همدل و همراه میسازند. هارمونی موجود میان این سه شخصیت بویژه در قسمتهای مربوط به بیستون و نیز منزل استاد بهار، بر دلنشینی کار افزوده و فضای فانتزی آن را پررنگتر کرده است. در قطب منفی هم اپوش و رشکپری قرار دارند که اولی کپی دست چندمی از دیوهای قصههای کهن ایرانی است و نوآوری چندانی در خلق آن به کار نرفته است. اما رشک پری در جایگاه ضدقهرمان فوقالعاده از کار درآمده و در عین بهرهگیری از کلیشهها، طراوت خود را نیز حفظ کرده است. در حقیقت در بخشهای مربوط به غار (محل زندگی اپوش) رشکپری است که بار درام را به دوش کشیده و توازن میان دو بخش را حفظ کرده است. شخصیت استاد بهار که به شکل عجیبی از دایی جان ناپلئون ناصر تقوایی کپیبرداری شده با وجود همه اغراقهایش در پیشبرد داستان نقش مهمی داشته و ضلع چهارم مربع فیلمنامه را در کنار پریها تشکیل داده که در بسیاری لحظات، مستخدم خانه بهار جور او را کشیده است.
مرضیه برومند از آن کارگردانهایی است که در کارهای تلویزیونی خود همواره از یک گروه ثابت در پشت و جلوی دوربین بهره گرفته و بخش مهمی از موفقیت خود را هم مدیون همین موضوع است. این اتفاق در کار با بازیگران بیش از دیگران رخ داده و بدون شک آبپریا هم از این قاعده مستثنا نیست. انتخاب درست و هوشمندانه سه بازیگر نقش پریها (هنگامه مفید، بهناز جعفری و سحر ولدبیگی) به تنهایی بخش مهمی از موفقیت کار را رقم زده و مخاطب را هر چه بیشتر با آن همراه میکند. مفید در نقش برفپری درخشانتر از بقیه ظاهر شده و شیرینی خاصی به آن بخشیده که رگههایی از استعداد ناب با پشتوانه غنی تئاتری در آن به چشم میخورد. جعفری و ولدبیگی هم درک درستی از نقش و فانتزی حاکم بر آن داشته و بازیهای کنترل شدهای را در این راه ارائه کردهاند. برومند در مقام صاحب اثر از جلوههای ویژه در راستای قصه بخوبی بهره گرفته و کیفیت جلوههای ویژه تصویری کار هم با توجه به بضاعتهای موجود، پذیرفتنی و آبرومند از آب درآمده است.
مجموعه تلویزیونی آبپریا ساخته مرضیه برومند یکی از بهترین مجموعههای تلویزیونی سیما با درونمایه فانتزی است که پیام خود را به شکلی مطلوب به مخاطبان خویش (بویژه قشر کودک و نوجوان) منتقل کرده و میتواند الگوی مناسبی برای سایر کارگردانهای تلویزیونی باشد.
محمد جلیلوند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: