در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عینک گرد طلایی رنگ، موهای آشفته، صورتی تکیده و انگشتهایی پر از انگشتر. همه اینها از اشتیاق یک هنرپیشه هالیوودی هفتاد و دو ساله حکایت دارد که بارها جوایز ریز و درشتی هم دریافت کرده؛ اما هنوز برای تجربه نقشهای جدید و امتحان گریمهای متفاوت و جنجالی پیر نشده است.
این تصویر و گریم متفاوت ناخودآگاه ما را به یاد قابلیت محدود و امکان کمرنگ تجربه نقشها و ظواهر مختلف در سینمای کلیشهگرای ایران میاندازد. این محدودیت و قابلیت اندک را میتوان از چند جنبه مورد بررسی قرار داد:
1ـ کارگردانان سینمای ما نگاه بستهای به مقوله بازیگری دارند و مکاتب نمور و قدیمی بازیگری را مشق میکنند. نتیجه این نوع نگاه، بازیگر را مجبور به تکرار خود و پذیرش قالبی میکند که کارگردان از پیش برایش طراحی کرده است. در این بین تحول و نوگرایی مختص بازیگرانی است که شانس همکاری با کارگردانان صاحب سبک را پیدا میکنند که این اتفاق شامل هر فیلم سینمایی و هر بازیگر خوش شانسی نمیشود.
2 ـ برخی تهیهکنندگان سینما، راحتطلبانه به دنبال نزدیکترین گزینه برای انتخاب بازیگر میگردند تا پیشتولید طولانیمدت و هزینهبری نداشته باشند. این جنس تهیهکنندگان از تصویر کلیشهای که مردم از یک بازیگر دارند، فراتر نمیروند، مبادا تصویر جدید مورد پسند مخاطب واقع نشود و در گیشه شکست بخورد.
3ـ بازیگران هراسان از تغییر، خود منشأ کلیشهگرایی در سینما هستند. اغلب این بازیگران یا در ابتدای کار خود مورد تشویق و اقبال عمومی واقع شدهاند یا به واسطه سالها فعالیت مستمر علاقهای به خط عوضکردن ندارند. این دست از بازیگران عمدتا بر چهره و فیزیک خود و تصویری که از آنها ارائه میشود، حساس هستند و بیش از هر بازیگر دیگری با کارگردان، طراح گریم و لباس درگیر میشوند.
4ـ و اما چهارمین عامل کلیشهگرایی در سینما، سینماگرانی هستند که بیش از هر چیز علاقهمند به جلب توجه و مانور تبلیغاتیاند. کسانی که با تغییر رنگ موی خود یا کمکردن چند کیلو وزن اضافه با مجلات خانوادهمحور و گاه زرد مصاحبههای طویل میکنند و آن را چالشی برای رسیدن به نقش میدانند. این بازیگران که اغلب بازیهای غلو شدهای دارند، با زد و بند، نقشهای خاص را از چنگال دیگران بیرون میکشند، در حالی که آنچه تحویل تماشاگر میدهند، همانقدر عادی و معمولی است که از هر بازیگری بر میآمده است.
نباید فراموش کرد آنچه در سینما از اهمیت بسیاری برخوردار است، به کارگیری عناصر جذابیت و غافلگیری است. مخاطبی که از بازیگری جز تفاسیر متنوع از یک نقش تکراری و فضای تبلیغاتی، چیزی نمیبیند، قاعدتا نه تنها دیگر امیدی به دیدن نقشهای متفاوت ندارد، بلکه نسبت به توانایی بازیگر هم شک میکند.
آزاده کریمی/ گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: