در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از روزگار توسعه و عصر تکنولوژی عبور میکنیم. صنعت سینما هم از این قاعده مستثنا نیست و هر روز ابزارهایی طراحی میشود که هم به اقتصاد هنر کمک میکند و هم به صرفهجویی زمان میانجامد.
تاکنون فیلمها و سریالهای متعددی در جهان با استفاده از گرافیک رایانهای ساخته شده است. گرچه اینفناوری در کشور ما هنوز به جایگاه قابل قبولی نرسیده است و بجز فیلم ملک سلیمان که تا حدودی از این شیوهها استفاده کرد، اثر قابل توجهی که با این روش ساخته شده باشد، نداریم.
به این روش سی.جی.آی گفته میشود. در این روش ابتدا استوریبورد کار طراحی میشود. چنین فناوریای در دنیا به این شکل در اختیار کارگردان قرار میگیرد که از طریق یک رایانه، اتفاقاتی را که قرار است در صحنه رخ دهد از پیش میبیند. سپس بازیگران به این درک میرسند که باید در فضایی کاملا خالی نقشآفرینی کنند. یعنی متوجه میشوند لوکیشنی متناسب با فضای داستان در کار نیست و آنها باید اینفضا را تجسم کنند.
اما آیا همین که بازیگران بدانند باید در فضایی خالی نقشآفرینی کنند و همین که لوکیشنی مجازی طراحی شود، کافی است؟ این پرسشی بود که سال گذشته خبرنگاری از اسکات اندرسون پرسید. او هم اکنون مسئول جلوههای ویژه فیلم «حضرت محمد(ص)» است؛ فیلمی که بخشهای زیادی از آن به روش سی.جی.آی ساخته خواهد شد. اسکات که بهخاطر طراحی جلوههای ویژه فیلم «بیب» در سال 1996 برنده جایزه اسکار شده است، سابقه کار به عنوان طراح جلوههای ویژه در فیلمهای زیادی را دارد و یکی از باتجربهترین و معتبرترین افراد این عرصه در سطح سینمای جهان محسوب میشود.
او جلوههای ویژه و روش سی.جی.آی را چیزی جدا از فیلم نمیداند و معتقد است: باید با جلوههای ویژه همانطور کار کرد که با بخشهای دیگر فیلم، یعنی کارگردانها همان جور که یک بازیگر را کارگردانی میکنند، همانجور که از فیلمبردار یک حرکت دوربین را میخواهند یا برای نورپردازی فکر میکنند، همانطور هم باید به ما بگویند چه میخواهند و بگذارند خودمان نگران اجرای آن باشیم. ما قرار نیست سبک فیلم را بشکنیم، یعنی چیز بزرگ و چشمگیری به آن اضافه کنیم. قرار نیست صحنهای به فیلم اضافه کنیم که بزرگتر از کل فیلم باشد، به چشم بیاید و بخشی از آن کل نباشد. من بشدت معتقدم فیلم باید انسجام هنری داشته باشد. اگر بتوان به آن انسجام رسید، همهچیز طبیعی خواهد بود. ما باید همان قالبهای فکری را داشته باشیم که بر فیلم حاکم است.
البته منظور اسکات این است که استفاده از فناوری هم وقتی به کار میآید که دانش استفاده از آن وجود داشته باشد و عوامل فیلم قدرت انطباق آن را با دیگر اجزا پیدا کنند.
آنچه در سینما و تلویزیون ما تاکنون محوریت داشته، روایت بوده است. خیلی از فیلمهای ما قصه محور و مبتنی بر روابط انسانی بودهاند.
برای مخاطب ایرانی هم البته این شیوه روایتگونه دوست داشتنی بوده است، اما تجربه نشان داده مخاطب ایرانی هم از فیلمهای عظیم با طراحیهایی رایانهای خارق العاده لذت میبرد. برای رسیدن به این مرحله، سینمای ایران باید به فناوریهای روز تجهیز شود.
هماکنون تلاشهایی برای دستیابی به این روشها صورت گرفته، اما مهم این است که ما باید بیاموزیم برای فیلمهای عظیم به داستانهای پیچیدهتری هم نیاز داریم.
به قول اسکات سی.جی.آی. فقط یک ابزار است، چون اگر کارهای دیگر را درست انجام دهید سی.جی.آی. هم جای متناسب خودش را پیدا میکند. باید فیلمنامه نویسان ما به سطحی از خلاقیت برسند که مصالح کافی در اختیار گروه طراح لوکیشن و جلوههای ویژه قرار دهند و تازه پس از آن هم این کارگردانهای ما هستند که باید به دانش روز مجهز شوند و کارایی فناوریهای رایانهای را بدانند و به عبارت دیگر هر چیز را در جای خودش استفاده کنند.
فریبا رحمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: