یک پیامک مرا ترغیب به نمایندگی کرد

دکتر محمد سلیمانی یکی از وزیران دولت نهم است که مدیریت وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات را برعهده داشت. او با پایان دولت نهم دیگر به کابینه دعوت نشد و ترجیح داد به کسوت اصلی خود یعنی استادی دانشگاه برگردد.
کد خبر: ۴۹۲۱۱۰

سلیمانی که هم اکنون نماینده تهران در مجلس است بنابر تخصص کاری خود عضو کمیسیون صنایع و معادن است.

 در گفت‌وگو با وی که سال‌های زیادی را در زمینه ‌مباحث مخابراتی و ماهواره‌ای سپری کرده است در‌مورد مسائل مختلف از جمله وضعیت اینترنت در کشور و دلیل حضورش در مجلس صحبت کردیم که مشروح آن را می‌خوانید.

بعد از گرانی‌های اخیر، مجلس با ورود به قضیه، جلسات متعددی را برگزار کرد، چرا مجلس اصرار دارد به این موضوع وارد شود و آیا مجلس ابزارهای لازم را برای حل این مشکل در اختیار دارد؟

بحث فقط در مورد گرانی‌ها نیست. بلکه امسال سال‌حمایت از سرمایه و کار ایرانی است و باید به بخش صنعت و تولید، نگاه ویژه‌ای داشت لذا نمایندگان با پیگیری‌های خود به دنبال این هستند که از فرصتی که سال 91 برای ارتقای تولید ملی مهیا شده است، استفاده شود و حرکتی جهشی در این زمینه رخ دهد.

البته نمایندگان در مورد شرایط اقلامی چون مرغ و لبنیات در بازار حساس هستند و در این زمینه از مسئولان توضیح می‌خواهند.

ارزیابی شما از جلسه غیرعلنی مجلس با مسوولان اقتصادی در مورد گران شدن اقلام و مایحتاج مردم
چه بود؟

هنوز باید خیلی در این زمینه کار شود. در این جلسات مسائل مطرح و راهکارها مشخص می‌شود. چون امسال به‌دلیل تحریم‌ها، فشار بر دولت زیاد است، باید با همکاری مجلس و حمایت از دولت، مشکلات‌ مدیریت شود که امیدواریم در یکی دو ماه آینده آثار این جلسات و نشست‌ها بیشتر خودش را نشان دهد.

شما در دولت نهم وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات بودید. به نظر شما کار در مجلس سخت‌تر است یا در دولت؟

چهار سال به عنوان وزیر، کار اجرایی سنگین انجام دادم و چهار سال هم معاون وزیر بودم و در تولید تکنولوژی فضایی نقش داشتم. بنابراین باید بگویم کار اجرایی بسیار جذاب و سنگین است چون روزانه می‌توانید پیشرفت کار را ببینید.

مدیر از آنجا که در راس قرار دارد می‌تواند مانند یک فرمانده، فرمان بدهد و به جلو برود و برای ادامه کار، برنامه‌ریزی کند.

او می‌تواند سیستم زیر دستش را هماهنگ کند و نقاط‌ضعف را در حیطه کاری خود‌ شناسایی و برطرف کند. بر‌این اساس کار اجرایی، پرتحرک و پر جنب و جوش است، اما در عوض آقا بالای سر هم زیاد دارد و نهادهایی چون سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات، بالای سر مدیر هستند و دائم در حال سین‌جیم‌کردن هستند.

یک وزیر دائما در حال دریافت تذکر از نمایندگان است و حتی در خطر استیضاح شدن قرار دارد و مسئول پاسخ دادن به تمام سوالاتی است که از طرف نهادها و قوا در خصوص مجموعه تحت مدیریت‌اش مطرح می‌شود.

بنابراین یک مدیر اجرایی دائما زیر ذره‌بین است، اما نماینده بودن آرامش بیشتری دارد و آقا بالای سری در کار نیست. البته ناگفته نماند امکاناتی که در اختیار یک‌مدیر اجرایی قرار دارد، نسبت به نمایندگان مجلس بسیار بیشتر است.

یعنی احساس می‌کنید کار نمایندگی راحت‌تر است؟

استرس ندارد و کسی از نماینده بازخواست نمی‌کند.

آیا مطالبات جامعه از نمایندگان و مجلس را نمی‌توان به نوعی معادل همان بازخواستی دانست که دستگاه‌های نظارتی از یک مدیر اجرایی دارند؟

مردم یک بحث دیگر دارند، مردم ما بسیار شریف هستند و تنها مطالبات خود را مطرح می‌کنند و اصلا حالت محاکمه‌ای ندارند و اگر ببینند نماینده‌ای کاری برای آنها انجام نمی‌دهد دور بعد به او رای نمی‌دهند. بنابراین مردم ما بیشتر طرح موضوع دارند و به نماینده به چشم سنگ صبور نگاه می‌کنند.

حالا که نماینده تهران هستید فکر می کنید درد دل مردم‌ بیشتر چیست و مطالباتشان در چه موردی است؟

از مدیران شرکت‌های صنعتی که دچار مشکل شده‌اند گرفته تا مردم عادی، همه جزو مراجعین ما هستند. عمده درخواست‌های ارباب رجوع نیز مشکلات مالی است که بر‌همین‌اساس یا پول می‌خواهند یا تقاضای وام دارند. بحث اشتغال هم در مرحله بعدی قرار دارد.

آیا در خصوص این تقاضاها کاری می‌توانید برای مردم انجام دهید؟

ما به آنها معرفی نامه می‌دهیم، اما نمی‌دانیم در سیستم اداری‌ آیا کاری برای آنها انجام می‌شود یا خیر! به هر حال ما می‌خواهیم برای رفع مشکلات مردم کاری انجام شود و در‌حد خودمان تلاشمان را می‌کنیم.

شما از جمله چند نماینده‌ای هستید که بیشترین سابقه اجرایی را دارند. به‌عنوان یک وزیر سابق و نماینده فعلی، چه نظری در مورد عملکرد مجلس دارید؟

مجلس در جمهوری اسلامی ایران، جایگاه بسیار مهمی دارد و حتی حضرت امام(ره) فرمودند: «مجلس در راس امور است». بر اساس قانون اساسی دو وظیفه اصلی که بر‌عهده قوه مقننه است، قانونگذاری و نظارت بر اجرای قانون است.

لذا از آنجا که قوه مقننه به‌عنوان مجلس شورای اسلامی نامیده شده و هویت کاری این قوه با کار شورایی جلوه پیدا می‌کند لذا کار فردی نقش چشمگیری ندارد.

وقتی می‌خواستم به عنوان نماینده وارد مجلس شوم فکر می‌کردم مجلس، خیلی در راس امور است، اما بعد از ورود و گذشت یک هفته متوجه شدم که از ظرفیت‌های موجود بخوبی استفاده نمی‌شود.

کار مجلس در صحن علنی، کمیسیون‌ها و کارگروه‌ها وکمیته‌ها معنی پیدا می‌کند و مختص روزهای یکشنبه، سه‌شنبه و چهارشنبه صبح است که در مجموع دو روز و نصفی می‌شود.

جلسات علنی از هشت صبح آغاز می‌شود و حداکثر تا ساعت 4.5 بعدازظهر ادامه دارد. مجلس در ماه یک هفته هم برای سرکشی نمایندگان به حوزه انتخابیه تعطیل است و لذا نمایندگان سه هفته در ماه در مجلس هستند و اگر محاسبه کنیم در هر ماه تنها 7.5 روز ، خانه ملت باز است.

مجلس در طول سال هم یک ماه برای تعطیلات تابستانی تعطیل است که اگر ایام نوروز را کنار آن بگذاریم می‌شود یک ماه و نیم و این یعنی مجلس در طول سال 10 ماه و نیم باز است که اگر آن را ضربدر 7.5 روز که تعداد جلسات مجلس در یک ماه است کنیم می‌شود 82.5 روز یعنی مجلس در مفهوم اصلی خود برای کار جمعی، تنها 82.5 روز در سال با روزی هشت ساعت کار می‌کند.

از نظر شما این یک نقطه ضعف است؟

بله و نقطه ضعف جدی محسوب می‌شود. این اعداد نشان می‌دهد که مجلس از پتانسیل زمانی خودش حداکثر 25 درصد بهره را می‌برد. پس با این وضعیت باید دید از مجلس چه انتظاری می‌توان داشت.

در ماه اول وقتی به مجلس وارد شدم دیدم که خیلی هم نمی‌توان از مجلس انتظار داشت. برای این‌که توضیح دهم مثالی می‌زنم.

از آنجا که عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس هستم، دیدم‌ این کمیسیون طیف وسیعی از صنایع کشور، از پتروشیمی گرفته تا صنایع هوا و فضا، لوازم خانگی و مبل‌سازی تا خودروسازی و ارتباطات را شامل می‌شود که این حیطه بسیار گسترده، تنها باید توسط 27 نفر از نمایندگان عضو کمیسیون مورد بررسی قرار بگیرد و اگر این 27 نفر بخواهند تنها سه دقیقه صحبت کنند می‌شود 83 دقیقه که این عدد یعنی پایان سقف جلسه! که از آن هم چیزی در نمی‌آید و نمی‌توان تصمیم کارشناسی اتخاذ کرد.

کارگروه‌های مجلس هم وضعشان بدتر است چون هفته‌ای یک روز جلسه دارند. این اعداد و ارقامی که ارائه کردم همگی نشان از این دارد که از پتانسیل‌های مجلس استفاده نمی‌شود و این انتقادی است که به دلیل دلسوزی بیان می‌کنم.

بنابراین با ظرفیت و پتانسیل موجود که در نمایندگانی که همگی دارای سوابق اجرایی بالایی هستند دیده می‌شود به نظر می‌رسد که می‌توان با برنامه‌ریزی، این 80 روز جلسه در طول سال را به 300 روز افزایش داد.

اگر زمان کارگروه‌ها و کمیسیون‌های تخصصی اضافه شود قطعا این قوه از توانمندی بالاتری برخوردار خواهد شد.

اما برخی نمایندگان شهرهای کوچک با اشاره به حضورشان در حوزه‌های انتخابیه و صرف وقت و انرژی برای رسیدگی به امور مردم حوزه انتخابیه‌شان‌ تاکید دارند که سرشان شلوغ است و روزانه بالای چندین ساعت کار می‌کنند و معتقدند نمایندگان تهران هستند که فرصت زیادی دارند.

نه ، واقعا این‌طور نیست. ما در دولت نهم ‌یکباره به چندین استان سفر می‌کردیم و اصلا حجم کار یک‌وزیر با نماینده قابل مقایسه نیست. چون مسئولیت‌ها و پاسخگویی‌هایش بیشتر است.

ما در دولت نهم برای این‌که به کارها برسیم پنجشنبه و جمعه خود را می‌گذاشتیم و روزانه 16 ساعت کار می‌کردیم نه این‌که مثل شرایط فعلی مجلس، مثل یک کارمند اداری به سر کار برویم.

سلیمانی: وقتی می‌خواستم به عنوان نماینده وارد مجلس شوم فکر می‌کردم مجلس خیلی در راس امور است، اما بعد از ورود و گذشت یک هفته متوجه شدم که از ظرفیت‌های موجود بخوبی استفاده نمی‌شود

در حال حاضر بحث من فرد نیست، چون یک نماینده هم احتمال دارد ‌بگوید روزی 20 ساعت کار می‌کند، اما این مربوط به شخص وی است و در جای خود محترم است ولی نماینده نمی‌تواند بگوید که این کار‌ در مجلس نمود پیدا می‌کند.

ما اگر می‌خواهیم کار مجلس بیشتر نمود پیدا کند باید زمان کار در کمیسیون‌ها، صحن علنی و کارگروه‌ها را بیشتر کنیم و از پتانسیل‌های موجود‌ حداکثر بهره را ببریم.

اگر از هر فرد موفقی هم سوال شود که چطور به پیروزی رسیده است قطعا خواهد گفت که اختصاص زمان، عامل اساسی و رمز موفقیت وی بوده است.

دولت نهم چرا موفق بود؟! چون وقت گذاشت. اگر تعداد جلسات علنی مجلس از 80 روز به 230 روز برسد حتما راندمان مجلس دو تا سه برابر خواهد شد.

چه ضرورتی داشت که جایگاه اجرایی را نپذیرید و به‌سمت نمایندگی مجلس سوق پیدا کنید تا در انتخابات حاضر شوید و مردم به شما رای بدهند؟

بعضی چیزها تصادفی رخ می‌دهد و انسان خودش هم نمی‌داند که چه شد! من جزو استادان دانشگاهی هستم که وقتی از من می‌خواستند ‌ در انتخابات آنها را حمایت کنم و من در پاسخ به آنها می‌گفتم در انتخابات شرکت نکن و به فکر نمایندگی نباش ، برو دنبال معلمی!

ولی خودم در این وادی وارد شدم و احساس می‌کنم که شاید خداوند می‌خواسته با قرار دادنم در این مسیر امتحانی از من داشته باشد.

چه انگیزه‌ای باعث شد نماینده مجلس شوید؟

اصرار و فشار‌ برای این‌که نماینده مجلس شوم زیاد بود اما یک روز یک پیامک از طرف یکی از دانشجویانم به من زده شد که «سلیمانی مواظب باش مانند سلیمان ابن صرد خزاعی نشوی چون مملکت به شما نیاز دارد.» این پیامک در حالی به دستم رسید که تنها یک روز به پایان ثبت‌نام انتخابات باقی مانده بود و این پیغام مرا به فکر وا داشت و باعث شد یک مرتبه بلند شوم و ثبت‌نام کنم.

در ادامه سوالاتم به تخصص شما وارد می‌شوم. شما یکی از استادان مخابرات و وزیر سابق ارتباطات و فناوری اطلاعات بودید، در جایگاه نمایندگی چه انتقادی به عملکرد فعلی این وزارتخانه دارید؟

نقدی که می‌توانم داشته باشم همراه با دیدن موانع پیش روی این وزارتخانه است. اگر قبلا وزیر نبودم قطعا نمی‌توانستم موانع را شناسایی کنم.

در مورد پهنای باند برای اینترنت اشخاص، انتقادات زیادی وجود دارد اما با اطلاع از موانع موجود می‌دانم که وزارتخانه در این زمینه کاره‌ای نیست و تصمیمات در خارج از حیطه وظایف وزارت گرفته می‌شود، بنابراین فشار آوردن به وزیر راهکار حل مساله نیست.

از آنجا که در دنیای امروز در هر حوزه‌ای با دنیای فناوری اطلاعات سر و کار داریم و لازمه آن وجود شبکه اینترنت است ما از داشتن یک شبکه ملی اینترنت عقب هستیم.

ما درخصوص اپراتور سوم تلفن همراه نیز نتوانستیم موفق باشیم چون در سال 88 با مخالفت مجلس هشتم مواجه شدیم و همین امر باعث شد که شرکت خارجی، کشور ما را ترک کند. لذا بحث‌های سیاسی تاثیر زیادی بر مسائل توسعه‌ای دارد و حرف یک مسئول می‌تواند یک پروژه را با اختلال مواجه کند.

شما معتقدید ‌مدیریت مجموعه باید اختیار بیشتری داشته باشد؟

نه منظورم این است که باید در مورد اتمام پروژه‌ها دقت بیشتری صورت بگیرد و با پیمانکاران به صورت مرتب ارتباط گرفت و در جریان کار آنها قرار گرفت.

از اینترنت صحبت کردید، با توجه به این‌که در دانشگاه حضور دارید حتما با انتقادات زیادی از طرف دانشجویان در مورد سرعت اینترنت مواجه هستید، به نظر شما سرعت اینترنت چقدر باید باشد و آیا با این سرعت کم می‌توان نیاز‌ها را برطرف کرد؟

اینترنت هم مثل هرچیز دیگری سقف ندارد و لزومی ندارد که برایش سقفی تعیین کنیم. اما باید به این نکته توجه داشت که در کنار داشتن پهنای باند بالا، بحث قیمت هم مطرح می‌شود. بنابراین دو چیز خیلی مهم است، یکی قیمت و دیگری کیفیت.

قیمت اینترنت در کشور ما خیلی بالاست و راهکاری هم برای کاهش آن هنوز داده نشده است و اگر بگوییم هرکس در خانه‌اش می‌تواند دو مگابایت پهنای باند داشته باشد، قطعا این شخص باید ماهانه 500 تا 600 هزار تومان برای این حجم پرداخت کند. حالا سوال اینجاست، کدام خانواده در ماه می‌تواند چنین هزینه‌ای را پرداخت کند؟ قطعا هیچ‌کس نمی‌تواند.

پس یک عامل محدودکننده، بحث قیمت است که نمی‌توانیم برای آن کاری بکنیم لذا باید راهکارهای دیگری ارائه دهیم تا مردم بتوانند از اینترنت استفاده کنند. یکی از این راهکارها استفاده از اینترنت ملی است و اگر راه‌اندازی شود روی قیمت اینترنت تاثیر زیادی خواهد گذاشت.

آیا به کارگیری اینترنت ملی محدودکننده نیست؟ واکنش‌ها در این زمینه خیلی زیاد است؟

نه اصلا این‌طور نیست. خیلی کارها در داخل کشور به صورت داخلی صورت می‌گیرد و چنین امکانی، تنها هزینه‌اش کمتر است. با این شیوه دیگر نیازی نیست که اطلاعات یا ایمیلی به کشور دیگری برود و دوباره برگردد.

امادر مورد سرعت اینترنت هنوز سوال باقی است، چرا سرعت شبکه در خارج کشور اینقدر زیاد است، اما در ایران با وجود داشتن سرعت 512 مشکلات وجود دارد؟

در مورد این قضیه در ابتدای صحبتم اشاره‌ای داشتم، البته مشکل دیگری هم در کشور وجود دارد که حل آن مقداری سخت است؛ مثلا برای فراهم کردن یک اینترنت پرسرعت یک یا چند شرکت قدرتمند لازم است تا با سرمایه‌گذاری قوی چنین امکانی را فراهم کنند و اینترنت پرسرعت به منازل ارائه بدهند.

در حال حاضر شرکت‌هایی برای دادن اشتراک فعال هستند که با سرمایه‌گذاری اندک، قصد دادن خدمات را دارند و معلوم است که نمی‌توانند این اقدام را به درستی انجام دهند.

الان نزدیک 1200 شرکت وجود دارد که خدمات اینترنتی ارائه می‌کند، اما نمی‌توانند کار خود را به نحو احسن انجام دهند و همین امر باعث می‌شود یک پهنای باند به چند‌نفر داده شود که ظرفیت پوشش این تعداد را ندارد.

یعنی جزیره‌ای عمل کردن باعث خدمات نامرغوب اینترنت می‌شود؟

بله، الان 11 اپراتور داریم که مجوز دادنADSLدارند. اگر این شرکت‌ها دور هم جمع شوند و با هم سرمایه‌گذاری کنند نتیجه مناسبی از سرمایه‌گذاری به دست خواهند آورد و در زمان کوتاه این سرمایه به آنها باز خواهد گشت.

در مورد سرعت اینترنت مباحث سیاسی هم گاهی مطرح می‌شود، نظر شما چیست؟

نه، این‌طور نیست؛ یک شرکت مثل مخابرات که زیرساختی است پهنای باند را می‌گیرد و شرکت‌های دیگر از شرکت مادر این پهنارا دریافت می‌کنند، این شرکت به آی.اس.‌پی‌های متعددی این خدمات را ارائه می‌کند و بعد نوبت به مردم می‌رسد.

بنابراین اگر مردم دیدند سرعت پایینی در اینترنت دارند باید به آی.اس.‌پی شکایت کنند نه‌شرکت زیرساختی چون مخابرات.

سلیمانی: فیلتر شدن سایت‌ها یک بحث فرهنگی است و قوانین مربوط به خودش را دارد و کاری به وزارت ارتباطات نداردچون شورای انقلاب فرهنگی‌‌مسئول این کار شده است

اگر آی.اس.‌پی دید که سرعتش کم است یا مشکل دیگری دارد باید به مرتبه بالاتر خود و جایی که اینترنت پرحجم را به آنها داده است، شکایت کند و سلسله مراتب را در پیگیری شکایت‌های خود انجام دهند؛ اما وقتی شکایتی صورت نگیرد، شرکت‌های زیرساخت می‌توانند پهنای باند را در هر جایی مونیتور کنند و همین که دیدند مشترکی از ظرفیت خود استفاده نمی‌کند، آن را به فرد دیگری بدهند.

این شرکت‌ها حتی می‌توانند به چند نفر یک پهنای باند را بدهند و در مجموع یک نوع کلاهبرداری و تقلب را صورت می‌دهند.

البته راهکار جلوگیری از چنین اقداماتی، پیگیری موضوع از طریق سلسله مراتب است و اگر هر کسی بالادستی خود را کنترل کند، این حلقه بخوبی کنترل خواهد شد.

نظر شما در مورد فیلتر شدن سایت‌ها چیست؟

فیلتر شدن سایت‌ها یک بحث فرهنگی است و قوانین مربوط به خودش را دارد و کاری به وزارت ارتباطات ندارد.

بالاخره شورای انقلاب فرهنگی کمیته‌ای را مسئول این کار کرده است و قوه قضاییه هم دادگاهی را در موردش تاسیس کرده است.

وقتی فرمان بستن یک سایت از نهادهای قانونی ذی‌ربط داده می‌شود شرکت مخابرات به عنوان مجری، فرمان را اجرا می‌کند.

شما خودتان به عنوان یک صاحب‌نظر، فیلترینگ را در مباحث فرهنگی تا چه حد موثر می‌دانید؟

یک بار در صحن علنی مجلس این سوال از طرف یکی از نمایندگان از من شد. باید گفت حتی گوش انسان هم دارای فیلتر است، چون اگر این فیلتر برداشته شود، قطعا انسان با شنیدن باندهای صوتی متفاوت، طی چند دهم ثانیه دیوانه خواهد شد.

اگر گوش فیلتر نداشته باشد، زیر آب دریا هم دچار مشکل خواهد شد و حالتی شبیه موج انفجار برای انسان رخ خواهد داد.

بنابراین از دستگاه‌های الکترونیکی گرفته تا صوتی و تصویری همه دارای فیلتر هستند، لذا در پاسخ به این‌که آیا فیلتر لازم است؟ باید اعلام کرد، بله لازم است.

حتی مغز انسان هم برای پذیرش انواع موضوعات، دست به فیلتر کردن می‌زند و این چیزی است که طبیعت آن را خلق کرده است.

اما این‌که چه چیزی باید فیلتر شود یا نشود بحث دیگری است و این امر به دست قانون سپرده شده است و باید دادگاه آن را مشخص کند.‌ در تمام دنیا و بیشتر‌کشورها حتی آمریکا و اروپا هم فیلترینگ وجود دارد و چیزی نیست که تنها مربوط به کشور ما باشد.

البته باید ضوابط فیلترینگ را با دید تساهل و تسامح نوشت و اخیرا هم دیدم که چنین اتفاقی افتاده و در مورد بستن برخی سایت‌ها وقتی دلایل قانع‌کننده‌ای ارائه می‌شود، بلافاصله رفع فیلتر می‌شود.

استفاده از سایت‌های فیلترشکن و آنتی‌فیلترها در ایران، روند رو به گسترشی دارد، آیا بهره‌گیری از این شیوه درست است؟

ما اگر در کیفمان را قفل نکنیم احتمال دارد که دزدی بیاید و وسایلمان را بردارد. فیلترینگ با شیوه‌ای که در کشور ما برگزیده شده قصدش این است‌ افرادی که نمی‌خواهند از سایت‌های مستهجن استفاده کنند، واردش نشوند.

وقتی جوانی 16ساله پشت کامپیوتر می‌نشیند و یکباره با صحنه‌ای نادرست روبه‌رو می‌شود، خواه ناخواه امکان دارد ‌به این وادی کشیده شود، چون کنجکاو است.‌شما اگر آتش را جلوی یک بچه کوچک بگذارید، چون ناآگاه است قطعا به طرفش کشیده خواهد شد. بنابراین فیلتر‌کردن یک سایت باعث می‌شود که افراد ناخواسته به جایی که نباید کشیده نشوند.

بحث استفاده از فیلترشکن چطور؟

در این بخش انسان آگاهانه دست به چنین اقدامی می‌زند.

یعنی استفاده از فیلترشکن اختیاری است؟

اختیاری است اما کار غیرقانونی محسوب می‌شود و در مجامع عمومی قابل استفاده نیست.

یکی از مسائل فضای مجازی، حملات سایبری است که برخی از سیستم‌ها در داخل کشور نیز از این حملات بی‌نصیب نمانده است، نظر شما در مورد این حملات و امنیت شبکه در کشور چیست؟

در فضای مجازی یا غیرمجازی جنگ الکترونیک وجود دارد و به آن ایی.‌سی.‌ام، یعنی اقدام الکترونیک، می‌گویند. در این فضا هر کسی می‌تواند به دیگری حمله کند و دیگری هم می‌تواند علیه این حمله خود را مقاوم کند و این زد و خورد همچنان ادامه دارد.

لذا باید از نظر فنی به روز باشیم و مسائل را مونیتور کنیم؛ البته زمانی که در وزارتخانه بودم طرح مرکزی برای مبارزه با حملات سایبری ریخته شد که هم‌اکنون مشغول فعالیت است؛ البته در این زمینه باید از فناوری‌های روز دنیا نیز بهره‌مند شویم و از دریافت تجربه دیگران در این بخش غافل نباشیم.

اما ضعف‌هایی دیده می‌شود.

ما درخصوص دفع حملات سایبری رشد خوبی داشتیم، ولی چون دشمن‌ (حالا می‌تواند دزد یا کشور خارجی یا هر‌چیز دیگری باشد) در این زمینه فعالیت بالایی می‌کند و ما باید مطابق آن، توانمندی‌های خودمان را بالا ببریم.

در مورد کنترل بدافزارهایی که علیه کشور استفاده می‌شود، سیستم کنترلی وجود دارد؟

این بدافزارها مونیتور و ثبت می‌شوند و آمار تمام حملات وجود دارد و حتی نوع حمله هم مشخص است. متخصصان کشور حتی این توانایی را دارند که بعد از حمله، ضد حمله انجام دهند و منبع انتقال را نیز شناسایی کنند.

چرا حملات سایبری به کشور اینقدر زیاد شده است؟

هر چقدر فضای مجازی توسعه پیدا کند به دنبالش اقدامات نامناسب هم گسترش می‌یابد، چون اینترنت در دست اشخاص هم هست و می‌توان از آن همه نوع بهره‌برداری را انجام داد. چون نرم‌افزارها توسط خلاقیت افراد نوشته می‌شود و این حملات هم یک نوع خلاقیت منفی محسوب می‌شود.

یک سوال شخصی؛ سرعت اینترنت منزل شما چقدر است؟ آیا برای دسترسی به سایت‌ها با مشکل مواجه می‌شوید؟

من یک وایمکس که سرعتش 512 است دارم، چون استادان دانشگاه می‌توانند از این سرعت استفاده کنند.

البته وقتی مشغول کار هستم گاهی هم با مشکل سرعت مواجه می‌شوم و حتی به بخش سرویس‌دهی هم اطلاع می‌دهم، اما تاثیری ندارد و توجیهاتی می‌کنند که درست نیست.

شما عضو یت در شبکه‌های اجتماعی را مناسب می‌دانید؟

این شبکه‌ها خوب و سازنده است، اما استفاده از آنها هم شبیه بهره‌گیری از اینترنت است؛ چون هم جنبه مثبت دارد و هم جنبه منفی.

شبکه اجتماعی فیس‌بوک هم جنبه‌های مثبت زیادی دارد، ولی چون ما کشوری هستیم که علیه ‌ما تهاجم فرهنگی، سیاسی و اقتصادی زیادی صورت می‌گیرد از این شبکه علیه کشور ما استفاده می‌شود، لذا به نظر می‌رسد که ما هم باید شبکه اجتماعی خودمان را در کشور راه‌اندازی کنیم.

خودتان عضو شبکه‌های اجتماعی هستید؟

خیر، چون فرصت ندارم.

با دانشجویان‌‌تان چگونه تعامل دارید؟

از طریق سایت دانشگاه در ارتباط هستیم، اما در حال طراحی سایتی هستم که بتوانم از صحبت‌های مردم با اطلاع شوم.

فاطمه امیری - گروه سیاسی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها