خاطرات 10 ساله دکتر علی لاریجانی - 3
بعدا جلسه با رهبری خصوصی شد
یکشنبه 19 دیماه 1372
ساعت 11 همراه با مدیران کل ، ملاقاتی با آقای ناطق نوری ، رئیس مجلس داشتیم. ایشان درباره حرکت جدید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نکات جالبی مطرح و به اینجانب اظهار لطف کردند.
کد خبر: ۴۸۲۴۰
ساعت 12 آقای دکتر حاج سید جوادی [مشاور وزیر ارشاد] و استاد شجریان تشریف آوردند. این جلسه به اهتمام آقای دکتر حاج سید جوادی تشکیل شد. جلسه خوبی بود. مقداری راجع به فعالیت های آقای شجریان بحث شد. ناهار در خدمت ایشان بودیم و در هنگام خداحافظی نیز هدیه ای تقدیم ایشان شد. ساعت 16 در جلسه هیات دولت شرکت کردم . بحثی مطرح شد که کلینتون فشار زیادی بر دولت روسیه می آورد که در باره فروش اسلحه به ایران تجدید نظر کند. نظرات آقای نظربایف ، رئیس جمهور ترکمنستان درباره یلتسین جالب بود. به نظر او کار یلتسین تمام است و وضع مزاجی او خراب. شب منزل علی آقا مطهری شام دعوت بودیم. با خانواده به آنجا رفتیم . چون شب مبعث بود و جلسه انس با اقربا ، شیرینی کار را بیشتر می کرد ، تا دیر وقت آنجا بودیم البته فردا می خواهم برای کوهنوردی به کلکچال بروم ، که با این دیر خوابیدن و صبح زود به کوه رفتن ، خیلی جور نیست!. دوشنبه 20 دیماه 1372 / 27 رجب
دیشب آقا محمدرضا فرزند کوچکم ، راحت نبود و نمی گذاشت بخوابم. صبح زود بعد از نماز صبح آماده شدم و به کلکچال رفتم. هوا قدری سرد بود. ساعت 3 بعدازظهر در مراسم افتتاح مسابقات بین المللی قرآن که توسط سازمان اوقاف تشکیل شده بود، شرکت کردم . آقای هاشمی ، رئیس جمهور نیز شرکت داشتند و صحبت خوبی درباره زیبایی های ظاهری قرآن و حقایق نهفته در معانی آن ایراد کردند. چند قاری نیز قرائت قرآن داشتند ؛ ازجمله یک کودک بوسنیایی که خیلی جالب قرائت کرد و همه را تحت تاثیر قرار داد. ساعت 5بعدازظهر از دفتر مقام رهبری پیغام دادند که فردا ساعت 11:15 خدمت ایشان برسم . قبلا تقاضای ملاقات کرده بودم که با آقای مهندس کازرونی [رئیس سازمان میراث فرهنگی] خدمتشان برسیم. آقای مهندس کازرونی قبلا وزیر مسکن بودند. فرد با ذوقی است. از ایشان خواسته بودم مسوولیت سازمان را بپذیرند. این جلسه برای ارائه گزارش از وضع سازمان خدمت مقام معظم رهبری بود و دریافت سیاستهای مورد نظر ایشان. سه شنبه 21 دیماه 1372
امروز در ملاقات با رهبری ، آقای کازرونی توضیحی راجع به وضع سازمان و گستردگی کار دادند و این که حدود صدهزار آثار و بنای تاریخی مربوط به قرنهای گذشته داریم که هنوز کاوش لازم در آنها صورت نپذیرفته ، یا کم صورت گرفته است . همچنین درباره کمبود شدید منابع برای این اکتشافات ، گزارشی تقدیم ایشان کردند. این نظر مطرح شد که از فروش امکانات مکرر و غیرفرهنگی بتوان این آثار را مرمت کرد. قرار شد روی این مساله کار شود. من هم گزارشی راجع به مسائل فرهنگی و مطبوعاتی کشور دادم و ایشان نکات مهمی در باره حرکتهای غیراصولی و دلبخواه شهرداری تهران در زمینه مسائل فرهنگی متذکر شدند. در پایان جلسه ، مقام رهبری از آقای محمدی گلپایگانی و آقای حجازی و آقای کازرونی خواستند جلسه را ترک کنند تا خصوصی مطالبی را به بنده بفرمایند. اجمال نظر ایشان این بود که عملکرد صدا و سیما در مجموع قابل قبول نبوده و با تمام تلاشها نتوانسته سیاستهای کلی در این بخش را بخوبی دنبال کند. در واقع ، موضوع به مدیریت سازمان باز می گردد و ایشان تصمیم به تعویض مدیریت سازمان صدا و سیما گرفته اند. ایشان مطالبی هم راجع به حرکت جدید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بیان فرمودند که فکر می کنم این حرکت در آینده ثمرات خوبی خواهد داشت . ایشان با الطاف خود، این مسیر را ستودند. بعد بیان کردند که راجع به صدا و سیما کسی مثل شما را نیاز دارم و فعلا - نتوانسته ام تصمیم بگیرم. در این جلسه ، قصدم مشورت با شما بوده است و مشخصا - سوال ایشان این بود که آیا من آمادگی دارم تغییر شغل دهم؛ بنده توضیحاتی درباره وضع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و برخی کارهایی که شروع کرده ام و حکم جوانه را دارد و باید با دقت به رشد آن کمک کرد ، بیان کردم و همچنین توضیحاتی درباره سازمان صدا و سیما. ضمنا به ایشان عرض کردم : اخیرا شما طی نامه ای وظیفه مهمی بر دوش من نهاده اید. فرمودند: می دانم. باتوجه به همین مسائل و شرایط صدا و سیما، باز هم اولویت را به آن می دهم . بنا شد در چند روز آینده روی این موضوع فکر کنم و نتیجه را خدمت ایشان عرض نمایم . بعد از نماز که در خدمت ایشان بودیم ، به محل کارم رفتم و امور روزانه را دنبال کردم. ساعت 10 شب به منزل آمدم. موضوع را با همسرم در میان گذاشتم. او در مسائل مهم ، کمک فکری زیادی به من می کند. جدای از زحمات زیادی که در تربیت فرزندان بر دوش دارد ، در مسائل سیاسی و اجتماعی ، با علاقه مندی پیگیر امور است و حساس نسبت به سرنوشت انقلاب . اگر نبود توجه جدی او به تربیت درست دینی فرزندان و همراهی و همکاری وی ، واقعا امکان این مقدار وقت گذاری در امور اجتماعی برای من مقدور نبود. از او سپاسگزارم.
علی ایحال ، وقتی پیشنهاد مدیریت صدا و سیما را شنید ، حال خوشی پیدا نکرد. ایشان از صدا و سیما دل خوشی نداشت و معتقد بود در وزارت ارشاد کارهای خوبی آغاز شده و رفتن به صدا و سیما به آنها لطمه می زند و از طرفی صدا و سیما نیز محلی است که کارها مرتبا در معرض قضاوت همه قرار می گیرد و با مجموع شرایط اجتماعی کشور ، راضی کردن همه هم ممکن نیست و....خلاصه ، نظر منفی داشتند. این هم مشکل جدیدی شد!. چهارشنبه 22 دیماه 1372
صبح ، جلسه ای با مسوولان مربوطه برای مراکز فرهنگی و هنری مساجد داشتم. داستان این مراکز این است : طرحی که چندی پیش به شورای عالی انقلاب فرهنگی بردم و تصویب شد ، در مسیر اجرا احتیاج به راهبری داشت . اجمال طرح این بود که از ظرفیت مهم و فراگیر مساجد استفاده شود و با کمک وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با هدایت امامان جماعت مساجد ، امکانات فرهنگی نظیر کتابخانه ، آموزشهای مختلف قرآنی ، هنری ، رایانه و... برای جوانان فراهم شود. یادم هست وقتی این طرح را در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح کردم ، آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جلسه گفتند: این طرح بسیار خوبی است و من تعجب می کنم که در این سالها چرا از این فکر غفلت داشته ایم . برای هدایت این کار ، شورایی تشکیل شد که وزیر فرهنگ ریاست آن را به عهده داشت و رئیس سازمان تبلیغات ، رئیس سازمان اوقاف ، مسوول مساجد کشور و... نیز در آن شرکت داشتند. در این جلسه نحوه همکاری این بخشها مورد بررسی قرار گرفت و بنا شد وزارت فرهنگ تا پایان سال مبلغ پانصد میلیون تومان برای این کار اختصاص دهد. عصر چهارشنبه ساعت 3 در جمع قاریان قرآن در مسابقات بین المللی که سازمان اوقاف ترتیب داده است ، شرکت کردم و سخنرانی داشتم . موضوع اصلی بحث من «تاثیر مفاهیم قرآنی در تکوین شخصیت افراد و تکوین هویت جامعه» بود. بعد درجلسه هیات دولت شرکت کردم. دو سه نکته در باره وضع وزارت ارشاد لازم بود با آقای هاشمی مشورت کنم ، که چند دقیقه ای وقت ایشان را گرفتم. بحث ساخت و فروش آنتن های ماهواره در کارگاه های صنعتی مطرح شد و بنا شد حداقل واحدهای دولتی در این زمینه نه اقدام و نه تبلیغ کنند.