اوباما، آمریکا و سال 2012

"سال 2012 سالی حائز اهمیت برای آمریکا است؛ رییس‌جمهوری این کشور که در سال 2008 در میان انبوهی از امید و اشتیاق برگزیده شد، ممکن است در دوره بعدی دیگر ساکن کاخ سفید نباشد. روشن است که در حال حاضر اوضاع آمریکا کاملا عوض شده است و اوباما دوران جدیدی را به نظاره نشسته است."
کد خبر: ۴۴۹۵۶۶

شبکه خبری بی ‌بی ‌سی در گزارشی تحلیلی‌ نوشته است: «اوباما در بدو انتخاب خود به عنوان رئیس‌جمهور تعهد کرده بود در آمریکا ایجاد تغییر کند. شاید بتوان انتظار تغییراتی را در سال 2012 در آمریکا داشت اما نکته واضح و مبرهن این است که سال 2011 سالی مملو از نومیدی برای آمریکایی‌ها بود.

انتخابات ریاست‌جمهوری پیش‌رو در آمریکا نوعی درگیری خواهد بود میان دو آمریکایی و دو منظر مختلف اقتصادی نسبت به این که کشور چگونه باید باشد. هر کسی که در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا (که قرار است در نوامبر سال جاری میلادی برگزار شود) پیروز شود، نتیجه این خواهد بود که بازندگان انتخابات با لحنی طعنه‌آمیز به انتقاد از وی خواهند پرداخت و این احتمال وجود دارد که آمریکا تا پایان سال جاری به کشوری مبتلا به نوعی دوگانگی‌ حاد تبدیل شود.

جو بایدن، معاون رییس‌جمهوری آمریکا زمانی گفت: "مرا با خدا مقایسه نکنید، مرا با گزینه جایگزینی برای خودم مقایسه کنید." امسال سالی است که اوباما در واقع با گزینه‌های دیگری مقایسه خواهد شد. برخی بر این باور هستند که وی شانس پیروزی در این انتخابات را در صورتی که با دیگران مقایسه شود، دارد.

با این حال این مساله تا حد زیادی بستگی به این دارد که جمهوری‌خواهان چه کسی را به عنوان کاندیدایشان در انتخابات ریاست‌جمهوری آتی آمریکا برگزینند.

عامل اصلی دیگری که بودن یا نبودن اوباما در راس قدرت در آمریکا را مشخص می‌کند، وضعیت اقتصادی کشور است. در حال حاضر نشانه‌هایی وجود دارد که اوضاع اقتصادی در آمریکا روندی رو به بهبود در پیش‌ گرفته است. با این حال مشکلات اقتصادی در اروپا می‌تواند به عنوان عاملی افزاینده بر بحران اقتصادی در آمریکا عمل کند.

چند مدتی است که آمارهای نویدبخشی درخصوص اوضاع اقتصادی آمریکا منتشر می‌شود اما این آمارها هر اندازه که خوشبینانه باشد، اغلب آمریکایی‌ها بر این باورند که اوضاع زندگی‌شان در زمان کوتاهی به وضعیت عادی و مطلوب بازنخواهد گشت.

وقتی نگاهی به اوضاع آمریکا در سال 2008 می‌اندازیم و آن را با اوضاع اخیر این کشور مقایسه می‌کنیم، آنچه در برابرمان قرار می‌گیرد، غیر از باری از اندوه و تاسف چیز دیگری نیست.

هیچ تردیدی وجود ندارد که عملکرد باراک اوباما از دیدگاه بسیاری ناامیدکننده بوده است. اوباما بسیاری از حامیان خود را ناامید کرده است؛ بسیاری از مردم طبقه متوسط و حتی بسیاری از مخالفان و منتقدانش را.

با این حال دسته‌ای از حامیان رییس‌جمهوری آمریکا همچنان مصرانه بر این باور هستند که عملکرد اوباما رضایت‌بخش بوده و او کشور را از تبدیل شدن به ویرانه‌ حفظ کرده است. آنها بر این باورند که هیچ فردی در آمریکا از این توانایی برخوردار نبوده که مانع فجایع رخ داده در این کشور شود.

با این حال این مساله نیز درست است که بسیاری از افرادی که از باراک اوباما حمایت جانانه‌ای داشتند و هنوز هم از او حمایت می‌کنند، اعتقاد دارند که وی به اندازه کافی جسورانه عمل نکرده و نسبت به افرادی که سعی داشتند سیاست‌هایش را با شکست روبه‌رو کنند، اقدام قاطعی نداشته است.

در همین حال بسیاری از حامیان اوباما در طبقه متوسط جامعه آمریکا اغلب نسبت به سیاست‌های وی در قبال مسائل داخلی و خارجی ناامید شده‌اند و به دنبال سیاست‌های جدیدی هستند که موثر واقع گردد.

اوباما که در آغاز کار خود به دنبال جلب رضایت مردم بود، در نهایت با چیزی غیر از تلخی، عدم اعتماد، ناامیدی و نارضایتی از سوی مردم مواجه نشد.

در حالی که او همواره سخن از سیاست‌های جدیدی برای اعمال تغییر در رویکرد آمریکا نسبت به مسائل مختلف به میان می‌آورد، ما در واشنگتن شاهد چیزی غیر از پیروی از سنت‌ها نبودیم و مساله جدیدی به معنای واقع کلمه ملاحظه نشد. شاید این اشتباه اوباما نباشد، اما می‌توان این مساله را به عنوان قرینه مویدی مبنی بر عدم پیروزی وی تصور کرد.

منتقدان اوباما هرگز اقدام‌های وی را نپسندیدند و سیاست‌های اقتصادی و خارجی وی به هیچ‌ وجه مورد توجه قرار نگرفت، اما با این حال بهترین سیاستمداران در دولت وی از تمام توانایی‌های خود برای بهبود اوضاع استفاده کردند.

این در حالی است که جمهوری‌خواهان بر آن هستند که اوباما در برخورد با مسائل سیاسی عملکرد ضعیفی داشته است و این مساله در خصوص کنگره نیز صادق است. اوباما به لحاظ سیاسی در برخورد با هم‌پیمانان و رقیب‌هایش برخورد ناشیانه‌ای داشته است. اتهاماتی که پیش روی وی قرار می‌گیرد، تشکیل‌دهنده عریضه‌ای طولانی است، اما این بدین معنا نیست که او در عرصه فعالیت سیاسی آمریکا شکست خورده است.

با این همه آنچه در نهایت می‌توانیم بگوییم این است که رخ دادن مسائل عجیب در دوران ریاست‌جمهوری اوباما با توجه به اوضاع اقتصادی این کشور عادی بود.»

مشکلات آمریکا در 2012

"در سال 2012 در آمریکا از یک موضوع می‌توان مطمئن بود: ظرف ماه‌های آینده بازار مناظره‌های سیاسی در این کشور داغ خواهد شد. اما در حالی که کاندیداهای جمهوری‌خواه این روزها به دنبال جلب آرا، کشتزارهای ذرت ایالت آیووا را زیر‌و ‌رو می‌کنند، زمین زیر پای آمریکا در حال جابه‌جایی است."

شبکه خبری بی بی سی در تحلیلی نوشته است: «سربازان آمریکایی بالاخره از عراق به خانه بازگشته‌اند، اما صف طولانی از چالش‌های دیگر پیش روی این کشور قرار دارد: مصر در دوران گذار، ایران در آستانه توانمندی هسته‌ای، سوریه در مرز هرج و مرج و عراق دست به گریبان خشونت‌های فرقه‌ای. افغانستان، پاکستان و کره شمالی را هم نمی‌شود نادیده گرفت.

و همه اینها در حالی است که بحرانی عمیق، اقتصاد جهان و البته آمریکا را فرا گرفته است. لیندا رابینسون، از اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا می‌گوید: "ایالات متحده برای تامین هزینه حفظ موقعیت پیشتاز خود در سطح جهان با مشکل مواجه خواهد بود. اما این مشکل یک سطح دیگری هم دارد و آن این است که آمریکا چگونه می‌تواند اعتماد [سرمایه‌گذاران] جهانی را جلب کند در حالی که سیاست اقتصادی منظم و منسجمی ندارد؟"

رابینسون می‌گوید که رهبری آمریکا در سطح جهانی "زیر سوال خواهد رفت" اگر که این کشور نتواند مشکلات اقتصادی و سیاسی داخلی‌اش را حل کند در سال جدید، آمریکا "شاهد رنج، هیاهو و انسدادهای سیاسی زیادی خواهد بود."

در داخل آمریکا، بسیاری از مردم نسبت به آتیه اقتصادی خود اطمینان ندارند و آن ثبات قدمی که ظرف سه دهه گذشته وجود داشت دیگر رخت بسته است.

ضربه خورده از جهانی سازی و عصبانی از سیل مهاجران، برخی از آمریکایی‌ها را به بازگشت به سنت واداشته است.

طی رقابت‌های انتخاباتی در ماه‌های آینده، باید منتظر بازدیدهای مکرر سیاستمداران و کاندیداها از کارخانه‌ها و کارگاه‌ها باشیم، اما انتظار نمی‌رود که در برخورد با مشکلات دیرپا، پیشرفت چندانی صورت گیرد.

برای باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا، گویی دوره رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری از هم‌اکنون آغاز شده است. امسال او رکورد سفر به ایالت‌های تعیین کننده را شکسته است.

اوباما در یکی از سفرهای ایالتی اخیرش خطاب به جمعیت گفت: "ما باید همت‌مان را بر رشد اقتصادی و بازگرداندن مردم به کار متمرکز کنیم. و اطمینان حاصل کنیم که رویای آمریکایی اینجا هست، نه تنها برای این نسل بلکه برای نسل‌های آینده هم."

و لحن‌ها هم تغییر کرده، دیگر از رسیدن به نوعی مصالحه فراجناحی صحبتی نیست. رییس جمهوری آمریکا در بسیاری از سفرهای ایالتی خود به صراحت از شعارهای پوپولیستی ضد‌سرمایه‌داری بهره می‌گیرد.

در رقابتهای انتخاباتی سال 2000، اتخاذ شعار "مردم در برابر قدرتمندان" برای ال گور، کاندیدای وقت حزب دموکرات، ثمری نداشت. اما یک دهه پیش، آمریکایی‌ها به عصبانیت امروز نبودند.

جاد لگام، از سازمان غیر انتفاعی و غیر دولتی مرکز توسعه آمریکا می‌گوید: "ده سال پیش، صحبت ما راجع به این بود که چطور این همه مازاد تولید را مصرف کنیم، و وقتی همه بدهی‌ها را دادیم چه کنیم."

با این حال او به آینده امیدوار است: "هنوز یک هسته‌ای از نو آوری و کارآفرینی در آمریکا وجود دارد و اگر امکان احیای آن وجود داشته باشد فکر می‌کنم که آمریکا می‌تواند دوباره جایگاه جهانی‌اش را به دست آورد."

یک حس سرکشی و تغییر دارد به عمق دشت‌های مرکزی آمریکا سرایت می‌کند، شعارهای قدیمی، پرچم پرستی، صحبت از بزرگی و استثنایی بودن ملت در بسیاری از تبلیغات انتخاباتی تکرار خواهد شد، اما در عالم واقع، نشانه‌ها از آمریکایی متفرق و عصبانی خبر می‌دهند، آمریکایی که زیر کوله‌بار مسئولیت‌های خودخوانده جهانی‌اش خم شده و از عهده هزینه حفظ موقعیتیش به عنوان تنها ابر قدرت جهان به سختی بر می‌آید.»(ایسنا)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها