حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بسماللهالرحمنالرحیم
این بیاناتى که آقاى نجفى کردند - که واقعا بسیار پرنکته و درست بود - اگر همین مطالب در مجموعه کار بزرگداشت و آثارى که به دنبال او پخش خواهد شد رعایت بشود، بهنظر من ما کار بزرگى انجام دادهایم؛ به همین نکات باید توجه بشود.
یک نکته اساسى اینجا وجود دارد که به نظر من شاید مؤثر است در همه این نکاتى که گفته شد، و آن حضور روحانیت است.
حضور روحانیت - با خصوصیاتى که روحانیت شیعه دارد، حالا آن که ما در بین خودمان در تاریخ دیدهایم - در مسائل اجتماعى به طور طبیعى معنا و هویت خاصى میدهد به آن مسائل اجتماعى. وقتى که عالم شیعى در حوادث بزرگ اجتماعى حضور دارد، این طبعا اسلامیت در آن هست، مقابله با هر دستگاه ظلم و استعمار و استکبار - اعم از استعمار خارجى یا استبداد داخلى - در آن هست، مردمى بودن قهرا در آن هست، امتداد داشتن در متن مردم و در خودِ روحانیت در آن هست. خب شما ملاحظه کنید، همین کارى که مرحوم آقاى آقانجفى اصفهانى و اخوى ایشان مرحوم حاج آقا نورالله انجام دادند، این کار از قبل از مشروطه شروع شده - یعنى از زمان تحریم تنباکو - و تا زمان رضاخان ادامه پیدا کرده؛ در حالى که در خلال این مدت چه حوادث تلخى براى اینها پیش آمده: هم براى خود مرحوم آقانجفى که تبعید شد، مورد تحقیر قرار گرفت، به او اهانت شد، مورد تهمت قرار گرفت و ابهاماتى در مورد ایشان به ذهنها القاء شد؛ مرحوم حاج آقا نورالله هم که معلوم است، بعد آمد و مسموم شد و به شهادت رسید. بنابراین نفسِ حضور روحانى - عالم برجسته دینى - خودش یک موضوعیتى دارد.
بخصوص حالا این خانواده. یکى از نکاتى که غالباً در علماى اصفهان و در محیط دینى و علمى اصفهان نظر من را جلب میکند، این است که خانوادههاى پرعالم در اصفهان زیاد است؛ ما کمتر جاهاى دیگر این را دیدهایم.
مثلاً خود همین خانواده: مرحوم حاج شیخ محمدتقىِ صاحبحاشیه - حاشیه «هدایه المسترشدین» که کتاب اصولىِ عمیقِ قوى ماندگارى است و داراى حرفهاى نو - که شخصیت معروفى است در حوزههاى علمیه؛ بعد فرزند ایشان مرحوم حاج شیخ محمدباقر؛ بعد پسرهاى مرحوم حاج شیخ محمدباقر که همین چهار پنج تا برادرند که ظاهراً از همه بزرگتر مرحوم آقاى آقانجفى بوده، حاج شیخ محمدعلى، حاج شیخ محمدحسین؛ بعد پسر حاج شیخ محمدحسین که مرحوم حاج شیخ محمدرضاى اصفهانى است - معروف به آقا رضاى اصفهانى - که امام و دیگران در قم توانستند یک مدت کوتاهى از درس او استفاده کنند و همین براى اینها یک نکتهاى است، امام در بحث مکاسب محرمه مطلب مرحوم آقا رضاى اصفهانى را حدود دو سه صفحه تلخیص میکنند و نقل میکنند، ایشان از لحاظ ادبى شخصیت معروفى است، حالا ایشان در اصفهان خیلى مردمى و بین مردم نبوده بلکه بیشتر نجف و در حوزههاى نجف و بخصوص در بین ادبا و اینها معروف است؛ بعد مرحوم حاج آقا نورالله است؛ بعد مرحوم حاج آقا جمال است - برادر دیگرشان - که سالها در تهران بودند؛ یک خانواده علمى. بقیه خانوادههاى اصفهان هم همین جورند: خانواده کلباسىها - که خب عدهشان هم زیاد بوده - خانواده شفتىها، خانواده درچهاىها - همین آقایان درچهاى، مرحوم آقا سید محمدباقر درچهاى، آقا سید مهدى درچهاى و بعضى از اولاد اینها - خانواده چهارسوقىها - که اصلاً خوانسارى هستند و بعد آمدند اصفهان و چقدر عالم در بین اینها از علماى بزرگ و برجسته هست - هم این خصوصیت علمى را دارند. حضور اینها خیلى مؤثر بوده.
به هر حال کار بسیار خوبى است این بزرگداشت صدسالگى رحلت ایشان و انشاءالله که بتوانید از آن استفاده کنید در همین جهاتى که ذکر کردید.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....