در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از این اهداکنندگان، نوجوانی 16 ساله بود که بر اثر یک سانحه دچار مرگ مغزی شد. این نوجوان اواسط ماه مبارک رمضان دستخوش حادثهای پیشبینینشده و ناگهانی شد و از ارتفاع چند متری به پایین سقوط کرد. اگرچه او به سرعت به بیمارستان منتقل شد و پزشکان تلاش زیادی برای نجات جانش انجام دادند، اما شدت ضربهای که به سر این پسر وارد شده به حدی بود که معالجهها بیثمر ماند و او دچار مرگ مغزی شد. پس از این اتفاق، مسوولان پیوند عضو دانشگاه شهید بهشتی با خانواده متوفی صحبت کردند و شرایط را به آنها توضیح دادند و گفتند این نوجوان از نظر علم پزشکی فوت شده است و اگر دستگاههای مخصوص را از وی جدا کنند قلبش نیز از کار میافتد بنابراین اگر خانواده با پیوند عضو موافقت کنند حداقل چند بیمار نیازمند که در انتظار اهداکننده هستند، امید تازهای به دست میآورند و دردها و زجرهایشان پایان مییابد.
خانواده پسر نوجوان وقتی شرایط را دیدند و اوضاع را بررسی کردند به این نتیجه رسیدند که ماندن فرزندشان روی تخت بیمارستان هیچ سودی نخواهد داشت، بنابراین با اهدای اعضای بدن او موافقت کردند. به این ترتیب مراحل قانونی و پزشکی به سرعت انجام شد و متخصصان توانستند 4 عضو بدن این متوفی را به 4 بیمار نیازمند پیوند بزنند تا آنها جانی دوباره بیابند.
آنچه این عمل خانواده پسر نوجوان را زیباتر کرد این بود که آنها نهتنها با اهدای اعضای فرزندشان مخالفت نکردند بلکه خودشان نیز فرمهای مخصوص را پر و کارت اهدای عضو دریافت کردند تا چنانچه حادثه مشابه دیگری رخ داد اعضای بدن آنان نیز ناجی بیماران دیگری شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: