حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
علاوه بر اعضای اصلی این سازمان، مغولستان از سال ۲۰۰۴ و ایران، پاکستان و هند از 2005 به عنوان عضو ناظر در شانگهای حضور دارند. حضور اخیر محمود احمدینژاد، رئیسجمهور در اجلاس این دوره شانگهای در آستانه قزاقستان حکایت از اهمیت این سازمان و نگاه ویژه ایران به شرق دارد. این امر موجب شد با مهدی سنایی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی و رئیس دانشکده مطالعات ایران و اوراسیا به گفتوگو بنشینیم. سنایی معتقد است این سازمان با توجه به رویکرد تقابل با غرب و رویکرد مستقل مسائل بینالمللی، مورد توجه جمهوری اسلامی ایران است و تهران قصد دارد سطوح همکاریهای امنیتی بین کشورهای عضو را ارتقا دهد.
چرا سازمان همکاریهای شانگهای برای ایران اهمیت دارد؟
سازمان شانگهای به دلایل مختلفی برای ایران حائز اهمیت است. ابتدا اینکه این سازمان یک رکن از ارکان سیاست شرقی ایران است؛ یعنی ما هم براساس قانون اساسی و هم براساس سند چشمانداز سیاست خارجی مستقلی را در دنیا در پیش میگیریم و پیگیری این سیاست مستقل به این معناست که ما توجه ویژهای هم به شرق داریم. این رویکرد در چند سال اخیر هم تقویت شده است یعنی غرب از اولویت ما خارج شده و روابط با شرق از جمله تقویت روابط با چین و روسیه اولویت بیشتری در سیاست خارجی ایران پیدا کرده است. پس به شکل کلی این سازمان با توجه به رویکرد تقابل با غرب و رویکرد مستقل مسائل بینالمللی مورد توجه جمهوری اسلامی ایران است.
اما دلایل متعدد دیگر نیز در این باره وجود دارد. یکی از رویکردهای اصلی در سیاست خارجی ایران مقابله با یکجانبهگرایی آمریکا و متحدین اروپاییاش است. سازمان شانگهای هم در چند سال اخیر رویکرد مشابهی از خود نشان داده است، از جمله در اجلاس آلماتی که چند سال پیش برگزار شد، این سازمان در سال 2005 بیانیهای رسمی صادر و حضور قدرتهای خارجی در منطقه و دخالت آنها در مسائل منطقهای را محکوم کرد. بنابراین مجموعا رویکرد این سازمان مقابله با یکجانبهگرایی است و طبیعی است که در این رویکرد مشابهت و قرابت با سیاست خارجی ایران وجود دارد. دلیل دیگری که باعث نزدیکی جمهوری اسلامی ایران به این سازمان است، رویکرد تامین امنیت به شکل منطقهای در سیاست خارجی ماست. ما اعتقاد داریم که مداخلات کشورهای خارجی در منطقه، خسارتهای زیادی را از جمله در افغانستان و عراق به بار آورده است. کشورهایی که دور از این منطقه قرار دارند، با مداخلات یکجانبهای که بعضا سازمانهای بینالمللی را هم برای این اقدامشان ابزار قرار میدهند، باعث خسارات زیادی در منطقه شدهاند. مجموعا مداخله آمریکا و ناتو در مسائل منطقه موضوع غیرقابل قبولی است و در چند سال اخیر نگاه کشورهای ایران، روسیه و چین به تامین امنیت منطقهای و جلوگیری از مداخلات خارجی به هم نزدیک شده است. حتی در بحث خزر هم این موضوع کاملا مشاهده میشود و در مذاکرات خزر هم یک مقدار زیادی رویکردها به سمت همکاریهای امنیتی رفته است. توجه به این موضوع نیز جایگاه شانگهای را برای ایران برجسته میکند. در شرایط موجود هم تحولات جهان و هم وضعیت منطقه خاورمیانه موجب شده است که آمریکا و اروپا به شکل جدی برای مدیریت آن وارد منطقه شوند و این مدیریت و دخالت آمریکا و برخی کشورهای اروپایی، چین و روسیه را هم نگران کرده است. از این رو، برگزاری اجلاس شانگهای در آستانه امسال از اهمیت برخوردار بود. ضمن اینکه اعضای سازمان شانگهای از ظرفیت بالایی در زمینههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی برای همکاری برخوردار هستند و این سازمان میتواند این ظرفیتها را فعلیت بخشد.
ایران برای عضویت ناظر در سازمان شانگهای تلاش بسیاری کرد، اما چرا امسال در خواستی برای عضویت دائم در این سازمان مطرح نکرده است؟
این موضوع دو بعد دارد. در گذشته این موضوع مطرح شد و خیلی مورد استقبال طرفهای خارجی قرار نگرفت. به نظرم قدری در این زمینه باشتاب عمل شد. خود روسیه یکی از کشورهایی بود که به شکلی در عضویت کامل ایران در این سازمان مانعتراشی کرد یعنی شرطی را مطرح کردند که به شکلی حضور ایران در آن سازمان منتفی میشد.
این شرط چه بود؟
در مصوبههای سازمان شانگهای آوردند که کشورهایی میتوانند عضو دائم سازمان باشند که تحت تحریمهای بینالمللی قرار ندارند. امسال رویکرد جمهوری اسلامی ایران، رویکرد متفاوت و بجایی بود و ما در مذاکرات و مشورتهایی که پیش از این داشتیم، تصور میکردیم که عضویت دائم ایران در این سازمان ضرورت ندارد و میتواند ناظر فعال باشد. ایران همزمان عضو فعال سازمان کنفرانس اسلامی و جنبش عدمتعهد است و در آینده نزدیک عضو تروئیکای جنبش عدمتعهد برای دوره طولانی میشود و اگر این فعالیتها در کنار سازمان شانگهای قرار بگیرند، ضرورتی در عضویت دائم ایران در این سازمان نیست و ایران میتواند یک عضو فعال باشد. اگر اولویتبندی هم بکنیم، شانگهای در عین حال که ظرفیتهای بالایی دارد و میتواند بیش از آنچه تاکنون مطرح بود، محقق شود، ولی در نهایت رکن سوم سیاست شرقی ما قرار میگیرد و سازمان کنفرانس اسلامی و جنبش عدمتعهد نسبت به آن اولویت دارند.
بجز مانع تحریمها، آیا موانع دیگری هم در برابر عضویت ایران در این سازمان وجود دارد؟
طبیعتا تحریمها یک جنبهای از موضوع و ظاهر قضیه است، روسیه و چین تعاملات گستردهای با آمریکا دارند و این تعاملات گسترده را بر روابط خودشان با ایران اولویت میدهند. آنها علاقهمند بازی با ایران در سطح محدود و شناختهشدهای هستند، بنابراین مانع از عضویتی که خلل جدی به تعهدات منطقهای و بینالمللی آنها وارد کند، میشوند. آنها سعی میکنند به شکل مقطعی به حضور و بازی ایران در منطقه نگاه کنند.
حضور رئیسجمهور در اجلاس قزاقستان از چه نظر قابل توجه بود؟
فکر میکنم که این حضور به شکلهای مختلف برای ایران حائز اهمیت بود. در واقع جان گرفتن و رشد سازمانی که رویکرد شرقی و مقابله با غرب دارد در شرایط فعلی برای سیاست خارجی ما حائز اهمیت است. خوشبختانه در حال حاضر چین و تا اندازه بیشتری روسیه هم رویکرد مشابهی دارند یعنی هراس از غرب و اقدامات یکجانبه آن باعث شده که آنها رویکرد تقابل نسبی را انتخاب کنند. تقویت این سازمان در این شرایط برای ایران حائز اهمیت است. نکته دیگر آن است که ما در شرایط تحریم هستیم و گرد آمدن کشورهایی که اعتقاد به این تحریمها ندارند یا اینکه اجبارا به آنها تن دادهاند راهکارهای بیشتری برای همکاری پیش روی ما میگذارد. نکته سوم اینکه پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران در این میان مطرح است و این موضوعی است که به شکلی ناعادلانه به عنوان ابزاری برای تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی استفاده شده است. تاکید بر حق ایران برای فعالیتهای صلحآمیز هستهای در شرایط موجود حائز اهمیت است. نکتهای که به شکل کلی در بیانیه سران در قزاقستان آمد بخصوص در شرایطی که آمانو گزارش خود را منتشر کرده بود، اما 2عضو اصلی شورای امنیت (چین و روسیه) که متاسفانه و به دلیل اولویت در روابط با آمریکا و اروپا در نهایت در تحریمها علیه ایران همراهی کردند، بیانیهای را امضا کردند که برحق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای توسط کشورها تاکید میکند. این امر حائز اهمیت است و به شکلی شرایطی را فراهم میکند که هرگونه قطعنامه و تحریم جدید علیه ایران راه دشواری را در پیش داشته باشد. نکته آخر اینکه ظرفیتهای زیادی در همکاریهای اقتصادی و ترانزیت بین کشورها وجود دارد که باید فعلیت یابد و این اجلاس به این امر کمک میکند. جمهوری اسلامی ایران توان ترانزیتی و ظرفیت بالایی برای همکاری در حوزه انرژی و اقتصادی دارد و میتوان گفت که مجموعه کشورهای عضو این سازمان در حوزه فرهنگی و تمدنی ایران قرار دارند و در زمینه فرهنگی نیز در اولویت هستند. این دلایل اهمیت حضور ایران و رئیسجمهور در این سازمان را برجسته میکند. علاوه بر این امر دیدارهای دوجانبهای که در حاشیه این اجلاس رخ داد در سیاست خارجی ما از اهمیت برخوردار است. دیدارهایی با رئیسجمهور چین و روسیه صورت گرفت و بخصوص درمورد روسیه که به شکل نسبی سردی در روابط با ایران را طی کرده و دور جدیدی از همکاری و روابط مد نظر است از این رو دیدار با مدودیف از اهمیت برخوردار بود.
پتانسیل اقتصادی این سازمان بیشتر برای ایران اهمیت دارد یا نقش امنیتی آن؟
در نگاه به این سازمان طبیعتا بعد امنیتی آن برای ایران حائز اهمیت بیشتر است. خود این سازمان در اصل اجلاسی بود که برای حل و فصل مشکلات مرزی میان 5 کشور شکل گرفت اما در سال 2001 تبدیل به یک سازمان شد و بیشتر رویکرد امنیتی آن تقویت شد، چرا که مسائل مرزی بین 5 کشور اصلی عضو حل شد. حوادث 11 سپتامبر و بحث مبارزه با تروریسم در منطقه و جداییطلبی و بحث مبارزه با مواد مخدر موجب شد که رویکردهای امنیتی این سازمان تقویت شود. سپس رویکرد مقابله با یکجانبهگرایی آمریکا در این سازمان تقویت شد به شکلی که روسیه وارد تقابل با آمریکا گردید. اقدامی که در سال 2008 به یک جنگ سرد نزدیک شد و کشورهای آسیای مرکزی هم مسیر کاهش همکاریهای نظامی و پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه را دنبال کردند. این تقابل تا حدی پیش رفت که از سازمان شانگهای به عنوان ناتوی شرقی هم یاد شد. تمام این موضوعات موجب شد تا رویکرد امنیتی این سازمان تقویت شود و برای جمهوری اسلامی ایران هم به عنوان یک سازمان منطقهای، توان امنیتی این سازمان و حضور چین و روسیه در آن حائز اهمیت است. اما اگر به عنوان یک حوزه به این سازمان نگاه کنیم و کشورهایی که عضو این سازمان هستند را در نظر بگیریم، 6 کشور عضو اصلی و 3 عضو ناظر، این سازمان هم از نظر اقتصادی و هم به لحاظ فرهنگی ظرفیت بالایی دارند. متاسفانه ما در غیر از مورد چین، آمار مبادلات اقتصادیمان با دیگر کشورها آمار قابل توجهی نیست. نگاهی به رقم مبادلات تجاری سازمان نشان میدهد شاید یکی از ضعیفترین بخشها در حوزه روابط با کشورهای این منطقه در روابط اقتصادی ماست که مدام هم مورد گلایه این طرفها مثل روسیه و قزاقستان و هند قرار دارد. حجم مبادلات این کشورها با کشورهایی مثل ترکیه گاهی به ده برابر حجم مبادلات با ما میرسد. به عنوان مثال با این همه رفت و آمدها میان 2 کشور حجم مبادلات ایران و روسیه به 3 میلیارد دلار نمیرسد در حالی که حجم مبادلات ترکیه و روسیه به 10 برابر این رقم میرسد. انتقادی که از سوی این کشورها مطرح میشود این است که میگویند شما در حالی نگاه به همکاریهای امنیتی جدی با ما دارید که همکاریهای لازم اقتصادی را با ما ندارید و من فکر میکنم یکی از مسائلی که باید در دستور کار سیاست خارجی ما قرار بگیرد مبادلات اقتصادی با این کشورهاست. روابط اقتصادی ما با این کشورها محدود میشود به واردات به کشور ما و صدور انرژی از ایران به این کشورها که لازم است این امر تنوع بیشتری پیدا کند و حجم و مقدار صادرات غیرنفتی به این کشورها افزایش پیدا کند که این نیازمند تغییر رویکرد ما به همکاریهای امنیتی است. امروزه در دنیا تقویت همکاریهای امنیتی بدون وجود مبادلات اقتصادی گسترده غیرممکن است. در زمان جنگ سرد ممکن بود این اتفاق بیفتد که 2 کشور، متحد استراتژیک هم باشند در حالی که روابط اقتصادی گستردهای هم ندارند، ولی در جهان بعد از جنگ سرد این امر امکانپذیر نیست. از جهت فرهنگی از شبهقاره هند گرفته تا پاکستان، ایران، چین و روسیه همگی حوزه تمدنی اوراسیایی و به شکلی حوزه تمدنی ایران به شمار میروند و بنابراین از نمونههایی مثل جاده ابریشم گرفته تا کریدور شمال ـ جنوب و... در آن مطرح است. البته تعارضاتی هم وجود دارد، اما زمینههای قابل توجهی هم برای همکاریها وجود دارد و تعارضات جزئی است.
ارزیابی شما از دیدار اخیر رئیسجمهور با سران روسیه و چین در حاشیه اجلاس شانگهای چیست؟ آیا به نظر شما این دو کشور پیام خاصی در موضوع هستهای برای ایران داشتند؟
البته هنوز جزئیات این دیدارها منتشر نشده است و ما از آن آگاه نیستیم، ولی آنچه که مهم است وقوع این دیدارهاست، چرا که چین برای سیاست خارجی ما حائز اهمیت است و مبادلات اقتصادی با این کشور در شرایطی فعلی در کشور ما قابل توجه است. اینکه چینیها یا اساسا تحریم را قبول ندارند یا در صورت تن دادن عملا آن را نمیپذیرند و جایگاه چین در نظام بینالملل در ابعاد سیاسی و اقتصادی همکاری ما با چین را حائز اهمیت میکنند. جمهوری اسلامی ایران در این دیدارها تلاش میکند تا اعتماد بیشتری در طرفهای ذیربط ایجاد کرده و درخصوص تشریح فعالیتهای صلحآمیز هستهای و حقوق کشور فعالیت کند. پرونده هستهای و مسائل مربوط به آن بهانهای برای فشار بر ایران است و ایران تلاش میکند تا چین و روسیه را متقاعد کند فعالیتهای یکجانبه آمریکا و آنچه درباره ایران انجام میدهد در نهایت در تقابل استراتژیک با چین و روسیه قرار خواهد گرفت و موجب تضعیف جایگاه آنها خواهد شد.
امروزه در دنیا تقویت همکاریهای امنیتی بدون وجود مبادلات اقتصادی گسترده غیرممکن است. در زمان جنگ سرد ممکن بود این اتفاق بیفتد که 2 کشور، متحد استراتژیک هم باشند در حالی که روابط اقتصادی گستردهای هم ندارند، ولی در جهان بعد از جنگ سرد این امر امکانپذیر نیست
دیدار با رئیسجمهور روسیه نیز از این جهت حائز اهمیت است که روابط ما با روسیه در یکسال اخیر دچار خلل و سردی شده است. در حال حاضر به دلایل داخلی و بینالملل، روسیه به دنبال تقویت استراتژی رویکرد به شرق در سیاست خارجی خود است. به دلیل آنکه هم دیالوگ تقابل با غرب موردپسند مردم روسیه است و انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری روسیه در یکسال آینده پیش رو قرار دارد و هم به دلیل بیاعتمادی بیشتری که نسبت به فعالیت آمریکا در منطقه و جهان ایجاد شده است و بینتیجه ماندن مذاکرات آمریکا و روسیه درباره سیستم امنیتی اروپا و سپر دفاع موشکی ما، رویکرد تقابل در سیاست خارجی روسیه در یکسال آینده تقویت خواهد شد. در این چارچوب روسیه روابط خود با ایران را تقویت میکند و تدوین نظریه جدید رویکرد به شرق و همکاری با ایران به انستیتوها و مراکز تحقیقاتی روسیه سپرده خواهد شد. روسیه در یکسال آینده در این مسیر حرکت خواهد کرد و این تلاش تا زمانی که انتخابات روسیه و ریاستجمهوری آمریکا برگزار شود ادامه خواهد داشت که بعد از آن هم تجدید نظری در این باره میشود و نظریه نویی در این باره تدوین خواهد شد. بنابراین در یکسال آینده فرصت خوبی برای جمهوری اسلامی ایران برای تحکیم روابط با روسیه وجود دارد و طرفین باید راهکارهای جدی برای تقویت همکاریها پیدا کنند.
البته در این گفتوگوها بخصوص درگفتوگوی رئیسجمهور کشورمان با رئیسجمهور روسیه، برای آنها حتما این موضوع که ایران اعتماد سازمانهای بینالمللی را جلب کند مهم است.
شما اشاره کردید که دیدار با مدودف میتواند سردی نسبی را که در روابط ایران و روسیه برقرار شده بود تعدیل کند. این در حالی است که رسانههای غربی گفتند سران چین و روسیه در این دیدارها در رابطه با موضوع هستهای به ایران فشار آوردهاند و خواستار اعتمادسازی بیشتر ایران شدهاند. نظر شما در این باره چیست؟
در بحث هستهای موضع چین و روسیه تقابل و تعامل همزمان با غرب است یعنی از یک طرف مایل به فشار و وضع تحریمهای بیشتر بر ایران نیستند. دلیل این امر آن است که این اقدامات را در چارچوب سیاست یکجانبهگرایی و تقویت حوزه نفوذ آمریکا ارزیابی میکنند. آنها معتقدند که این فشارها میتواند افزایش پیدا کند و به حوزه نفوذ خود روسیه و چین هم برسد. از طرف دیگر هم 2 نکته را در این زمینه مد نظر دارند؛ یکی اینکه در مجموع در تعامل با ایران و آمریکا اولویت اصلی در روابط را همکاری با آمریکا قرار میدهند. اگر برای روسیه، ایران در فصل پنجم سیاست خارجی قرار میگیرد روابط با آمریکا در فصل دوم بوده و برای چین نیز همینطور است. نکته دیگر آن است که چین و روسیه خود را ملزم به همکاری با سازمانهای بینالمللی میدانند که این امر نیز در راستای سیاست مقابله با یکجانبهگرایی است و آنان بر این عقیده هستند که باید سازمانهای موجود بینالمللی را تقویت کرد و تضعیف آنها به نفع سیاست یکجانبهگرایی آمریکاست. آنها در این چارچوب از ایران میخواهند که اعتماد سازمانهای بینالمللی را فراهم کرده و در چارچوب خواستهای نهادهای بینالمللی حرکت کند. آنها میگویند دیدگاه آژانس بینالمللی انرژی اتمی برایشان بسیار مهم است و ایران باید در چارچوب این آژانس حرکت کند و دغدغههای آنان را برطرف سازد. این در حالی است که ما اعتقاد داریم که سیاست جمهوری اسلامی ایران سیاست بحقی است و فشارهایی که از سوی آژانس به ایران میآید فشارهای حقوقی نیست، بلکه فشارهای سیاسی و بهانهگیری است یعنی اگر بحث پرونده هستهای ایران هم نباشد آنها بهانه دیگری را پیدا میکنند و درواقع نگرانیشان از سیاست مستقل جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان است.
بحث تروریسم و مسائل امنیتی در منطقه یکی از محورهای اجلاس شانگهای بود. با توجه به بررسی وضعیت خاورمیانه و افغانستان اهمیت این بحث برای ایران تا چه اندازه است؟
همکاریهای امنیتی قدر مشترک نگاه کشورهایی مثل ایران، روسیه و چین است. اشاره هم کردم که در خزر، آسیای مرکزی و قفقاز هم نگاه مشترک بین این کشورها بخصوص در زمینه مقابله با مداخلات خارجی تقویت شده است و یک رکن اصلی در بیانیه پایانی اجلاس که بر آن تاکید شده است، بعد امنیتی است. یعنی یکی از 4 رکن اساسی همکاری که بر آن تاکید شده است همکاری امنیتی است و هم اینکه در بند دیگری به مبارزه مشترک با تروریسم، جداییطلبی و تولید و انتقال مواد مخدر به طور مستقل اشاره شده است. بنابراین هم رویکرد سازمان شانگهای رویکرد امنیتی است و هم این نگاه تقویت شده است و این موضوع وجه مشترک کشورهای اصلی و ناظر است و موضوعی است که برای این کشورها تهدید کننده است بخصوص با توجه به روندهای جداییطلبی که در منطقه شکل میگیرد دغدغه مشترک همه این کشورهاست. جمهوری اسلامی ایران بر این باور است که سطوح همکاریهای امنیتی بین کشورهای عضو، قابل ارتقاست و رویکرد آمریکا و ناتو در تضعیف روسیه و چین و در تقابل با آنهاست و این کشورها باید به شکل جدیتری به همکاری با یکدیگر بپردازند.
تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا و اهمیت آن آیا موجب کمتوجهی به حوزههای مهمی مثل آسیای میانه و قفقاز نشده است؟
ما یک بحث کلی در این زمینه داریم که به آن اندازهای که حوزه جنوب (خاورمیانه) در مرکز ثقل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران قرار دارد هیچوقت حوزه شمال که اوراسیاست به اندازه کافی در این سیاست برجسته نشده است. البته ما باید با سازمان شانگهای واقعبینانه مواجه شویم و محدودیت سطح عمل آن و سقف پرواز آن را ببینیم. از زمان فروپاشی شوروی همکاری با آسیای مرکزی و قفقاز در همه دولتها در اولویت سیاست خارجی ایران بوده و در دولت نهم و دهم این امر هم در ابعاد اقتصادی و هم در ابعاد فرهنگی تقویت شده است. منتها یک بحث کلیتر در سیاست خارجی داریم که بسیاری از تحلیلگران در داخل کشور معتقد هستند اوراسیا هیچوقت به اندازهای که باید در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران اهمیت پیدا نکرده است در حالی که فرصتهایی که برای ما موجود است بسیار است و تهدیداتی در این زمینه ممکن است ناشی شود. این امر به این دلیل است که رابطه ما با حوزه جنوب به شکل سنتی و خودکار تقویت میشود در حالی که به دلایل تاریخی و روانشناسی محیط گسترش روابط با حوزه شمال نیاز به یک تلاش گسترده و دیپلماسی حرفهای دارد. در حال حاضر بدون اینکه تلاش خاصی صورت بگیرد روابط اقتصادی ما با عراق به شکل گستردهای رشد کرده و به سالی بیشتر از 6 میلیارد دلار میرسد در حالی که روابط ما با کشورهایی چون ترکمنستان و جمهوری آذربایجان که مثل عراق همسایه ما هستند و پتانسیل بسیار گستردهای دارند و بخصوص در 2 دهه پیش تقریبا به همه چیزهایی که در کشور ما تولید میشد احتیاج داشتند، رشد چندانی نداشته است. بنابراین ضمن اینکه حوزه خاورمیانه و حوزه جنوب یک رکن اصلی در سیاست خارجی ماست، اما ارتباط با کشورهای حوزه اوراسیا برنامهریزی، تقویت کادر و نگاه ویژهای را میطلبد. مشارکت جدی ایران در این اجلاس هم در سطح رئیسجمهور از توجه ایران به این منطقه حکایت میکند.
فرمول پیشنهادی ایران برای امنیت منطقه حساس و استراتژیک قفقاز 3+3 (3 کشور قفقاز جنوبی + ایران، روسیه و ترکیه ) است. موانع پیش روی این همکاری چیست و چگونه باید بر دخالتهای فرامنطقهای بهتر فائق شد؟
طبیعتا قفقاز برای ایران یک حوزه حائز اهمیت است و ایران کمابیش هم در این منطقه تحرک داشته است. بعد از جنگ 2008 گرجستان و روسیه، ایران این پیشنهاد 3+3 را مطرح کرد که پیشنهاد دیرهنگامی بود. در حالی که ایران روابط بسیار خوبی را همزمان با جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان برقرار کرد و اخیرا آن دغدغهها و نگرانیها که در روابط با گرجستان بود نسبتا برطرف شده است اما حضور جدی ایران در قفقاز نیازمند به تقویت جدی روابط ایران با این سه کشور است و اینکه ایران باید جزو شرکای اصلی و اقتصادی این کشورها شود که متاسفانه این اتفاق نیفتاده و مبادلات با این کشورها هنوز در حد چند صد میلیون دلار باقی مانده است. قفقاز برای جمهوری اسلامی یک منطقه حائز اهمیت است و این انتظار وجود دارد که روابط با کشورهای این منطقه گسترش جدی پیدا کرده و به شکلهای مختلف از توان ترانزیتی و مبادلات اقتصادی بیشتر بهره گرفته شود.
شما به تعاملات اقتصادی اشاره کردید به جز این تعاملات، مهمترین راه تقویت همکاریها با 3 کشور ارمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان چیست؟
همکاریهای سیاسی و امنیتی هم مدنظر است البته در زمینههای همکاریهای امنیتی کشورهای سهگانه قفقاز هدفهای متفاوتی دارند، اما چه در زمینه سیاسی و چه در زمینه فرهنگی، امکان حضور و گسترش این روابط وجود دارد.
بلوکهای منطقهای در حوزه آسیا و اوراسیا که ایجاد و تقویت آنها جزو برنامههای ایران است چگونه بهتر و موثرتر میتوانند تشکیل شوند و فعالیت کنند؟
من فکر میکنم که به 2 شکل بلوکهای منطقهای قابل تقویت است چون باور ما این است که مداخلات بیگانگان بخصوص آمریکا در مسائل منطقه ناعادلانه و به ضرر و زیان کشورهای منطقه است. همچنین اعتقاد داریم تشکیل این بلوکها راهکار عملیتر و مفیدتری است چه در بعد اقتصادی، چه در بعد امنیتی و چه در بعد سیاسی. تقویت بلوکهای منطقهای یکی از اولویتهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و مطابق شرایط جهانی است. در حالی که در دهه 90 و اوایل دهه اول هزاره سوم همکاریهای منطقهای مقدار زیادی تحتالشعاع قرار میگرفت، اما در حال حاضر منطقهگرایی در دنیا مورد توجه است. در عین حال ایران دو مشکل اساسی برای تقویت این همکاریها دارد. همکاریهای منطقهای در شرایط فعلی در ذیل معادلات بینالمللی عمل میکنند یعنی اگر همکاریهای منطقهای تعارضات جدی با سیستم بینالملل پیدا کنند با رکود مواجه خواهند شد، بنابراین باید سعی کنیم که این بلوکها به شکلی تنظیم شوند که حداقل تعارضات را با سیستم بینالمللی و بلوکهای بینالمللی داشته باشند.یعنی این بلوکها برای پیشرفت خود باید تعارضاتشان را با نظام بینالملل ولو اینکه نظام بینالملل ناعادلانه تنظیم شده باشد، به حداقل برسانند. همچنین جمهوری اسلامی باید به شکل عملی روابط خودش را با این حوزه گسترش دهد. ما در حالی که از همکاریهای منطقهای و از رویکرد نگاه به شرق صحبت میکنیم، اما در عمل گاهی حجم مبادلاتمان با برخی کشورهای غربی که رابطهای با آنها نداریم و دوستانه نیست، بیشتر از کشورهای شرقی است. ما باید حجم مبادلاتمان را به شکل عملی با کشورهایی که توقع داریم در بلوکهای منطقهای عضویت پیدا کنند، گسترش دهیم. اگر این مشکل حل شود و موضوع مورد توجه و ملاحظه قرار گیرد جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت منطقهای که ظرفیتهای بالایی دارد و از موقعیت ژئواستراتژیک خاصی برخوردار است و در حوزههای مختلف فرهنگی و اقتصادی رشد قابل توجهی داشته، از ظرفیت و موقعیت مناسبی برای ایجاد و تقویت همگرایی و بلوکهای منطقه برخوردار خواهد بود. ایران اگر با دیپلماسی حرفهای وارد شود و تعارضات را کاهش دهد حتما توفیقات زیادی را به دست میآورد.
کتایون مافی/ گروه سیاسی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....