در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نمیدانم شما هم با چنین افرادی رودررو و همکلام بودهاید یا نه که خدا کند هیچ وقت چنین گروهی را نبینید و حتی نشناسید، اما وای به روزی که این رفتار و کلام و برخورد، بشود عادت و رسمی خانوادگی. زن و شوهر، مادر و پسر، پدر و دختر، خواهر و برادر و.... به جای حرف زدن و گفتن و شنیدن و یکدیگر را قانع کردن، فقط متلک بگویند و با نیش و کنایه با هم حرف بزنند. وقتی مشکلی هست، به جای صحبت و هماندیشی برای پیدا کردن راهحلی که بقیه هم با آن موافق باشند، فقط جوابی حاضر و آماده داشته باشند و روی آن هم پا فشاری کنند.
این نوع تربیت، این نوع برخورد با دیگران و این نوع مواجهه با سایرین شاید در ظاهر حرف آن را که چنین پرخاشگرانه سخن میگوید پیش ببرد، اما وای به روزی که نیش زبان دل کسی را بشکند و اشکی از چشمی بچکاند. میگویند زخم شمشیر خوب میشود، اما زخم زبان هرگز.
یادش بخیر
من که سنم به آن روزها قد نمیدهد، اما خوب یادم هست که پدربزرگم از پدرش میگفت و از خانوادهاش، از احترام و محبتی که در سخنان و حتی تکتک لغاتی که رد و بدل میشد، پیدا بود. خانوادهای که اگر کدورتی هم داشتند به جای طعنه و کنایه زدن با مشورت بزرگترها مشکلاتشان را حل میکردند. آن روزها گوشه و کنایه و از این قبیل سخنان جایی میان اعضای خانواده نداشت. شاید برای اینکه همه بلد بودند حرف بزنند. همه میدانستند چگونه باید گوش دهند. همه آماده بودند مشکل حل شود.
شاید برای این که کسی نمیخواست از زیر بار مسوولیت شانه خالی کند. شاید کسی نمیخواست تقصیرها را به گردن دیگری بیندازد و هر کس در حد توانش کمک میکرد تا بار زمین مانده را بلند کند.
خوب یادم هست از همان روزهای کودکستان مادر یادم داد 2 گوش داریم و یک زبان؛ گوشی که اختیار شنیدن یا نشنیدن مکالمات را ندارد، اما زبانی که مختار است چیزهایی را بگوید و باید کنترلش کرد که هر چیزی را نگوید. پس باید بیشتر بشنویم و کمتر بگوییم. حالا میفهمم که مادر خوب میدانست زبان گاهی حکم شمشیر دو سر را دارد. از همان کودکی به من هشدار داد که مراقب زبانت باش که اگر بیموقع چیزی بگویی، دیگر کاری نمیتوان کرد.
معجزه زبان خوش
اما این زبان روی و چهره دیگری هم دارد. قدیمیها بیدلیل نگفتهاند زبان خوش مار را هم از لانهاش بیرون میکشد. همین کلامی که میتواند تلخ باشد و گزنده، گاهی چنان شیرین است و دلنشین که همه را تحت تاثیر قرار میدهد.
با زبانی خوش میتوانیم بهتر و بیشتر و سادهتر به خواستههای خود برسیم. میتوانیم خانوادهای را که از هم دور شدهاند دورهم جمع کنیم. میتوانیم معجزه کنیم. پس چرا از این نعمت به نفع خودمان استفاده نکنیم؟
کانون خانواده را میتوان با همین زبان خوش و با اندکی تدبیر و تامل چنان محکم کرد که هیچ تند باد و حادثهای به آن آسیب نرساند. میتوان خوشبخت زندگی کرد و مسالمتآمیز از کنار مشکلات گذشت.
با درک این نکات یک سوال کلیدی در ذهن مینشیند که چرا باید گوشه و کنایه را انتخاب کنیم وقتی میشود با زبانی خوش و کلامی مثبت همه اختلافات و مشکلات را برطرف کرد؟ چرا فراموش کردهایم باید هر روز ساعتی را با هم بنشینیم و حرف بزنیم، صحبت کنیم و به درددل یکدیگر گوش دهیم، با هم باشیم و دل به حرفهای هم بدهیم؟
نیش عقرب نه از ره کین است...
متاسفانه برخی چنان عادت به کنایهگویی کردهاند که این رفتار برایشان تبدیل به امری عادی و همیشگی شده است؛ عادتی که نمیتوانند براحتی ترکش کنند. شاید هدف آنها آزار و اذیت دوستان و آشنایان نباشد، اما ناخواسته باعث دلخوری و ناراحتی آنها میشوند.
نمیدانیم. شاید آنها در خانوادهای بزرگ شده و پرورش یافتهاند که زبان صحبت کردن چیزی جز متلک نبوده است. شاید هم این رفتار، دهها دلیل دیگر دارد، اما هرچه هست، هرچقدر هم غیرعمد باشد، زخمی که برجای میگذارد عمیق است و دردناک. ای کاش کمی فقط کمی به این موضوع هم فکر کنیم. تلاش کنیم که کمتر از زبان طعنه استفاده کنیم.
خانواده را از نو بسازیم
هزار بهانه مختلف داریم برای اینکه از خانواده امروزی بد بگوییم. زندگی ماشینی امروز فرصتی برای ما نگذاشته است، کارم زیاد است، ترافیک را نمیبینی؟ توقعات اعضای خانواده، جمع شدن و بودن کنار هم را ناممکن کرده است، وقت کافی برای خانواده نیست و...
اما اینها همه بهانه است. هیچکدام دلیل خوبی نیست تا خانواده و اهمیت آن را فراموش کنیم. باور کنید هیچ اتفاقی نمیافتد اگر روزی 15 دقیقه کنار هم بنشینیم و صحبت کنیم ـ صحبت کنیم نه اینکه متلک بگوییم ـ. همین 15 دقیقه بظاهر بیاهمیت، پیوندی محکم و همیشگی ایجاد میکند که قدرش را بعدها خواهید فهمید.
اما حالا که میخواهیم به فکر حفظ خانواده و تحکیم آن باشیم، بیایید تصمیم بگیریم به جای استفاده از زبان متلک و کنایه، رک و رو راست هر چه میخواهیم بگوییم اما با احترام. باور کنید اگر خوب بگوییم و خوب بشنویم، کمتر دچار مشکل خواهیم شد، اما متاسفانه گویا خیلی از ما بلد نیستیم بگوییم و بشنویم.
بیایید یاد بگیریم و تمرین کنیم که با هم صحبت کنیم، به حرف هم گوش بدهیم و عاقلانه و منطقی پذیرای حرفهای هم باشیم.
نیلوفر اسعدی بیگی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: