سعید عقیقی که از منتقدان قدیمی سینماست فیلم« داستان دوست» را به‌عنوان اولین تجربه کارگردانی‌اش مقابل دوربین برده است

حرف‌هایی برای گفتن

تله‌فیلم «داستان دوست» را سعید عقیقی کارگردانی کرده است. عقیقی که پس از تجربه‌های موفقی در عرصه فیلمنامه نویسی مثل «شب‌های روشن» و «صداها» برای اولین بار به سراغ کارگردانی رفته است، با «داستان دوست» توانایی‌اش را در کارگردانی فیلمنامه‌هایش نشان می‌دهد. این که عقیقی برای شروع کارگردانی، قالب تله‌فیلم را انتخاب کرده، نشان‌دهنده 2 نکته است. اول هوش کارگردان که با توجه به شرایط کنونی، قالب سینما را انتخاب نکرده تا به خاطر صرف هزینه‌های کلان در نهایت پس از ساختن یکی دو فیلم با ناامیدی صحنه را ترک کند.
کد خبر: ۳۷۶۶۲۱

این انتخاب نشان می‌دهد عقیقی بدون این که مانند بعضی از همکاران جوانش فقط ادعای کارگردانی داشته باشد، سعی می‌کند هدف پیش رویش را در مسیری منطقی پیش بگیرد، اما نکته مهم بعدی این است که عقیقی در ساخت داستان دوست تمام تلاشش را به کار برده و سعی کرده فیلمی بدون ایراد بسازد. این آرمان گرایی در ساخت این تله‌فیلم نتیجه خوبی در برداشته و جای تحسین دارد.

بسیاری از کسانی که قالب تله‌فیلم را انتخاب می‌کنند، به گمان این که تله‌فیلم قالبی برای کسب تجربه است، آن را با سیاه‌مشق اشتباه می‌گیرند و استانداردهای فیلمسازی را جدی نمی‌گیرند، اما اهمیتی که تله‌فیلم برای عقیقی داشته، باعث شده داستان دوست این قابلیت را داشته باشد که حتی به یک فیلم سینمایی تبدیل شود؛ البته با کمی بازنگری و صیقل بیشتر.

داستان دوست را می‌توان از جهات مختلف با فیلم‌هایی مقایسه کرد که عقیقی قبل از این نویسندگی فیلمنامه آنها را به عهده داشته است. مثلا شخصیت اصلی بسیار شبیه شخصیت استاد جوان فیلم «شب‌های روشن» است. هر دوی این شخصیت‌ها شاعرمسلک هستند و با نگاهی متفاوت از دیگران به وقایع نگاه می‌کنند. داستان اصلی هم مانند شب‌های روشن بدون اتفاق خاصی پیش می‌رود و آنچه اهمیت دارد واکنش شخصیت‌ها و دیدگاهشان در مواجهه با یک رویداد چالش‌برانگیز است. در واقع اصلا منظور از ساخت چنین فیلم‌هایی به تصویر کشیدن داستانی پرفراز و نشیب و هیجان‌انگیز نیست. فیلم با محوریت دیالوگ و صدای راوی پیش می‌رود. شروع فیلم حس و حال یک فتورمان مدرن را دارد. صدای راوی که از دوران کودکی‌اش و تجربه‌های تلخی که داشته حرف می‌زند روی عکس‌های زرد و خاکستری و گاهی رنگی قدیمی، همان اول بیننده را برای دیدن فیلمی عمیق و نکته‌سنج آماده می‌کند.

ماجرای گذشته مهدی (با بازی مهدی احمدی) از کودکی تا زمان حال که دوره بینابین جوانی و میانسالی اوست، در چند دقیقه اول برای بیننده شرح داده می‌شود و به این ترتیب دیگر لازم نیست بیننده حتی چند دقیقه از فیلم را هم صرف این کند که روابط را تشخیص دهد. انگار فیلم خیال بیننده را از شناخت شخصیت‌ها راحت می‌کند تا توجه او را به نکات مهم‌تری جلب کند. در میانه‌های فیلم هم صدای راوی به بیان وقایع و احساسات درونی شخصیت‌ها می‌پردازد و این کار را با ظرافت هر چه تمام‌تر انجام می‌دهد.

در فیلم‌هایی که صدای راوی بار معنوی زیادی را بر دوش می‌کشد، انتخاب بازیگری که صدا و بازی مناسبی داشته باشد خیلی مهم است. مثلا در فیلمی مثل «گاوخونی» بهروز افخمی، این نقش به بهرام رادان واگذار شده است که هم از نظر صدا و هم بازی، بازیگر قابل اعتماد و باکفایتی است. مهدی احمدی هم با این که بازی چندان قابل ستایشی را به نمایش نمی‌گذارد، اما در بیان دیالوگ‌ها و روایت داستان مهارت قابل تحسینی دارد. داستان دوست را از جهتی دیگر می‌توان با گاوخونی مقایسه کرد و آن هم نوستالژی عمیقی است که در بیشتر صحنه‌های فیلم موج می‌زند. با این تفاوت که در گاوخونی دوربین در محله‌های قدیمی و فرسوده شهر اصفهان راه می‌رفت و عناصر خاطره‌آمیز را به سمت بیننده سرازیر می‌کرد و این کار را تا نماهای آخر هم انجام می‌داد، ولی این تصاویر در داستان دوست در همان نماهای اول خلاصه می‌شود و تنها چیزی که باقی می‌ماند فضای شاعرانه پررنگ آن است.

مکمل این فضای شاعرانه، شعر خواندن برادر کوچک، مهران (با بازی محمدرضا افشار) است که شعرهای سعید عقیقی را باز به شیوه صدای راوی می‌خواند. مایه‌های شاعرانه داستان دوست و حس نوستالژیک آن را می‌توان با فیلم‌های «درخت گلابی» و «نار و نی» مقایسه کرد؛ با این تفاوت که تله‌فیلم سعید عقیقی راه خودش را می‌رود و به زبان خودش حرف می‌زند.

برای داستان دوست موسیقی اختصاصی ساخته نشده است. موسیقی لطیف و بی‌ادعایی که گاهی به عنوان زیرصدا شنیده می‌شود، از میان کارهای آهنگسازان بزرگ خارجی انتخاب شده است. انتخاب درست و صدای کنترل شده موسیقی در بیشتر سکانس‌ها به جای این که خودنما باشد و توجه بیننده را به خودش جلب کند، در تاثیرگذاری نهایی فیلم به صورت ناخودآگاه در ذهن مخاطب دخالت دارد. در واقع موسیقی در جهت اهداف فیلم انتخاب شده و در اغلب موارد این انتخاب‌های درست با استفاده بجا موثرتر شده است. وقتی یک فیلمنامه‌نویس که سابقه‌ای طولانی در عرصه نقد فیلم دارد خودش دست به کار می‌شود و فیلمی می‌سازد، دست به ریسک بزرگی زده است. ممکن است خیلی‌ها منتظر باشند تا نتیجه کار منتقدی که با نکته‌سنجی از همه ایراد می‌گیرد را ببینند و البته در خیلی از موارد محصول کار منتقدها و نویسندگان در عرصه عمل چندان قابل دفاع نبوده است. در این مورد خاص باید گفت داستان دوست می‌تواند مایه سربلندی عقیقی باشد و به عنوان یک نمونه از قابلیت‌های فیلمنامه‌نویسان در زمینه فیلمسازی مطرح شود.

شروینه شجری‌کهن / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها