
استاندار سمنان، سال آینده را به عنوان نقطه شروع طرح انتقال آب خزر عنوان کرده ولی مخالفان این پروژه میگویند این طرح نه تنها مقرون به صرفه نیست بلکه شرایط هیدرولوژیکی خزر را نیز برهم میزند.
البته دکتر سید محمدرضا فاطمی ، کارشناس منابع آب و محیط دریا که از موافقان صددرصد این طرح است میگوید برای نجات رودخانهها و مقابله با سدسازی راهی جز استفاده از دریا به عنوان منبع پایانناپذیر آب وجود ندارد.
شما یکی از طرفداران و جزو نخستین پیشنهاددهندگان انتقال آب خزر به نقاط مرکزی ایران هستید. برای درستی این طرح چه توجیهی دارید؟
ایران در کمربند خشک جهان واقع شده و سهچهارم مساحت آن خشک است. ما از دیرباز نیز دچار کمآبی بودهایم در حالی که میانگین بارندگی در ایران نیز 150 میلیمتر است. پس کمبود باران و واقع شدن در ناحیه خشک موجب شده که مساله کمآبی در ایران معضلی همیشگی باشد. در سالهای اخیر هم که گرمایش جهانی پیش آمده معضل کم آبی در کشور تشدید شده در حالی که افزایش جمعیت نیز همچنان وجود دارد.
بدیهی است که جمعیت نیاز به آب دارد و این نیاز تاکنون توجیهی بوده تا وزارت نیرو اقدام به ساخت سد کند که البته همواره مسائل زیست محیطی همراهش بوده است.
تاکنون متاسفانه در ارزیابیهای زیستمحیطی، پاییندست سد نادیده گرفته شده و همیشه به بالادست توجه شده در حالی که بیشتر تبعات منفی ساخت سد در پاییندست اتفاق میافتد. پس در چنین شرایطی باید بررسی شود که برای تامین منابع آب باید چه کار کرد.
البته ما همیشه در استفاده از منابع آب به انسان توجه داریم و طبیعت را نادیده میگیریم که این نگاهی خودخواهانه و در مسیر تخریب محیط زیست است؛ نمونه این مساله را میشود بخوبی در تالاب هورالعظیم که حالا بخش زیادی از آن خشکیده است، دید.
پس در شرایط فعلی باید 2 راهبرد اساسی را در پیش بگیریم؛ یکی بهینه کردن مصرف آب و دیگری رویآوردن به منابع پایانناپذیر.
برای بهینه کردن مصرف آب باید قیمت آن را زیاد کرد هر چند که من مخالف افزایش قیمتها هستم ولی برای مدیریت منابع آب چارهای جز این کار نداریم. دلیل ندارد که مردم ماشینهایشان را با آب شیرین بشویند یا خانمها برای شستن چند تکه ظرف 100 لیتر آب مصرف کنند.
ارزان فروختن آب به مشترکان پرمصرف خیانت است و در تمام دنیا میزان مصرف را ابتدا با قیمتها کنترل میکنند. ولی ما براحتی آب را به فاضلاب تبدیل میکنیم.
همین بحث وجود نیترات در آب تهران نیز ناشی از این مساله است در حالی که نیترات کمترین چیزی است که در آب تهران وجود دارد و همه وجود مواد شوینده و فلزات سنگین را فراموش کردهاند.
روش دومی که برای مدیریت منابع آب پیشرو داریم استفاده از منابع جایگزین است. ما دریاهایی در شمال و جنوب کشور داریم ولی از آنها استفاده نمیکنیم.
کشورهای حاشیه خلیج فارس از آب همین پهنه آبی استفاده میکنند و پس از نمکزدایی و اضافه کردن املاح مفید به آن، آب مورد نیازشان را تامین میکنند.
آنها با همین آب تصفیه شده کشاورزی راه انداختهاند و حالا عربستان هزاران هکتار گلخانه ایجاد کرده و محصولات کشاورزیاش را صادر میکند.
در خلیج فارس شوری آب دریا حدود 40 است اما در خزر شوری آب 13 است پس هزینهای که ما برای شیرین کردن آب خزر باید بپردازیم یکچهارم دریای جنوب است برای همین دریای خزر میتواند یکی از مهمترین منابع تامین آب کشور باشد.
در خزر ما مشکل آب نداریم و بارندگی زیاد است هر چند که این آب هم مدیریت نمیشود و به زیرزمین میرود و آلوده میشود. اما این آب را میشود پمپاژ کرد و به مناطق بعد از سلسله کوههای البرز رساند.
هزینه پمپاژ هم مشکلی ندارد. ما این همه گاز داریم که بدون استفاده میسوزند پس میشود از این گازها برق تولید کرد و با برق تولید شده آب را پمپاژ کرد یعنی میشود همه چیز را مجانی تمام کرد و آب مورد نیاز بسیاری از مناطق ایران را تامین کرد و جلوی ساخت سد و بسیاری از ضایعات زیست محیطی ناشی از آن را گرفت.
البته برای استقرار آب شیرینکنها باید مناطقی را انتخاب کنیم که از نظر زیست محیطی حساس نباشند و حیات آبزیان در آن به خطر نیفتد.
ولی بعضیها معتقدند انتقال آب خزر شرایط هیدرولوژیکی این دریاچه را به هم میزند.
ما داریم راجع به دریا صحبت میکنیم نه یک دریاچه کوچک. خزر آنقدر آب دارد که میزان برداشت ما در مقایسه با آن بسیار ناچیز است. مساحت خزر 400 هزار کیلومتر مربع است و عمق میانگین آن برای ایران حدود 300 متر است برای همین برداشت ما مثل قطره در مقابل دریاست و تاثیری در شرایط آن نمیگذارد.
در این میان برخی معتقدند که اختلاف سطح میان دریای خزر و مناطق مرکزی ایران انتقال آب را با مشکل مواجه میکند. با این مساله باید چطور برخورد کرد؟
با پمپاژ. ما در عسلویه حدود 20 مشعل در حال سوختن داریم. باید این گازها را در قالب طرحی ضربتی جمعآوری و به انرژی برق تبدیل کنیم و با استفاده از آن آب را پمپاژ کنیم.
البته غیر از پمپاژ آب مساله دیگر احداث تونل و کار گذاشتن لولههای بتونی انتقال آب است که بیشک خسارتهای زیست محیطی را به بار میآورد و این چیزی است که خیلیها را نگران میکند.
اینها اثرات کوتاه مدت است ولی جلوی تخریب در درازمدت را میگیرد. الان تمام نقاط مرکزی ایران از جمله سمنان جاده دارند که میتوان این لولهها را از کنار جادهها عبور داد.
با این کار هیچ مشکل زیست محیطی و تخریب به وجود نمیآید یعنی میشود با یک جانمایی صحیح در شانه خاکی جادهها، لولهها را تعبیه کرد و نیازی هم به احداث تونل وجود ندارد.
شما معتقدید که برداشت آب از خزر سبب نجات رودخانهها میشود اما لازمه این مساله، تخریب سدهای موجود یا توقف احداث سدهای جدید است در حالی که فعلا چنین چیزی مدنظر مسوولان نیست.
الان هیچکس حاضر نیست سدهای موجود را خراب کند. در حال حاضر هزاران کشاورز به این سدها وابستهاند پس دیگر مساله تخریب منتفی است.
ما باید جلوی احداث سدهای جدید را در مناطقی که میتوانیم آب مورد نیاز را با شیرین کردن آب دریا تامین کنیم بگیریم چون خراب کردن سدهای ساخته شده عملا در کشور ما غیرممکن است.
البته کشور آمریکا مدتهاست که این کار را شروع کرده ولی ما هنوز وارد آن فاز نشدهایم.
پس باید شیرین کردن آب دریا را به عنوان راهبردی برای آینده در نظر بگیریم و به رودخانهها و رژیم آنها دست نزنیم. البته ما میتوانیم در درازمدت با جایگزین کردن آب دریا، آب پشت سدها را کاهش بدهیم و میزان آب رها شده از سد را افزایش دهیم یعنی کاری که ما به آن نیاز پایه زیست محیطی هر رودخانه در پاییندست میگوییم.
در حال حاضر برآورد نیاز پایه زیست محیطی 50 لیتر در ثانیه است که این خیلی کم و معادل یک دهم رژیم اصلی رودخانه است اما اگر ما منبع تامین آب داشته باشیم میتوانیم این میزان را بیشتر کنیم و به مرور از وابستگی به سدها دست بکشیم.
در طرحی که رئیسجمهور ارائه داده آب خزر پس از انتقال به سمنان قرار است در 3 بخش شرب، کشاورزی و صنعت استفاده شود. استفاده از آب خزر در 2 بخش کشاورزی و صنعت مشکلی ندارد ولی با توجه به آلودگیهای فوقالعاده زیاد خزر، استفاده از آب آن برای شرب جای سوال دارد،آیا این کار عملی است؟
بله. با تصفیه آب خزر املاح آن گرفته و گندزدایی میشود. البته قبل از شروع کار باید جانمایی صورت بگیرد چون در برخی نقاط مثل مصب رودخانهها و مناطق شهری به خاطر شدت آلودگی نمیتوان آب را برداشت کرد. پس باید از جاهایی برداشت صورت بگیرد که آب پاک باشد و بعد از تصفیه، امکان حذف شویندهها و هوی متالها از آن وجود داشته باشد.
در این میان برخی بحثی را مطرح میکنند و میگویند برداشت آب خزر باید با اجازه همسایههای آن صورت بگیرد، آیا طرح چنین مسالهای از نظر حقوقی درست است؟
خیر، برداشت ما به اندازهای نخواهد بود که تاثیری داشته باشد. گاهی حجم برداشت به قدری است که سطح آب را کاهش میدهد، اما برداشت ما که سالانه تا 2 میلیارد مترمکعب عنوان شده هیچ مشکلی را پیش نمیآورد علاوه بر این که الان خزر با مشکل افزایش آب روبهروست و ما میتوانیم با برداشت از آن تا حدی این مساله را تعدیل کنیم هر چند که برداشت ما آنقدر ناچیز است که حتی روی این مساله هم نمیتواند تاثیر بگذارد.
به اعتقاد من آنهایی که چنین موضوعاتی را مطرح میکنند از ابعاد کار آگاهی ندارند و گمان میکنند که کشورهای همسایه جلوی کار ما را خواهند گرفت.
شما در صحبتهایتان به احداث کارخانههای آبشیرین کن در حاشیه خزر اشاره کردید ولی پسابهای ناشی از این کارخانهها اولین دغدغه زیستمحیطی است که باید به آن توجه داشت. به نظر شما اگر این کارخانهها درست مدیریت نشوند چه تبعات زیست محیطی برای خزر خواهند داشت؟
اگر ساحل ما حساس باشد یعنی از نظر ویژگیهای اکولوژیک و موجودات با اهمیت باشد مثلا منطقه زادآوری، رشد یا صید باشد اگر کارخانه آب شیرینکنی احداث شود که شوری و حرارت را به آب پس میدهد طبیعتا صیادی در خزر را به مشکل میاندازد. پس باید طوری کار کنیم که کارخانهها لطمهای به مناطق حساس ساحلی نزنند. در خزر هم از این مناطق زیاد یافت میشود.
از سوی دیگر ما میتوانیم روشهای دیگری را به کار ببریم مثلا خط لوله انتقال پساب را در دریا ببریم به طوری که پسابها با آب دریا مخلوط شود و نتواند به صورت نقطهای، شوری و حرارت را زیاد کرده و بر حیات آبزیان تاثیر منفی بگذارد.
البته تمام این کارها بالاخره تاثیرات منفی دارد ولی در مقایسه با فوایدش قابل مقایسه نیست یعنی گاهی ما در جایی تخریبی کوچک را انجام میدهیم ولی در جایی دیگر جلوی تخریبهای بسیار بزرگتر را میگیریم.
من این حرفها را به عنوان یک متخصص محیط دریا میزنم. در حال حاضر ورودی رودخانهها به دریا کم شده و همین مساله خسارات جبرانناپذیری را به دریا وارد کرده است. رودخانهها با خودشان غذای دریا را میآورند، همین گلآلودگی، حیات دریاست.
فسفات و نیترات از طریق این گل به دریا وارد میشود و تولید اولیه را تقویت میکند در نتیجه ماهیها زیاد میشوند. اما وقتی سد میسازیم و جلوی آب و گل را میگیریم جلوی ورود مواد مغذی به دریا را هم میگیریم. الان ماهیهای دریا خیلی کم شدهاند.
ما جلوی تخمریزی ماهیها را هم با این کار گرفتهایم. از طرف دیگر کم شدن آب شیرین باعث شده تا زبانه آب شور به سمت بالادست رودخانه حرکت کند مثل کارون و بهمنشیر که موجب شورشدن آب رودخانهها شده است. پس ما باید جلوی تعرض بیش از این به رودخانهها را بگیریم.
بعضیها فکر میکنند چون آب شیرین رودخانهها به دریا میرود باید با ساخت سد جلوی آن را گرفت در حالی که این حیات دریاست ولی کسی به آن توجه نمیکند.
الان در حاشیه خزر و خلیج فارس هزاران صیاد وجود دارند که زندگیشان بسته به دریاست پس ما اجازه نداریم مثلا آب سرشاخه کارون را برای کشاورزی افراد بالادست بگیریم و در پاییندست کشاورزان را بیکار کنیم. ما در بالادست میخواهیم کشاورزی را توسعه بدهیم و زمینهایی را زیر کشت ببریم که تا به حال فعالیتی در آنها نبوده، اما به چه قیمتی؟ آیا به قیمت نابودی زمینهای کشاورزی در پاییندست؟
الان دوباره بحث انتقال آب سرشاخههای کارون برای استانهای دیگر مطرح است ولی اگر این اتفاق بیفتد فاجعه میشود. تازه اگر نگوییم این کار جنایت است چون وقتی آب قطع میشود زندگی قطع شده است.
مریم خباز
گروه جامعه
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
بهتاش فریبا در گفتوگو با «جامجم آنلاین»:
رئیس جمعیت هلالاحمر در گفتوگو با «جامجم» تشریح کرد