در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نسخه جدید Dead to Rights مجازات نام دارد. در این شماره بار دیگر کنترل جک اسلیتر به عهده شما گذاشته میشود. البته منظور از کنترل فقط بخشهای مربوط به کشتن و تیراندازی است نه تصمیمهای نابخردانهای که جک در طول داستان میگیرد! از نظر داستانی هیچ چیزی در این بازی وجود ندارد و سازندهها حتما زحمت نوشتن یک خط داستانی منطقی را هم به خود ندادهاند.
دو تفاوت عمده بین اکشنهای سومشخص استاندارد و مجازات وجود دارند. تفاوت اول کمبود مهمات و سلاح است و تفاوت دوم وجود یک سگ دستآموز بسیار باهوش به نام شادو. در مورد تفاوت اول، سازندههای بازی به سیستم نبردهای تنبهتن متوسل شدهاند تا این بازی را از روند تکراری و یکنواخت خود خارج کند. نبردهای تنبهتن شامل ضربههای سنگین، سبک و دفاع میشوند. نبودن سیستم قفل کردن روی هدف مهمترین نقطه ضعف نبردهای تنبهتن است.
تنها بخشهای کمی قابل تحمل بازی، بخشهایی هستند که وظیفه کنترل کاراکتر اصلی بازی از روی دوش شما برداشته می شود. در این بخشها، با زدن یک کلید در نزدیکی دشمن، جک طی یک انیمیشن جالب او را خلع سلاح کرده و با سلاحی که بهدست آورده، کار دشمن را میسازد. اگر هم بهدنبال جمعآوری سلاح نباشید، میتوانید با یک انیمیشن جالب دیگر او را از پا درآورید. تعداد این انیمیشنها بسیار زیاد است و تا پایان بازی هنوز هم روشهایی برای کندن کلک کماندوهای وحشی پیدا میشود که ندیده باشید.
در هنگام شلیک با سلاحها همه چیز استاندارد و قابل قبول است. نشانهگیری، هدشات کردن، پنهان شدن و دیگر خصوصیات یک اکشن سومشخص خوب در این بازی رعایت شدهاند. اما دو مشکل بزرگ در این حالت حسابی اذیت میکنند. مشکل اول کمبود تیر و مهمات است که شما را وادار میکند هر چند وقت یک بار به نبردهای تنبهتن رو بیاورید یا سگتان را برای جمعآوری سلاح بفرستید. مشکل دوم طولانی بودن برخی از مراحل و خستهکننده شدن اکشنهاست. به طوری که بعضی وقتها میبینید 20دقیقه است که بدون توقف دارید آدم نفله میکنید و هیچ تغییری در روند بازی یا وضعیت معماری اطراف رخ نداده است. اسلوموشنهای مخصوص سری Dead to Rights چند باری نجاتدهنده شما از کسل شدن هستند، اما باز هم کارکرد خاصی بهجز تغییر زاویه دوربین ندارند!
تنها بخشهای قابل تحمل بازی بخشهایی هستند که در آن وظیفه کنترل کاراکتر اصلی بازی از روی دوش شما برداشته میشود
تفاوت بزرگ دوم بازی مجازات با دیگر اکشنهای سوم شخص، حضور شادو است. شادو در بیشتر لحظات بازی با جک همراه است. در میانه اکشنها، با کلیدهای جهتدار دسته میتوانید به شادو دستور بدهید. شادو میتواند به افراد دشمن حمله کرده و آنها را سرنگون کند. اگر هم زورش به فرد مقابل نرسد حداقل برای مدت کوتاهی او را سرگرم میکند تا شما با یک گلوله در سر او از راه برسید! وقتی که از نظر سلامت و مهمات به مشکل برخوردید میتوانید جای امنی پنهان شوید تا سلامت جک خودبهخود پر شود و در این میان شادو را بفرستید تا سلاحها و خشابهای روی زمین افتاده را برای شما بیاورید.
بهترین بخشهای بازی لحظاتی هستند که کنترل شادو به شما سپرده میشود. شادو به جاهای دسترسی دارد که جک نمیتواند برود.
اما مهمترین خصوصیات شادو این است که امکان مخفیکاری به شما میدهد. شادو بهخاطر حواس حیوانی خودش از حضور دشمنها حتی از پشت دیوارها هم آگاه میشود. بنابراین بهراحتی شما میتوانید موقعیت دشمنها را بررسی کرده و در لحظهای به پشت آنها بخزید که کسی در اطراف نباشد. شادو میتواند جسد افراد از پا در آمده را روی زمین بکشاند و از دید دیگران دور کند. همچنین میتواند با خرابکاری روی سیمهای برق به خاموش شدن یک ژنراتور یا از کار افتادن یک بمب کمک کند!
از نظر گرافیکی مجازات بازی بسیار ضعیفی است. انیمیشن کاراکترها بسیار خشک و قدیمی بهنظر میرسد. باگهای گرافیکی در بازی غوغا می کنند. هیچ تضمینی وجود ندارد که دشمنها پس از کشته شدن وارد در و دیوار و دیگر اجسام محیط نشوند. شادو و نحوه تعامل او با محیط و اجسام هم یکی از منابع تمام نشدنی باگ و ایراد است که تا پایان بازی هم حضور دارد. مجازات یکی از ضعیفترین بازیهای چند هفته اخیر است که توصیه میکنیم حتی اگر شامل تخفیف هم شده بود آنرا نخرید. اما اگر میخواهید یک بازی در این سبک بسازید میتوانید ببینید پایینترین حد استاندارد برای یک اکشن سومشخص چه میتواند باشد.
سید طه رسولی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: