داستان زندگی یک زن شکست خورده

شوهرم هوسران بود!

داستان زوج‌های شکست خورده و زندگی‌های متلاشی شده می‌تواند برای همه زن و شوهرها عبرتآموز و مفید باشد. یکی از این ماجراهای پر افت و خیز، داستان زندگی زنی به نام رعناست که از شوهر اولش به جرم ایجاد مزاحمت شکایت کرده است. رعنا 19 سال بیشتر نداشت که ازدواج کرد: «دیپلم گرفته بودم و خیال رفتن به دانشگاه هم نداشتم. یکی از پسرهای فامیل را دوست داشتم. خلیل در واقع از اقوام دورمان بود و هر از گاهی همدیگر را می‌دیدیم و مطمئن بودم او هم به من علاقه‌مند است. وقتی به خواستگاری‌ام آمد، خیلی خوشحال شدم.»
کد خبر: ۲۹۹۴۳۰

رعنا از خانواده‌ای نسبتا پولدار بود، اما خلیل و خانواده‌اش وضع مالی خوبی نداشتند و همین اختلاف طبقاتی می‌توانست دلیلی برای مخالفت خانواده رعنا برای این وصلت باشد، اما زن 36 ساله می‌گوید: «پدرم وقتی دید من و خلیل همدیگر را دوست داریم، به نظر من احترام گذاشت و مخالفتی نکرد. آن موقع خلیل بیکار بود و ما برای امرار معاش با مشکل مواجه بودیم.» اگر چه رعنا و پدرش امیدوار بودند تازه داماد بعد از شروع زندگی مشترک شغل مناسبی برای خودش پیدا کند، این امر محقق نشد: «پدرم برای این که ما به سختی نیفتیم، خرجومخارجمان را می‌داد. با همه سختی‌ها و کمبودهایی که داشتم، به خاطر عشق و علاقه به شوهرم از زندگی در کنار او احساس رضایت می‌کردم.» زوج جوان صاحب 3 فرزند شدند و زندگی‌شان شادتر از همیشه در جریان بود.

البته هنوز این پدر رعنا بود که به دامادش کمک مالی می‌کرد و اجازه نمی‌داد نوه‌هایش در فقر زندگی کنند. زن جوان توضیح می‌دهد: «10 سال از ازدواج‌مان گذشته بود که پدرم فوت شد و همه دارایی‌اش به من رسید. من هم اموال او را به نام خلیل کردم تا بتواند برای خودش کار و کاسبی پررونقی راه بیندازد.» از همان زمان بود که مشکلات این زن و شوهر شروع شد و خلیل به فکر خیانت افتاد: «متوجه شدم شوهرم با زن دیگری رابطه برقرار کرده است. نمی‌توانستم این موضوع را تحمل کنم، برای همین دعوای مفصلی کردم. او از این رفتارش ابراز پشیمانی کرد و با عذرخواهی گفت که دیگر چنین اشتباهی را تکرار نمی‌کند. چاره‌ای نداشتم جز این که خلیل را ببخشم. من 3 فرزند داشتم و نمی‌خواستم زندگی آنها تحت تاثیر قرار بگیرد.» بعد از آن اتفاق، خلیل به عهدش وفا نکرد و این بار به زنی دیگر دل بست و وقتی دست خودش را رو شده دید، گفت که تصمیم دارد با آن زن ازدواج کند. رعنا هم از شوهرش طلاق گرفت: «هیچ دارایی نداشتم. همه چیز به نام خلیل بود. من مانده بودم و 3 بچه کوچک. به فقر و فلاکت افتادم و برای یک لقمه نان در خانه مردم کارگری می‌کردم.» این وضعیت ادامه داشت تا این که رعنا با مردی آشنا شد، با او ازدواج کرد: «شوهر دومم مرد خوبی است و مشکلی با او ندارم، اما الان خلیل دست از سرم بر نمی‌دارد. زن دوم خلیل او را معتاد کرده و دارایی‌اش را از چنگش درآورده. خلیل این روزها مزاحم من می‌شود و مرتب تهدیدم میکند. نمی‌دانم از دستش چه کنم. برای همین هم شکایت کرده‌ام.»

داستان زندگی رعنا پر از فراز و نشیب بوده، با این وجود این زن همچنان برای زندگی تلاش می‌کند. پرونده‌ای که او علیه خلیل تشکیل داده اکنون در دادسرای عمومی مشهد در جریان است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها