در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این است که گفتگو از شایعه عضویت وی در مافیای اقتصادی آغاز میشود و به پرونده عملکرد وی در بنیاد مستضعفان، اختلاس 123میلیارد تومانی فاضل خداداد در بانک صادرات، ثروت فراوانش، کارهای اقتصادی فرزندانش، فعالیتهای اقتصادیاش در زمینههای مختلف ساختمانسازی، کشاورزی، داروسازی، بورس و ماجراهای برادرش (مرتضی) و بسیاری دیگر از مسائل جاری و مگوی اقتصاد ایران منتهی میشود. رفیقدوست اما به بسیاری پرسشها پاسخ میدهد و برای برخی پاسخها ضبط را خاموش میکند و صریح صریح چیزهایی میگوید که ای کاش امکان نوشتشان وجود داشت:... «گفتن خیلی حرفها هنوز زود است. شاید در وصیتنامههای ما دیده شود که آدم بگوید چه چیزهایی دید و چه چیزهایی فهمید و چرا سکوت کرد...» این چنین است که بخشهای مگوی گفتگو با رفیقدوست به اندازه یا بیشتر از مصاحبهای باشد که بزودی میخوانید. وی در این مصاحبه تمام شایعات موجود درباره خودش را نادرست و ساخته و پرداخته دشمنانش و حسودان میداند و همه را رد میکند. رفیقدوست میگوید که وضعیت مالی و اقتصادیاش از قبل از انقلاب تا به امروز تفاوت زیادی نکرده و حتی در برخی موارد تنزل کرده و مثلا مدل ماشین بنزش پایینتر هم آمده است. او میگوید پیش از آنچه همه فکر میکنند زیر بار قرض رفته است تا منحصر به فردترین کارخانه دارویی کشور را که نوع جدید و موثری از آنتیبیوتیک تولید خواهد کرد، بسازد. رفیقدوست حتی از رسیدگی و بررسی خانه شخصیاش هم سخن میگوید و اذعان میکند که پول و اموالش پس از مرگش تمام و کمال در اختیار بنیادی قرار میگیرد و مال او نخواهد بود. فلسفه رفیقدوست در رفتار با ثروت نیز منحصر به فرد است...»
گفتگو با مرد موشکی، اقتصادی، سیاسی، نظامی، بانکی، دارویی، ساختمانی، کشاورزی و غیره جذابیتهای خاص خود را دارد و دریچههای تازهای از اقتصاد ایران روی خواننده میگشاید.
این گفتگو را بزودی در «جامجم» خواهید خواند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: