jamejamonline
ایام عمومی کد خبر: ۲۸۴۷۷۵ ۱۳ مهر ۱۳۸۸  |  ۱۱:۰۷

سر بر آوردن دارالفنون از فراموشخانه تاریخ

میراث امیرکبیر زنده می شود؟

اینجا دارالفنون است. دروازه ای گشوده به 156 سال پیش. در سکوت پر صلابت اینجا می توان صلابت مردانی را تجربه کرد که برخاستن دوباره علم و عظمت ایران بر شانه های همتشان سنگینی می کند. اینجا دارالفنون است. میراث کهنسال امیرکبیر که با مرمت چند باره اش شاید زنده شود.

 مدرسه دارالفنون همچنان خاموش و عبوس کنار خیابان ناصرخسرو نشسته است. هر روز گذر مردمی را نظاره می کند که با ذهنی پرمشغله از روزمرگی‌های همیشگی بی توجه از کنار او عبور می کنند. به قاچاقچیان دارویی چشم می دوزد که اطراف آن به دنبال مشتریان مخفی پرسه می زنند. یاد روزهایی می افتد که چهره های علمی و سیاسی زیادی از این خیابان فرهنگی گذر می کردند.

اینجا دارالفنون است. نخستین مدرسه نوین ایرانی که حالا بوی خاک و نمش از کهنگی اش حکایت می کند. آدرس را کامل می شناسی. بارها از جلوی مدرسه عبور کرده ای و آرزوی تماشایی سیر از آن را داشته ای. که دارالفنون تنها یک مدرسه متروکه وامانده نیست. که تاریخی است خاموش و تاریخچه ای است فراموش شده. با این همه هر بار به بهانه ای از مواجه شدن با این دروازه تاریخی ترسیده ای. می ترسی و ترست پر بیراه نیست. می ترسی چون می دانی که پدرانت چه بر سر میراث مردی آورده‌اند که نماد و نشانه تمدن طلبی و خواست تاریخی پیشرفت و آبادانی ایران بود و هست و خواهد بود.

و این تعریف تمام ترس تو نیست. تو از کوچکی خودت هم می ترسی. از اینکه نتوانی حق مطلب را در بیان غربت و وجاهت بنایی بیان کنی که نماد و نشانه مظلومیت کسانی است که جز به پیشرفت این آب و خاک نیاندیشیدند.

 شهریار، پرفسور حسابی، منوچهر احترامی، جمال زاده، نادر ابراهیمی، جلال آل احمد، روح الله خالقی، مصطفی چمران، علی اکبر نفیسی و... اینها تنها تعدادی از نامهای پر آوازه ای هستند که این هوا را نفس کشیده اند و این زمین را تجربه کرده اند

ساعت هنوز عقربه هایش را به 9 صبح نرسانده و طبیعت کار خودش را می کند. آفتاب بالای سرم ایستاده و به روزمرگی مردمانی خیره نشسته که آنچه خود دارند را زبیگانه تمنا می کنند. مردمی که فراموشی دارالفنون و دارالفنونها جزئی از شخصیت تاریخیشان است.

حالا تو روبروی مدرسه هستی و به این فکر می کنی که قدم به کجا گذاشته ای؟ نامها در برابرت رژه می روند. می روند و می آیند. شهریار، پرفسور حسابی، منوچهر احترامی، جمال زاده، نادر ابراهیمی، جلال آل احمد، روح الله خالقی، مصطفی چمران، علی اکبر نفیسی و... اینها تنها تعدادی از نامهای پر آوازه ای هستند که این هوا را نفس کشیده اند و این زمین را تجربه کرده اند.

زنگ در کوچک کنار مدرسه را می زنیم. حالا صدای دینگ و دنگ ساعت تاریخی میدان امام خمینی در چارچوب مغزت طنین می افکند. بعد از تحویل معرفی نامه، پا در این مدرسه 157 ساله می گذاریم. اینجا دارالفنون است. جایی که صدها دانشمند و شاعر و دکتر و مهندس پشت نیمکتهای آن شاگردی کرده اند. محلی که روزی هر اهل علم و دانشی دوست داشت در آن حضور یابد و زانو در مقابل استاد زند و بهره ای از دریای علمی آن برد. ساختمانی که رونق و شکوهش به کینه و بغض آقاخان نوریها آلوده شد.

اینجا مدرسه ای است که اولین عمل جراحی قلب باز، نخستین پرواز بالن در ایران و اولین تماس تلفنی در آن انجام شده است و نوین ترین دستگاه چاپ نیز برای چاپ کتابهای دانش آموزان را به این مدرسه می آورند.

اما امروز از این مدرسه تنها خرواری از خاک و دیوارهای فروریخته و سکوتی محض و مشتی خاطرات باقی مانده از شاگردان زنده مدرسه که همتی برای جمع آوری آنها می طلبد، باقی مانده است.

سالها اهل قلم و ادب نوشتند که مدرسه در حال تخریب است و نیاز به عزمی راسخ برای بازسازی دارد اما کمتر گوشی بود که خود را بدهکار این مدرسه می دانست تا اینکه تخریب شد. طبق رسوم ایرانی نوشدارو را بعد از مرگ سهراب آماده کردیم و حالا بعد از گذشت 157 سال آن  را به دهان دارالفنون می ریزیم.

گرچه می گویند ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است اما ماهی بنای دارلفنون سالهاست که مرده و حالا مرمت چاره این مدرسه نیست بلکه باید آن را بازسازی کرد.

بازسازی مدرسه از ابتدای سال 1388 آغاز شده است. مسئول پروژه سازمان نوسازی مدارس وزارت آموزش و پرورش است و میراث فرهنگی نیز نقش ناظر را دارد. «مصطفی مقدم» ناظر پروژه که با ما همراه می شود مدرسه را خیلی نمی شناسد و قادر به پاسخگویی سئوالهای ما نیست. به همین دلیل فقط از بنا بازدید می کنیم و سعی داریم دانسته های قبلی خود از مدرسه را در ذهن مجسم کنیم.

بازسازی مدرسه از دو سالن آمفی تئاتر و اجتماعات شروع شده است، آمفی تئاتر مدرسه اولین و بقیه بخشها مدرسه از جمله راهروها، کلاسها، آزمایشگاههای مدرسه هنوز هم در گزند آسیب هستند.

به گفته مقدم سازه های ساختمان اولیه را چوب، آجر و خاک تشکیل می دهند و دیوارهای آن بالای 70 سانتی متر ضخامت دارند. هم اکنون این قسمت با بتن و میل گرد در حال بازسازی و مقاوم سازی است.

مدرسه دارالفنون با زیربنای 6 هزار و 108 متر و دوهزار و 354 حیاط مرکزی و دوهزار و 723 متر حیاط بیرونی در دو مرحله ساخته شده و این بخش قدیمی ترین قسمت مدرسه است. در گذشته ساختمان یک طبقه بوده و تنها ایوانی در قسمت شمالی مدرسه ساخته شده بود که ناصرالدین شاه در آن می نشسته و از آنجا مدرسه را نظاره می کرده است. اما حدود 80 سال پیش مارکوف روسی طبقه دوم این مدرسه را می سازد. شاگردان این مدرسه را اکثرا اعیان و شاهزادگان تشکیل می دادند و به همین دلیل مدرسه سه راه به کاخهای اطراف مدرسه از جمله شمس العماره داشته است.

از دارالفنون تا سال 57 به عنوان مدرسه استفاده می شده و بعد از آن به مرکز تربیت معلم تبدیل می شود. سپس مدتی به مرکز آموزش ضمن خدمت وزارت آموزش‌وپرورش اختصاص یافت تا آن که در سال67 جزو فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. اما برخلاف ثبت در آثار ملی مسئولان میراث فرهنگی به آن توجهی نمی کنند تا اینکه مدرسه به مرور دچار تخریب می شود.                                                 

دیوارها و سقف دارالفنون در همه جای ساختمان دچار تخریب شده است. تقریبا تمام دیوارها نم داده و هم اکنون در حال ریزش است. از یادگاریهای دانش آموزان مدرسه هم نمی شود چشم پوشی کرد چرا که در سراسر کلاسها و راهروها جا خوش کرده اند.

بخش شرقی دارالفنون در گذشته به شمس العماره راه داشته است. شاهزاده های قاجاری از این محوطه وارد مدرسه می شدند. در قسمت پایینی این بخش و رو به سالن تئاتر و اجتماعات شاه نشینی وجود داشته که از دریچه های تعبیه شده، شاهزادگان می توانستند نمایشهای تئاتر را از آنجا ببینند. به گفته مسئول پروژه این دریچه های کوچک مربعی شکل به دلیل تخریب و به درخواست میراث فرهنگی بسته شده اند و امروز اثری از آنها نیست. به غیر از در شمس العماره، این مدرسه سه در دیگر به سمت باب همایون، میدان امام خمینی (ره) و ناصرخسرو دارد که تنها در خیابان ناصر خسرو همراه با سر در اصلی باقی مانده است.

دیگر اثری از پنجره های دارالفنون باقی نمانده است. سازمان میراث فرهنگی برای جلوگیری از تخریب درها و پنجره ها تمامی آنها را جمع آوری کرده اند. اما فکری برای اُرسی ها و نمای داخلی نشده است. مهندس پروژه توضیحی درباره اذیت و آزار برف و باران زمستان و آفتاب شدید تابستان نمی دهد.

دارلفنون 30 کلاس درس، دو تالار آمفی تئاتر و یک سالن اجتماعات دارد. کلاسهایی که از نورگیر زیبا و مناسبی برخوردارند هم از گزند آسیب در امان نمانده اند.

طی سالهای مختلف، قسمتهای زیادی از حیاطهای اطراف مدرسه به مغازه های جنب آن فروخته می شود، شرکت مخابرات که در ضلع شمالی مدرسه قرار دارد نیز پیش از انقلاب نزدیک به دو هزار متر از زمین مدرسه را می گیرد. ساختمان بلند این مرکز نمای زیبای شمالی و در مدرسه که به میدان امام خمینی (ره) راه داشته را بسته است ضمن اینکه ارتفاع این ساختمان مانع از ثبت جهانی مدرسه دارالفنون شده است.  

ایوانی در سختمان مدرسه هست که تنها طبقه فوقانی ساختمان است که در ساخت اولیه مدرسه بنا شده است. گفته می شود ناصرالدین شاه اولین زنگ مدرسه را از همین جا به صدا در آورده و برای دانش آموزان دارلفنون سخنرانی کرده است. همچنین ناصرالدین شاه ساعتهای زیادی از روز را در این ایوان می نشسته و مدرسه را نظاره  می کرده است. درختهای زیبای مدرسه نیز عمر 157 ساله  مدرسه را دارند که به شکل کاملا متقارن روبروی هم کاشته شده و نمای زیبایی به مدرسه داده اند.             

عکس امیرکبیر توسط اصل آن در کاخ گلستان نگهداری می شود. زنگ مدرسه دارالفنون برای اولین بار از همین جا و توسط ناصرالدین شاه به صدا در آمده است. اولین تماس تلفنی در ایران نیز به مدرسه دارلفنون شده که تلفن آن نیز هم اکنون در دارالفنون نگهداری می شود.

حالا دارالفنون آرام کنار خیابان ناصرخسرو نشسته و منتظر بازسازی و مقاوم سازی است گویی برخی از مسئولان عزم به بیرون آوردن این مدرسه از فراموشخانه تاریخ کرده اند. باید منتظر ماند و دید که مسئولان آموزش و پرورش و میراث فرهنگی چه اقداماتی را برای این مدرسه تاریخی طی سالهای آینده دنبال می کنند. ساعت تاریخی میدان امام (ره) همچنان مشغول دینگ و دنگ است و من وامانده از این همه تاریخی که روحم توان بلعیدنش را همچنان ندارد.

گزارش از خبرگزاری مهر

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل: