در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کتابی درباره زنی که با دو دختر زیبایش تنها مانده است. همسرش او را به عشق زنی دیگر رها میکند و او مانده و بار تحمل ناپذیر سختی این اتفاق. در این میان پدر شوهرش است که او را دعوت به آرامش میکند نه با نصیحت و پند بلکه با تعریف خاطراتش از عشقی که داشته و از دست داده است. پدر شوهر نیز این اتفاق را پشت سر گذرانده است و دل به زنی دیگر داده است اما به خاطر از دست ندادن خانوادهاش در خانهای مانده که همسر و دو فرزندش در آن زندگی میکنند اما روحش را پشت پستوهای قلبش مخفی کرده است. پدر شوهر به زن میگوید هم او که رفته ناراحت است و هم تو که ماندهای.
پدرشوهر غمگین که همچون آدم آهنی به خاطر مسوولیت زندگی بر جا مانده است در طول تعریف کردن داستان زندگیاش که هیچ کس جزییات آن را نمیدانست مرتب مورد عتاب عروس قرار میگیرد. در واقع دادگاه و قاضی و مجرم در کنار هم جمع هستند و در آن شب طولانی همه اتفاقات با هم رخ میدهد. گفتگویی طولانی میان زن جوان و پدرشوهرش هنگامی که پدرشوهر به او میگوید چگونه عشق بزرگش را به دلیل اشتباهاتش از دست داده است، نویسنده با توانایی عظیمش در درک احساسات دیگران، اشتیاق مرد متاهل را به یک زن جوان، مشاجرات روحی و انصرافش را به زیبایی به تصویر میکشد. کندوکاوی تکاندهنده در زندگی شخصی و کمکی پر از همدردی برای عروس خودباخته. عشق میتواند خوشبختیآفرین و اسرارآمیز و در عین حال دردآور و صدمهزننده باشد. «به آدمهایی که زندگی احساسی برایشان در درجه دوم اهمیت قرار دارد، بهگونهای رشک میبرم، آنان شاهان این دنیایند، شاهانی رویینتن.»
میگویند این کتاب شباهتهایی به زندگی شخصی نویسنده هم دارد. راستش را بخواهید به زندگی همه ما یک جور شبیه است. همه ما در زندگی شکستی در ارتباطمان با دیگران داشتیم. حالا شاید نه به این شدت و شاید هم کمی بیشتر. خیلی از مردم دنیا از این کتاب استقبال کردند و شاید نکته همین باشد. از آناگاوالدا مجموعه داستان « دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد » هم قبلا منتشر شده است.
من او را دوست داشتم
نویسنده: آنا گاوالدا
مترجم: الهام دارچینیان
ناشر: نشر قطره
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: