مادر دوست‌داشتنی من

کد خبر: ۲۶۰۱۴۰

با این‌که خانه‌دار هستم ولی گاهی اوقات به قدری خسته و بی‌حوصله می‌شوم که دیگر حوصله کسی را ندارم، در صورتی که مادرم شاغل بود و با این وجود وقتی به خانه می‌آمد با صبوری و محبت به رسیدگی به ما و خانه‌داری می‌پرداخت.

مدتی پدرم بیکار بود و مادرم هزینه‌های زندگی را تامین می‌کرد. هر بار که مشکلی برای من و یا خواهرم پیش می‌آمد مادر فرشته نجات ما بود.

گاهی اوقات باید علاوه بر رسیدگی به امور روزمره به درددل‌های دخترم نیز که مشکلات خاص دوران بلوغ خود را تجربه می‌کند برسم.

او بسیار حساس شده و توجه زیادی می‌خواهد. وقتی چنین می‌کنم همسرم دلخور می‌شود و از این‌که توجه بیشتری از من می‌خواهد شاکی می‌شود.

پسرم هم گاهی اوقات مرا برای بازی فوتبال و گاهی اوقات هم خواندن کتاب داستان می‌خواهد و در ضمن باید علاوه بر سه وعده اصلی میان‌وعده‌هایی نیز در طول روز تهیه کنم.

تا قبل از این‌که مادر شوم فکر می‌کردم انجام برخی از کارها برخلاف میل انسان چقدر سخت و در مواردی محال است و حالا قدر مادرم را بیشتر می‌دانم.

حالا می‌فهمم که مادرم چقدر فوق‌العاده است. او با پدرم که فردی دمدمی‌مزاج و عصبی بود زندگی کرد و همیشه سعی می‌کرد آرامش خود را حفظ کند. در سن بلوغ من و خواهرم مشکلات زیادی را با توجه به رفتارهایمان برایش ایجاد کردیم و او همه را با مهربانی پشت سر گذاشت.

در زمان دانشجویی می‌خواستم درسم را رها کنم و با یک پسر خوش سر و زبان که در ظاهر مهربان بود اما بعدها فهمیدم که گرگی در لباس بره بود ازدواج کنم و مادرم همه سختی‌ها و لجبازی‌های مرا به جان خرید تا زندگی آینده‌ام را نجات دهد.

وقتی مشغول به کار شدم در تمام ناملایمات و سختی‌های کار مثل یک کوه پشتم بود و به من انرژی و امید می‌داد.

در موارد مالی پدرم را حمایت کرده و ...

حالا فکر می‌کنم اگر قرار باشد هدیه‌ای به او بدهم چیزی درخور شخصیت والایش ندارم اما می‌خواهم نامه‌ای برایش بنویسم و این نامه من است:

تقدیم به کسی که به من زندگی داد اما من چیزی جز عشق ندارم که به او بدهم.

کسی که مانند ستاره‌ای روشن در تمام شبهای من بوده است و فکر می‌کنم از عالم بالا آمده است.

مادرم به خاطر خوشبختی‌ام ازت سپاسگزارم. متشکرم که راه را به من نشان دادی. تو را بیشتر از همه دوست دارم و تا آخر عمرم هم دوستت خواهم داشت.

تو را دوست دارم که اول مادرم هستی و بعد بهترین دوستم هستی. هر چیزی را بخواهم با تو تقسیم کنم فایده‌ای ندارد زیرا خودت بخشی از هر خوبی را در وجودت داری.

تو را دوست دارم زیرا همیشه آرامش را در حضور و وجود تو پیدا می‌کنم. هر وقت زندگی برایم سخت می‌شود. هر وقت موفق می‌شوم. هر وقت شکست می‌خورم. هر وقت شانه‌ای می‌خواهم تا به آن تکیه دهم و احساس قدرت کنم. تا نشکنم و بتوانم دوباره از زمین بلند شوم.

تویی که هر وقت دعایم می‌کنی احساس می‌کنم درهای آسمان به رویم گشوده شده و دستی پنهانی مرا حمایت کرده و به جلو هدایت می‌کند.

واقعا چیزی ندارم تا به تو که فرستاده خدا برای من هستی بدهم. فقط برایت آرزو می‌کنم که تا دنیا هست باشی و سلامت باشی و خوشحال.

کاش می‌شد تمام غم‌های دنیا در دریاها فرو روند تا تو هرگز غمگین نباشی.

مترجم : سحر کمالی‌نفر

منبع:guardian

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها