زندگیم را از من گرفته‌اند

«من مثل هر پدر دیگری همه تلاشم را می‌کردم تا خانواده‌ام در سلامت و آرامش به سر ببرند. همه آنچه که برایش تلاش می‌کردم آن بود که رفاهی را برای آنها بوجود بیاورم که خودم راضی باشم و احساس رضایت قلبی داشته باشم. در همه سال‌هایی که با همسرم زندگی کردم حتی یکبار هم فکر نکردم. که علاقه‌ای به ادامه دادن این زندگی ندارم و بخواهم از آن بیرون بیایم. ما یک خانواده کوچک و زیبا بودیم که اطرافیانمان به ما غبطه می‌خوردند.
کد خبر: ۲۵۹۰۴۸

من مطمئن هستم که ما قربانی یک جنایت وحشیانه شده‌ایم که به زودی علت آن را پلیس خواهد فهمید. این‌که آنان در اولین مرحله مرا به عنوان قاتل همسر و فرزندانم معرفی کرده‌اند یکی از ناشیانه‌ترین قدم‌هایی است که تاکنون دیده‌ام پلیس آمریکا بردارد. من هیچ نقشی در مرگ خانواده‌ام نداشتم و هرگز نخواستم که کوچکترین آسیبی به آنها برسد. بی‌گناهی من ثابت خواهد شد و آن زمان است که من بر علیه تمام کسانی که ماه‌هاست زندگی را از من گرفته‌اند، شکایت خواهم کرد.»

آقای «کریستوفر کلمن» از ماه‌ها قبل به اتهام بقتل رساندن همسرش «شری» 31 ساله و دو فرزند پسر 11 و 9 ساله‌اش دستگیر شده است. او که به عنوان محافظ و مامور امنیتی مشغول به کار بوده متهم است، صبح زود زمانی‌که خانواده‌اش در خواب بوده‌اند با استفاده از یک سیم، یکی یکی آنها را از نفس کشیدن بازداشته و سبب مرگ آنها شده است. پس از پیدا شدن جسد این خانواده، پلیس تلاش بسیاری کرد تا بتواند سرنخ‌هایی را از قاتل و یا قاتلان به دست آورد که هر چه بیشتر تلاش کرد، همه جزییات و مدارک بر علیه آقای کلمن شکل گرفت. او که مدعی بود زمانی‌که حدود ساعت 5 صبح برای رفتن به ورزشگاه خانه را ترک می‌کرد، خانواده‌اش در سلامت کامل به سر می‌بردند و ادعا می‌کرد در قتل آنها هیچ نقشی نداشته است. ادعایی که خیلی زود با جمع شدن مدارک علیه او به دروغ اثبات شد.

«من سال‌ها بود که با شری زندگی می‌کردم. ما هیچ مشکلی با هم نداشتیم و همه تلاشمان در زندگی، خوشحال و راضی نگه داشتن دو پسرمان بود. ما حتی بارها قصد داشتیم از ایلینویز، محل اقامتمان به شهر دیگری منتقل شویم که می‌توانست فرصت‌های شغلی بهتری برایمان داشته باشد؛ اما از آنجایی که دو پسرمان عادت زیادی به منزل کنونی‌مان داشتند و دلشان نمی‌خواست دوستانشان را ترک کنند، حتی اجازه این کار را هم به خودمان ندادیم. شری تمام طول روز را در خانه زحمت می‌کشید و من هم سعی می‌کردم هرچه آنها احتیاج دارند را مهیا کنم تا همیشه از زندگی راضی باشند. همه دوستان و اطرافیان ما می‌دانند که من حتی یک مسابقه فوتبال فرزندانم را هم از دست ندادم و در همه فعالیت‌هایی که بچه‌ها با والدین‌شان انجام می‌دهند، حضور داشته‌ام. برای کسی که بخواهد همه اعضای خانواده‌اش را از بین ببرد، مطمئنا این فعالیت‌ها معنی نخواهد داشت؛ اما برای من همه چیز خانواده‌ام بود. من فکر می‌کنم که شری شاید در جایی و در محل کارش با کسی دشمنی داشته‌ و قربانی دشمنی او با کس دیگری شده‌ایم. این‌که پلیس مدعی است روی دیوارهای منزل ما جملات تهدیدآمیز نوشته شده، من هیچ خبری از آنها نداشتم و مطمئن هستم اگر چنین چیزی صحت هم داشته باشد، توسط همان قاتل بی‌رحم صورت گرفته است.»

پس از انتقال اجساد این سه عضو خانواده، ماموران پلیس تلاش گسترده‌ای را برای یافتن قاتل آنها آغاز کردند، ماموران زمانی متوجه این جنایت شدند که حدود ساعت 6 صبح، آقای کلمن با آنها تماس گرفت. او عنوان کرد که یک ساعت قبل خانه را برای رفتن به ورزشگاه ترک کرده و اکنون در حال بازگشت به منزل است؛ اما هرچه تماس می‌گیرد تا همسر و فرزندانش را برای حاضر شدن و رفتن به مدرسه بیدار کند، کسی جواب تلفن را نمی‌دهد. او از پلیس خواست تا زمانی که او خودش را به منزل برساند، آنها به محل بروند و از سلامت خانواده‌اش مطلع شوند. زمانی که آقای کلمن به خانه رسید، ماموران در منزلش حاضر بودند. جسد بی‌جان خانم شری و دو پسرش در اتاق خواب‌هایشان و در حالی که با استفاده از یک سیم مسی خفه شده بودند، کشف شد. کلمن که خود را بشدت متاثر نشان می‌داد، ادعا کرد زمانی که خانه را ترک کرده، آنها همگی سالم بوده‌اند و این اتفاق در یک ساعتی که او در ورزشگاه بوده، رخ داده است.

جستجوی پلیس برای یافتن سرنخ‌ها از همان زمان آغاز شد و دستخط‌های مشکوک روی دیوار توسط ماموران مورد بررسی قرار گرفت. جزئیات این نوشته‌ها حاکی از آن بود که فردی که اقدام به این جنایات کرده، با استفاده از یک ماژیک قرمز رنگ اقدام به نوشتن روی دیوارها کرده است. این ماژیک قرمز رنگ که با آن این تهدیدها نوشته شده بود، ساعاتی بعد در زیرزمین منزل این خانواده کشف شد؛ اما هیچ اثر انگشتی روی آن وجود نداشت و مشخص بود که قاتل با استفاده از دستمال هر اثری را از روی آن پاک کرده است. «من تهدید کرده بودم» و «می‌دانستی روزی این اتفاق می‌افتد» از جمله جملاتی بود که با دستخط بسیار ریز روی دیوارهای خانه به چشم می‌خورد.

آقای کلمن همان روز ابتدا مورد بازجویی قرار گرفت اما از آنجایی که پلیس به او مظنون نبود او خیلی زود آزاد شد تا ماموران تحقیقات بیشتری را روی این قتل بی‌رحمانه انجام دهند. هر چه زمان گذشت مدارک بیشتری جمع‌آوری شد که نشان می‌داد این مرد در قاتل خانواده‌اش دست داشته است. در واقع پلیس توانست اثبات کند که او قبل از خروج از خانه‌اش زمانی که اعضای خانواده‌اش در خواب بوده‌اند آنها را از پا درآورده و سپس برای این‌که به پلیس ثابت کند نقشی در این کار نداشته خانه را به قصد ورزشگاه ترک کرده و همان سناریویی را که اجرا کرده را در ذهنش طراحی کرده است.

«من و همسرم برای آینده فرزندانمان نقشه‌های زیادی داشتیم که می‌خواستیم آنها را اجرا کنیم. این‌که پلیس مدعی است ما قصد جدایی از هم را داشتیم و من حتی قصد ازدواج مجدد را داشته‌ام یک سری دروغ و اتهام و اشتباهاتی است که آنها در مورد من دارند، من هرگز قصد ترک کردن خانواده زیبایم را نداشتم و تصور می‌کنم حتی اگر می‌خواستم این کار را بکنم راه‌های بهتر و آسان‌تری به جز از پا درآوردن آنها نیز وجود داشت.

دو پسر زیبای من هرگز نباید قربانی خودخواهی‌های ما می‌شدند و همه تلاش و توافق ما در زندگی مشترکمان هم همین بود. مدارکی که پلیس بر علیه من جمع‌آوری کرده هیچ‌کدام اثبات نمی‌کند که من در قتل آنها دست داشته‌ام.

من همه سعی‌ام را می‌کنم تا با کمک وکیلم بی‌گناهیم را ثابت کنم. آنچه بیشتر از همه چیز مرا عذاب می‌دهد آن است که اکنون قاتل اصلی خانواده‌ام آزادانه زندگی می‌کند و پلیس به جای دستگیر کردن او در تلاش برای اثبات گناهکار بودن من است. هر شب از خدا می‌خواهم که به هر شکلی که هست بی‌گناهی مرا اثبات کرده و آن قاتل بی‌رحم را به دام بیندازد.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها