در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این طرح از حدود دو هفته قبل با ارائه آموزشهای نظامی به افراد گزینش شده و تامین لباس نظامی و سلاح وارد فاز اجرایی شد. ایده ایجاد این واحدها با الهام از طرح موفق مشابهی در عراق که با عنوان «شوراهای بیداری» شناخته میشود، شکل گرفت. شوراهای بیداری متشکل از جوانان قبایل سنی است که برای جنگ با القاعده سازماندهی شدهاند.
فرماندهان ارشد ارتش ایالاتمتحده در عراق امید دارند این طرح که «نیروی پاسداری عمومی افغان» نام گرفته است در عمل به ریشهکن کردن خشونتها در مناطق ناآرام جنوب و شرق این کشور منجر شود. در قالب این طرح اعضای شوراهای محلی با ثبتنام از متقاضیان پیوستن به این نیرو، عدهای را گزینش میکنند. افراد گزینششده دوره آموزشی 20 روزهای را زیر نظر افسران ارتش افغانستان و مشاوران آمریکایی پشت سر میگذارند و سپس به شهرها و روستاهای خود بازمیگردند تا در برابر حقوق ماهانهای معادل 125 دلار که بیشتر از دریافتی نیروهای پلیس است که معمولا به کمتر از 100 دلار بالغ میشود مسئولیت تامین امنیت را برعهده گیرند.
این طرح در ولایت وردک به طور آزمایشی اجرا میشود اما در صورت موفقیتآمیز بودن قرار است در 40 منطقه دیگر در جنوب و شرق افغانستان به مرحله اجرا درآید. مقامات آمریکایی و افغان تاکید دارند این نیرو برخلاف شوراهای بیداری ترکیبی قومیتی نخواهد داشت.
وقتی باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا اوایل ماه جاری میلادی از استراتژی جدید این کشور برای اعاده ثبات و امنیت به افغانستان پرده برداشت با وجود اشاره به برنامههایی چون اعزام نیروهای تازهنفس به افغانستان و اختصاص بودجه به بازسازی زیرساختهای این کشور از این طرح سخنی به میان نیاورد. دلیل این مساله با آغاز اجرای آزمایشی این طرح در سکوت خبری تا حدودی مشخص شد.
احیای منازعات قومی
واقعیت این است که نیروی پاسداری عمومی افغان در راستای خطوط قومی و قبیلهای تشکیل میشود. در جالریز، یکی از 2 منطقهای که این نیرو به طور آزمایشی تشکیل شده است تنها 38 نفر از مجموع 128 نفری که جذب شدهاند، پشتون هستند و سایرین از دیگر گروههای قومی افغانستان هستند. این در حالی است که طالبان و هوادارانشان جملگی پشتون هستند.
بسیاری در افغانستان از احیای خصومتهای قومی در این کشور با تشکیل این نیرو ابراز نگرانی کردهاند. ولیالله رحمانی، از تحلیلگران مرکز تحقیقات استراتژیک کابل، پایتخت افغانستان میگوید: این اصلا کار عاقلانهای نیست که اعضای یک قومیت برای جنگیدن با قومی دیگر اجیر شوند. او با اشاره به این که هر 38 پشتونی که تاکنون به این نیرو پیوستهاند از قبیله خاروتی هستند و اعضای دیگر قبایل پشتون حاضر به پیوستن به این نیرو نشدهاند، میافزاید: سایر قبایل پشتون از این مساله عصبانی هستند و خاروتیها را به ارتداد و خروج از اسلام متهم کردهاند. یکی از دلایل این اجتناب، نارضایتی مردم منطقه از عملکرد دولت حامد کرزای، رئیسجمهور افغانستان است. با این حال مقامات افغان از ترکیب اولین واحد از نیروی پاسداری عمومی افغان دفاع کرده و ادعا دارند این نیرو تنها زمانی قادر به اعاده امنیت به افغانستان خواهد بود که از افراد مشتاق به جنگ با طالبان صرفنظر از پیشینه قومیشان تشکیل شود.
معضل بزرگ
در حالی که قبایل سنی عراق برای جنگیدن با عوامل خارجی القاعده سازماندهی شده بودند در وردک اکثر شورشیها از مردم محلی هستند.
روشنک وردک، نماینده حوزه انتخابیه سیدآباد در پارلمان افغانستان معتقد است این نیرو برای مقابله با طالبان موثر نیست چراکه آنان نمیتوانند به روی دوستان و آشنایان خود که به صفوف طالبان پیوستهاند، آتش بگشایند.
حتی آنانی که با شورشیها رابطه ندارند و از طالبان حمایت به عمل نمیآورند هم از ترس انتقامگیری این گروه حاضر به پیوستن به این نیرو نیستند. وردک میگوید: طالبان در این منطقه حضوری فعال و همهجانبه دارد. او میافزاید: به همین دلیل حتی آنانی که با طالبان مخالف هستند هم از ترس به این نیرو نخواهند پیوست.
شکست مهاجمان
با این حال کم نیستند کسانی که به طمع اسلحهای مجانی، حقوقی ماهانه و امتیازاتی که عضویت در این نیرو به همراه میآورد ممکن است به آن بپیوندند.
فاضل قاضیزاده، از ساکنان منطقه چاک میگوید: اکثر ما رویای داشتن پول برای تامین معیشت خانواده و سلاحی برای حفاظت از خود و بستگانمان را داریم. او با گفتن این که هر قبضه کلاشینکف 600 دلار قیمت دارد و اکثر مردم قادر به پرداختن چنین پولهایی نیستند، میافزاید: در نیروی پاسداری به ما اسلحه رایگان میدهند و کارت شناساییای دریافت میکنیم که ما را از مزاحمتهای پلیس رها میسازد با این حال علاقهای به جنگیدن با طالبان نداریم.
دورنمای جنگهای قومی
سرازیر شدن سلاح میتواند رقابتهای قومی گذشته را احیا کند. به عنوان مثال در ناحیه چاک بخش اعظم افرادی که به نیروی پاسداری پیوستهاند از گروهی حامی دولت اما افراطی به نام اتحاداسلام هستند که متهم به نقض حقوق بشر در دهه 1990 میلادی است.
با وجود تفاوتهای شبهنظامیان قبایلی و نیروی پاسداری، هر دو پیشینهای مناقشهانگیز در افغانستان دارند. در برخی مناطق شرق افغانستان، ریشسفیدهای روستاها و شهرهای کوچک نیرویی تحت عنوان اربکای تشکیل میدهند که مسوولیت تامین امنیت را برعهده داشتند. اربکای مستقل از دولت عمل میکند و از ریشسفیدهای محلی دستور میگیرد.نیروی پاسداری عمومی افغانستان قابل مقایسه با اربکای نیست چرا که اربکای از نیروهای داوطلب بومی تشکیل شده است که تحت فرمان رهبران قبایلی عمل میکنند در حالی که نیروی پاسداری توسط نیروهای آمریکا تشکیل شده و اعضایش بابت فعالیتشان در این نیرو حقوق دریافت میکنند. هر چند اربکای در پارهای موارد در مقابله با طالبان موفق عمل کرده اما این گروهها انگیزه چندانی برای جنگیدن با طالبان ندارند.با وجود تجربه موفقیتآمیز شوراهای بیداری هیچ تضمینی برای موثر واقع شدن نیروی پاسداری در اعاده امنیت به افغانستان وجود ندارد. تجربه قبلی مسلح ساختن جوانان روستاها و شهرهای کوچک جنوب افغانستان با حمایت ناتو برای مقابله با طالبان با شکست مواجه شد اما این بار آمریکاییها امیدوارند تلفیق دو مولفه تشکیل نیروی آموزشدیده و ترریق پول برای ایجاد انگیزه نتیجهای متفاوت به دست دهد.
***
پس از اعزام اولین واحدهای نظامی ارتش ایالاتمتحده به افغانستان در اکتبر سال 2001 میلادی با هدف ساقط کردن حاکمیت طالبان جنگ افغانستان همیشه موضوعی حاشیهای در سیاست خارجی واشنگتن بود تا این که باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا در روز 20 ژانویه سال جاری میلادی با طرحی تازه برای تمرکز بر جنگ با تروریسم، سکان هدایت کاخسفید را به دست گرفت.
بررسی تاریخ افغانستان نشان میدهد مهاجمان خارجی همیشه در این کشور با شکست مواجه شدهاند. اکنون و با گذشت 7 سال از اشغال افغانستان توسط ارتش ایالاتمتحده به نظر میرسد این کشور با همان مشکلاتی در افغانستان مواجه شده است که مهاجمان قبلی هم با آنها دست به گریبان بودهاند.
اوباما نزدیک به یک ماه قبل از استراتژی جدید آمریکا در مبارزه با تروریسم پرده برداشت که در آن نهتنها برنامهای برای خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان پیشبینی نشده است بلکه این کشور به محور جنگ با تروریسم تبدیل خواهد شد. این مساله برخی جناحهای سیاسی در آمریکا و بویژه جناح ضدجنگ و دمکرات را به موضعگیری واداشت. اعضای این جناح نگرانند استراتژی جدید ارتش این کشور را بیش از گذشته در باتلاق افغانستان گرفتار کند.
با فرا رسیدن بهار؛ قلل برف گرفته نواحی کوهستانی حدفاصل مرزهای افغانستان و پاکستان بار دیگر جان میگیرند تا فصل جدیدی از نبردهای خونبار بین نیروهای آمریکایی و شبهنظامیان طالبان آغاز شود. در چارچوب استراتژی اوباما قرار است 11 هزار نیروی تازهنفس به استانهای جنوبی هلمند و قندهار اعزام شده و 4هزار نیروی دیگر برای آموزش نیروهای امنیتی افغان راهی افغانستان شوند.
با تکمیل روند انتقال این نیروها به افغانستان، مجموع نیروهای آمریکایی مستقر در افغانستان به 60هزار نفر میرسد در حالی که ناتو هم 30 هزار نیرو در این کشور دارد.
اتحاد جماهیر شوروی سابق در بخش اعظم دوره دهساله اشغال افغانستان حدفاصل سالهای 1979 تا 1989 میلادی حدود 120 هزار نیرو در افغانستان مستقر کرده بود با این حال در پایان با شکست خاک افغانستان را ترک کرد. تمامی ارزیابیهایی که پس از عقبنشینی ارتش سرخ از افغانستان انجام شد متضمن این نتیجه بود که توفیق در آرام ساختن اوضاع افغانستان به نیم میلیون سرباز نیاز دارد و حتی در صورت تامین این حجم از نیرو هم کوههای سربه فلک کشیده مانع از اقدام آنها علیه جنگجویان پشتون و قلع و قمع قطعی آنان بود.
با گذشت 2 دهه همین مولفهها به عنوان جدیدترین مشکلات فراروی ارتش آمریکا برای غلبه بر شورشها رخ مینماید. سرلشگر دان مکنیل، فرمانده پیشین «نیروهای کمک به تامین امنیت افغانستان» یا ایساف در ژوئن سال گذشته میلادی در گفتگو با هفتهنامه آلمانی اشپیگل تاکید کرده بود پیروزی در افغانستان مستلزم افزایش تعداد نیروهای مستقر در این کشور به 400 هزار نفر است.
واقعیت این است که تامین این نیرو هم نمیتواند آهنگ نبرد در افغانستان را تغییر دهد. نیروهای طالبان اکثرشان از پشتونها هستند که در بین مردم عادی زندگی میکنند.
مترجم : رضا سادات
منبع: MSNBC
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: