تهاجم امریکا به عراق اگرچه از مدتها پیش از آن از سوی کارشناسان محتمل بود ؛ اما تقریبا کمتر کسی گمان می کرد که چنین حمله ای در مدت زمانی کوتاه به نتیجه برسد
کد خبر: ۲۴۶۰۳
؛ بلکه سخن از مقاومت جدی عراقیها و در پی آن جنگی فرسایشی در میان بود.
سرانجام حمله آغاز شد ؛ اما مقاومتی صورت نپذیرفت تا عراق بسادگی و در فاصله ای کوتاه به تصرف اشغالگران درآید. کارشناسان و تحلیلگران هنوز درباره علل این امر پاسخی قاطع نداده اند و اگرچه نظرات گوناگونی مطرح شده و بخصوص از تبانی میان مهاجمان و مدافعان سخن می گویند؛ اما به نظر می رسد برای روشن شدن این دلایل هنوز باید منتظر ماند. مقاله حاضر که به قلم یک کارشناس مسائل بین المللی به تحریر درآمده ، می کوشد تا دلایلی را در این باره ذکر کند که جای تامل دارد. سقوط زودهنگام و سریع شهر بغداد و عدم مقاومت لازم و قابل پیش بینی توسط نیروهای عراقی سبب شد که این پرسش در اذهان تحلیلگران سیاسی و نظامی پدید آید که علت سقوط سریع این شهر در چه بوده است؛ البته ساده ترین پاسخ این است که میان حاکمان عراق و نیروهای اشغالگر تبانی صورت پذیرفته است . بخصوص این که برخی از منابع خبری غربی توسط رسانه های گفتاری و نوشتاری ، درصدد القای این تبانی برآمدند. به نظر می رسد حتی اگر تبانی هم صورت پذیرفته باشد ، بهتر آن است که از اوضاع عراق و عوامل سقوط سریع بغداد یک ارزیابی عمیق و همه جانبه به عمل آید تا بسیاری از زوایای این معما روشن شود.
1- عراق در سالهای نخستین دهه 80میلادی و در زمانی که ارتش تا بن دندان مسلح آن کشور ، بخشهای وسیعی از خاک ایران را به اشغال درآورد ، از یک ارتش کلاسیک مدرن و با تجهیزات فراوان برخوردار بود و مردم عراق که تا آن زمان جنگی را پشت سر نگذاشته بودند ، روحیه ای قوی داشتند ؛ ولی 8سال جنگ ، هم توان نظامی عراق را کاهش داد و هم مردمی زخم خورده و خسته از جنگ بر جای گذاشت . با این وجود به علت حمایت های مالی و لجستیکی که از رژیم صدام به عمل می آمد، ناتوانی نظامی ترمیم شد؛ ولی حمله به کویت و سپس اخراج آن توسط نیروهای ائتلافی ضمن آن که روحیه مردم عراق را تضعیف کرد، دیگر فرصتی برای صدام فراهم نکرد که ضعف نظامی خود را ترمیم کند و سپس تحریم های 13ساله که بر عراق تحمیل شد ، سبب شد که این کشور از نظر اقتصادی ، نظامی ، سیاسی هر روز بیشتر تحلیل برود؛ به طوری که جبران آن تقریبا ناممکن باشد. در آغاز سال 2003میلادی ، عراق در ضعیف ترین سطح از نظر نظامی ، اقتصادی ، سیاسی و روحیه مردمی قرار داشت.
2- صدام به لحاظ اطمینان به فرانسه و روسیه مبنی بر استفاده از حق وتو درباره قطعنامه جدید که مجوز حمله را صادر می کند و این تصور غلط که امریکا بدون قطعنامه جدید از شورای امنیت حمله نخواهد کرد، هرگونه تهاجم و اشغال به خاک عراق را تصور نمی کرد و لذا از آمادگی های لازم برخوردار نبود.
3- عراق طرح نظامی صحیح و اصولی نداشت . اندرو گیلیگان ، خبرنگار بی .بی .سی در بغداد با یک سرهنگ گارد جمهوری عراق در بغداد مصاحبه ای کرد. این افسر عراقی که مسوولیت 600سرباز را به عهده داشت ، در پاسخ به یکی از پرسش ها بیان کرد: (طرح نظامی ، طرح غلطی بود. اگر این طرح درست بود، شاید می جنگیدیم . همه اش اشکال بود تنها اگر به فرودگاه نگاه کنید که همین طور رها شد تا اشغال شود، متوجه می شوید در شرایطی جنگی ، چنین طرحی احمقانه است).
4- استراتژی نظامی عراق بر مبنای حفظ شهرها بود و عراقیها تصور می کردند که نیروهای مهاجم ، یک به یک شهرها را اشغال خواهند کرد؛ لذا مقاومت های شهری را تا حدودی استحکام بخشیدند. به طوری که نیروهای امریکایی و انگلیسی در نیمه اول جنگ برای تسلط بر شهرهایی نظیر؛ ام القصر، بصره ، فاو، ناصریه و... دچار زحمت فراوان و تلفات شدند. تا جایی که مجبور شدند استراتژی دور زدن شهرها را جایگزین تسلط بر شهرها کنند و به این ترتیب مار 500کیلومتری تشکیل شد و از آنجایی که ارتش عراق برای حملات خارج شهری و جنگهای نامنظم و پارتیزانی آمادگی و برنامه ریزی نداشت ؛ لذا ملاحظه شد که نتوانست ضربه ای بر این مار 500کیلومتری وارد کند.
5- مهاجمان از بالاترین قدرت و توان نظامی برخوردار بودند و با تمام قدرت بر عرصه نبرد وارد شدند. بدون توجه به این که کشور مقابلشان از ضعف شدید نظامی برخوردار است . انتقال حدود 250هزار نظامی و با اعزام بزرگترین و مجهزترین ناوهای جنگی به آبهای مدیترانه و خلیج فارس نشان دهنده آمادگی رزمی امریکا و انگلیس بود و آرایش نظامی آنها به شکلی بود که کشور کوچک و ضعیفی نظیر عراق در چنگال آنها گرفتار شده بود و هیچ تحرک قابل توجهی نمی توانست از خود بروز بدهد.
6- در طول 20روز جنگ ، به نوشته مجله
DeffenceNews (دیفنس نیوز) ارتشهای مهاجم ، 41هزار سورتی پرواز انجام دادند و 30هزار بمب پرتاب کردند. 1800هواپیمای جنگی امریکایی در عملیات شرکت داشتند. از 30هزار بمب پرتاب شده ، 19هزار و 948بمب ، ماهواره ای و لیزری و 9251بمب ، معمولی بود. 1000موشک کروز که ضریب خطای آن 10متر و هزینه موشک یک میلیون و 200هزار دلار بود ، به مراکز نظامی و فرماندهی حزب بعث و مناطق مسکونی شلیک شد. 1500بمب خوشه ای پرتاب شد و مهاجمان از موشکها و بمبهایی استفاده کردند که برای بسیاری از کارشناسان نظامی ناشناخته بود. آنهایی که با اعداد و ارقام نظامی آشنایی دارند، بخوبی آگاهند که در طول 21روز این حجم حمله گسترده و مخرب می تواند چه پیامدهایی در بر داشته باشد، با توجه به این که وسعت خاک عراق تقریبا یک چهارم خاک ایران و جمعیت آن 24میلیون نفر است . گذشته از بمبهای 10تنی که قدرت تخریب آن وحشتناک است ، بمب افکن های B52 امریکایی ، بر روی مناطق نظامی و سنگرهای عراقی ها به تعداد بیشمار بمب می ریختند. در زیر آماج حملات هوایی ، نیروها و شهروندان عراقی اگر در خاج پناهگاه توقف می کردند، کشته می شدند و اگر به پناهگاه ها می رفتند، بعد از خروج از پناهگاه با انبوهی از سربازان و تجهیزات نیروهای اشغالگر روبه رو می شدند که توسط بالگردهای امریکایی و انگلیسی هلی برد شده بودند و در چنین وضعیتی فراروی نیروهای عراقی یک راه وجود داشت ؛ و آن هم تسلیم . همان سرهنگ عراقی در مصاحبه با اندرو گیلیگان ، خبرنگار بی .بی .سی در بغداد اظهار می کند: دستور این بود که در موقعیت خودتان بمانید و هنگام بمباران پناه بگیرید و مخفی شوید، از همان اول معلوم بود که ما قدرت نظامی برابری نداریم . موضوع دیگری که به ما خیلی ضربه زد، حمله هوایی بود که تانکها و تجهیزات ما را نابود کرد و تقریبا پیش از این با چنین چیزی روبه رو نشده بودیم.
7- امریکایی ها و انگلیسی ها به پشتوانه توانمندی های تکنیکی به گونه ای عمل کردند که رادارهای عراقی ها قفل شدند و هر گونه فعالیت هوایی را از نیروهای عراقی سلب کردند، به طوری که بغداد قادر نبود به مواضع دشمن حتی یک حمله هوایی کند و در عمل نیروهای هوایی عراق به جای پرواز در آسمان ها و غرش بر فراز نیروهای امریکایی و انگلیسی ، زمین گیر شدند.
8- از مدتها قبل ، امریکایی ها به اشکال مختلف به شخصیت های نظامی و سیاسی عراق پیغام ارسال می کردند که دست از مقاومت بردارند و در صورت همکاری با مهاجمان پاداش هایی برای آنان در نظر گرفته می شود و به این ترتیب میان افسران عراقی و رجال حزب بعث تردید به وجود آوردند؛ به طوری که مقاومت ، کاهش یافت و احتمالا در خصوص بعضی از مقامات عراقی ، همکاری با اشغالگران افزایش پیدا کرد. صدام در یکی از آخرین پیامهایش از افسران و رهبران حزب بعث درخواست کرد به سوگندی که خوردند وفادار باشند. این پیام نمایانگر آن است که تردیدهایی در مقامات نظامی عراق ملاحظه شد.
9- در طول جنگ حدود 31میلیون اعلامیه تبلیغاتی در سطح عراق و میان شهروندان عراقی توزیع شد که در این اعلامیه ها ضمن بی اعتبار کردن رژیم عراق ، به آنها وعده داده شد که در صورت مقاومت نکردن ، آینده ای درخشان برای آنها ورق خواهد خورد. قطعا این حجم سنگین اعلامیه با توجه به مطالب و مضامین آنها بر روحیه مردم عراق تاثیر گذاشت و مقاومت را کاهش داد.
10- از زمان شروع حمله ، نیروهای مهاجم یکی از مراکزی را که به طور دایم آماج حملات خود قرار داده بودند، مراکز اطلاع رسانی عراقی ها نظیر: رادیو و تلویزیون بود تا پیامهای رهبران عراق و اخبار جنگی به مردم عراق ابلاغ نشود و درمقابل امریکایی ها و انگلیسی ها توسط امواج رادیویی از مردم عراق می خواستند تا مقاومت نکنند و بامهاجمان همکاری کنند و اخبار غلط جنگ را پخش می کردند و یک جنگ روانی - تبلیغاتی به راه انداخته بودند.
11- اخبار شکسته شدن مقاومت در شهرهای جنوبی و تسلط بر آنها توسط نیروهای مهاجم ، سبب تضعیف روحیه نیروهای مردم و ارتش در سایر شهرها بخصوص بغداد شد.
12- حداقل در نیم قرن اخیر نشان داده شد که فرماندهان ارتش های عربی در عملیات نظامی بسیار ضعیف عمل می کنند ، نتایج جنگهای اعراب با اسرائیل دلالت بر این ادعاست که بارزترین آن در جنگ 1967 بود که ارتشهای عربی در فاصله 6روز زمین گیر شدند و هرگونه تحرک نظامی از اعراب گرفته شد. با توجه به این که شخصیت های ارزشمند نظامی ، نظیر مرحوم جمال عبدالناصر در راس قدرت قرار داشتند.
13- حضور و همراهی برخی از روحانیون در کنار نیروهای امریکایی و انگلیسی ، در شکست مقاومت در عراق موثر بوده است . از جمله این روحانیان می توان از آقای عبدالمجید خویی ذکر کرد که در روز سوم آوریل ، نیروهای انگلیسی او را به داخل شهر مقدس نجف اسکورت کردند و در آنجا نیروهای امریکایی برای او محافظ گماردند و بعد از کشته شدن او، پل ولفوویتز، معاون وزیر دفاع امریکا گفت : «مرگ آقای خویی برای امریکا، یک شکست محسوب می شود.»
14- عملکرد 3دهه گذشته رژیم عراق و برخوردهای خشن با مردم سبب شد تا شکافی عمیق میان مردم و رژیم پدیدار شود ؛ به طوری که این احساس در مردم به وجود آمد که سقوط رژیم هر چه سریعتر ، بهتر ؛ لذا سبب شد در بخشهایی که مردم چنین تحلیلی داشتند، نه تنها در مقابل اشغالگران مقاومتی صورت نپذیرد؛ بلکه جاده صاف کن مهاجمان نیز باشند.
15- این احتمال هم وجود دارد که رژیم بعثی عراق جا را خالی کرده است تا سکان مدیریت کشور در دست مهاجمان قرار گیرد و مردم عملکرد آنها را ببینند و به قضاوت بنشینند و آن گاه هسته های مقاومت مردمی شکل گیرد و جنگ واقعی میان مردم و اشغالگران آغاز شود؛ مساله ای که این روزها طلیعه آن آشکار می شود، تغییر سریع جی گارنر و جایگزین کردن برمر است که می توان آن را موید عملکرد غلط مهاجمان تلقی کرد. این دلایل بعضی از علل شکست ارتش عراق و سقوط غیرمنتظره بغداد را بیان می کند و البته مجموعه دلایل فوق ، این مساله را که احتمالا تبانی صورت گرفته است ، نفی نمی کند.