نرگس؛ ملودرام اجتماعی

بهمن سال 1370 بود، دهمین جشنواره فیلم فجر، آن سال فیلم‌های خوب تعدادشان کم نبود: بانو (داریوش مهرجویی)‌، خانه خلوت (مهدی صباغ‌زاده)‌، مسافران (بهرام بیضایی)‌، نیاز (علیرضا داود‌نژاد)‌، ناصرالدین‌شاه آکتور سینما(محسن مخملباف)‌، زندگی و دیگر هیچ (عباس کیارستمی)‌، هور در آتش (عزیز‌الله حمیدنژاد)‌، بدوک (مجید مجیدی)‌ و... اما یکی از غافلگیری‌های بزرگ آن سال متعلق به رخشان بنی‌اعتماد بود، فیلمساز جوانی که تا قبل از آن 3 فیلم اجتماعی در حوزه شهر و مناسبات اقتصادی مردمان آن ساخته بود: خارج از محدوده، زرد قناری و پول خارجی.
کد خبر: ۲۲۶۴۰۲

این سه فیلم اگر چه آثار بدی نبودند و توجهات بسیاری از صاحب‌نظران را هم به خود جلب کرده بودند و حتی برای بنی‌اعتماد، یک جور شناسه تالیفی خاص شکل داده بودند، اما در هر حال فراتر از یک کار متوسط به نظر نمی‌آمدند.
برای همین برای بسیاری از مخاطبان جشنواره دهم فجر هم، این انتظار شکل گرفته بود که چهارمین اثر بلند سینمایی بنی‌‌اعتماد هم کاری در حد و ردیف آن سه اثر قبلی شد. اما این انتظار با یک عزیمت بلند مواجه شد و از همین رو آن غافلگیری برای خیلی‌ها به وجود آمد. داوران جشنواره فیلم فجر، نرگس را بسیار پسندیدند و برای آن از بین 11 عنوان کاندیداتوری، 3 جایزه و 3 تقدیر در نظر گرفتند و عملا بعد از فیلم مسافران، مطرح‌ترین فیلم جشنواره سال 1370 از این حیث بود. جایزه‌ها عبارت بود از بهترین کارگردانی برای رخشان بنی‌اعتماد، تقدیر از بازی فریماه فرجامی، بهترین موسیقی متن برای محمدرضا علیقلی، تقدیر از پرویز آبنار برای صدابرداری و دیپلم افتخار برای فیلمبرداری حسین جعفریان. اما جدا از دوران، منتقدها نیز نرگس را با واکنش‌های بسیار مثبت مورد استقبال قرار دادند و از روز پنجم جشنواره که نوبت نمایش این فیلم فرا رسید، یادداشت‌های تحسین‌برانگیزشان در مطبوعات و رسانه‌ها درج شد. مسعود مهرابی، مدیر مسوول ماهنامه فیلم درهمان روزهای جشنواره چنین نوشت: «نرگس ساخته غمخوار واخورده‌ها   رخشان بنی‌اعتماد  چراغ روز پنجم جشنواره را روشن کرد. بازی‌‌های خوب، شخصیت‌پردازی خوب، نورپردازی خوب، فیلمبرداری خوب، قصه خوب، تیتراژ خوب، میزانسن خوب و... پس از 3 فیلم خارج از محدوده، زردقناری و پول خارجی. بنی‌اعتماد اینک بهترین و کامل‌ترین فیلم خود را ساخته است. در میان خیل مردان فیلمساز و سینمای مردسالار ایران، یک زن به هر حال از پس کاری مهم برآمده است. پیش از این چه برای مصرف داخلی و چه برای تبلیغ خارجی سینمای ایران به زنان فیلمساز بالیده است.

حالا با نرگس رویا به واقعیت نزدیک‌تر شده است. در فروردین سال 1372 که مراسم اهدای جوایز به فیلم‌های برگزیده منتقدان و نویسندگان سینمایی، برپا شده بود، نرگس یکی از 2 اثر برگزیده اعلام شد و در متنی که در ستایش این فیلم تنظیم شد، آمده بود: «نرگس حکایت آدم‌هایی است که نه تیپ بلکه شخصیت‌ها و انواع‌های زنده و متحول اجتماعی‌اند، از یک سو خود را فرا می‌برند و از طرف دیگر با فرابردن خود مرزهای جامعه را جابه‌جا نکنند و مهم‌تر از همه افق‌های دید تماشاگر را گسترش می‌دهند. این آدم‌ها در کنش و واکنش‌ زندگی دست به انتخاب می‌زنند و رو به افق فردا دارند و درست همین‌جاست که واقعیت هنر بر واقعیت زندگی غلبه می‌کند یعنی که هنر همان تصویر مکرر و دقیق زندگی نیست چیزی فراتر از اینهاست: عبور از واقعیت به سوی حقیقت... و این آن چیزی است که نرگس را به نقطه عزیمت سینمای اندیشمند و اجتماعی رخشان بنی‌اعتماد بدل می‌کند.

داستان فیلم نرگس، حول و حوش زنی میانسال با گذشته‌ای تباه و تاریک به نام آفاق می‌گردد که با مرد جوانی به نام عادل که به ناچار او را به عقد خود درآورده است، از طریق دزدی امرار معاش می‌کند. عادل به شکلی تصادفی با دختری فقیر به نام نرگس آشنا می‌شود و آفاق با عادل توافق می‌کند که خود را مادر او جا بزند و به خواستگاری نرگس برود. آن دو ازدواج می‌کنند و عادل در حین یک دزدی دستگیر می‌شود. در طول حبس، آفاق سراغ نرگس می‌رود و هر دو با یکدیگر همدلی می‌کنند. وقتی که عادل آزاد می شود، رازش نزد نرگس گشوده می‌شود. پس از آن عادل به تحریک آفاق و به همراه یعقوب  مال‌خر پیر آنها  تصمیم به یک دزدی کلان می‌گیرند تا با‌ آن پول برای همیشه به شهری دیگر بروند. یعقوب دستگیر می‌شود، اما عادل و آفاق می‌گریزند. طی یک کشمکش در یک بزرگراه بین عادل و آفاق با نرگس (که می‌خواهد پول را تحویل پلیس بدهد)‌ نرگس تصمیم می‌گیرد برای همیشه آنها را ترک کند. عادل نیز در پی او می‌رود و آفاق ناامید و پاکباخته در یک حالتی از گیجی و بهت از وسط بزرگراه می‌گذرد و در برخورد با یک کامیون می‌میرد.

فیلمنامه نرگس متعلق به رخشان بنی‌اعتماد و فریدون جیرانی بود. بنی‌اعتمادکه پس از پول خارجی تحقیق مفصل و گسترده‌ای را روی زنان بی‌سرپرست آغاز کرده بود تا از نتایج آن برای ساخت یک مستند اجتماعی راجع به زنان اقشار فرودست استفاده کند، به موازاتش جیرانی نیز روی طرحی کلی راجع به مسائل اشتغال زنان تحقیق می‌کرد. بنی‌اعتماد و جیرانی از قبل تجربه همکاری در نگارش فیلمنامه را داشتند و این علایق مشترک روی طرح‌های مربوط به زنان باعث شد تا طی یک همکاری مشترک دیگر، فیلمنامه نرگس را خلق کنند. داستان و آدم‌های این فیلمنامه بتدریج از دل قصه‌‌ها، طرح‌ها و ایده‌های مختلف شکل گرفتند. بنی‌اعتماد در این باره گفته است: «ساعت‌ها صحبت کردیم. این طور نبود که حرف بزنیم و بخواهیم قصه بنویسیم. مجموعه همه برخوردهایی که طی این مدت حرف زدن داشتیم به نوشته مختصری بدل شد. او چیزهایی پیشنهاد می‌کرد و من... قابل تفکیک نیست که کدام بخش از کیست.»

رخشان بنی‌اعتماد قبل از آغاز فعالیت‌های حرفه‌ای سینمایی‌اش در امر فیلمسازی، عمدتا در زمینه‌ مستند اجتماعی کار می‌کرد. آثاری از قبیل تدابیر اقتصادی جنگ، فرهنگ مصرفی، اشتغال مهاجرین روستایی در شهر و تمرکز که از سال 1359 پس از اشتغال در سازمان صدا و سیما برای تلویزیون ساخته است، نمونه‌ای از این فعالیت‌ها است که البته چنین گرایشی سال‌ها بعد هم در بستر سینمای حرفه‌ای باقی‌ می‌ماند، کما این که فیلم‌هایی از قبیل روزگار ما که مستندی راجع به لایه‌های زیرین اجتماع در ایام انتخابات ریاست جمهوری است براساس این گرایش ساخته شد. نرگس نیز بر مبنای این گرایش شکل گرفته است و شاید یکی از اساسی‌ترین عوامل صمیمیت جاری در آن، همین استناد به واقعیت‌های پنهان اجتماعی باشد. رخشان بنی‌اعتماد در 3 فیلم اولش به اقشار متوسط جامعه که زمینه‌های رشد و پرورش‌شان به دلایل مختلف متوقف شده بود، پرداخته و تغییرپذیری و نابودی ویژگی‌های هنجاری و آرمانی‌شان را بر بستر مناسبات اجتماعی بررسی می‌کرد، اما در فیلم نرگس، او نگاه خویش را به قشرهای واخورده‌تر جامعه مبذول کرده است که آسیب‌پذیری گسترده‌تری دارند. در اینجا دیدگاه اجتماعی فیلمساز که عبارت است از نقش و جایگاه فرد و جامعه و موقعیت و سرنوشت فرد در مواجهه با ناهنجاری‌ها و واپس‌زدگی‌های اجتماعی، به جوهره قصه و ساختمان و لایه‌های درونی فیلم انتقال یافته است، اما تفاوت بارز فیلم نرگس با آثار قبلی بنی‌اعتماد، محدودتر شدن شخصیت‌ها و در نتیجه گسترش میدان عمل فیلمساز در مورد آدم‌هایش است.

در فیلم نرگس، کار با مایه‌های ملودرام با ظرافت فراوان انجام گرفته است. بنی‌اعتماد با گزینشی حساب شده، درمانگاهی شلوغ را که مراجعانش اقشار محروم جامعه‌اند و جلوه‌ای از درد و رنج است، به عنوان اولین ملاقاتگاه عادل و نرگس در نظر گرفته است تا در واقع مایه‌های احساسی کار، بر مبنای یک واقعیت اجتماعی تلخ شکل بگیرد. به این ترتیب فیلم یکسره به سراغ زمینه‌های اجتماعی نمی‌پردازد و در آن تلاش شده است تا با بافت یک قصه قوی، عناصر ملودراماتیک کار نیز با قوت جریان پیدا کند. بی‌جهت نیست که طبق نظر برخی از منتقدان، نرگس اولین درام عشقی سینمای پس از انقلاب به شمار می‌آید. مثلث شخصیتی عادل  نرگس  آفاق، شبکه‌ای از روابط پیچیده انسانی  حسی را می‌گستراند که در دل آن حسرت‌ها، ناکامی‌ها و تردیدهای فراوانی نضج گرفته‌اند و شاخک‌های عاطفی مخاطب را تلنگر می‌زنند. نرگس به مثابه نیرویی مثبت و آفاق به عنوان جریانی قربانی شده، در دو سوی شخصیت منفعل و مردد عادل قرار گرفته‌اند تا مگر او را به سمت خود سوق دهند. رخشان بنی‌اعتماد به شکلی هوشمندانه از قطب‌بندی‌های متداول و کلیشه‌ای اخلاقی در ارزشگذاری آدم‌های فیلمش صرف‌نظر کرده است و برای همین است که شخصیت آفاق با آن همه شمایل بزهکارانه‌ای که با خود به همراه دارد، عاری از وجوه منفی نمایانه است و برعکس دل تماشاگر را با خود بشدت همراه می‌سازد و به جرات می‌توان گفت هنوز که هنوز است، جزو یکی از قدرتمندترین و به یاد ماندنی‌ترین شخصیت‌های زن در سینمای ایران است. این ویژگی با توجه به پایان تلخ و مصیبت‌‌باری که فیلمساز برای او رقم می‌زند شکلی مضاعف به خود می‌گیرد و به این ترتیب فیلمساز در کنار مغضوبین ودرماندگانی می‌ایستد که شرایط حاد اجتماعی و موقعیت‌‌های پیچیده فردی، آنها را به سمت و سویی غریب سوق داده است.

نرگس پس از 17 سال، همچنان جزو شاخص‌ترین نمونه‌های سینمای اجتماعی ایران و البته همچنین ژانر ملودرام سینمای ماست. این فیلم نقطه عزیمتی برای رخشان بنی‌اعتماد بود تا پس از آن ساخت آثار درخشانی همچون روسری آبی، زیر پوست شهر، روزگار ما و گیلانه را محقق سازد.

مهرزاد دانش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها