آنچه اهمیت دارد این که همه تعاریف در یک موضوع اشتراک دارند و آن رابطه عکس بین قیمت و مقدار کالای مورد تقاضا از سوی فرد است.
در اینجا برای بررسی بیشتر موضوع مورد بحث به ذکر چند نمونه از این تعاریف اشاره می شود: ارتباط منفی یا برعکس میان مقدار مورد تقاضا و قیمت را قانون تقاضا می گویند؛ یعنی وقتی قیمت بالا می رود مقدار تقاضا کاهش می یابد و برعکس، اغلب به رابطه منفی بین قیمت و مقدار، قانون تقاضا گفته می شود.
قانون تقاضا نشان دهنده رابطه عکس میان مقدار تقاضا برای کالا و قیمت کالا بوده و عنوان می دارد که با افزایش قیمت کالا، مقدار تقاضا برای آن کاهش یافته و بعکس با کاهش قیمت کالا، مقدار تقاضا برای آن کالا افزایش خواهد یافت.
بین قیمت و مقدار تقاضا رابطه ای معکوس وجود دارد و در قیمت های پایین تر، فرد مقدار بیشتری از کالا را می خرد. این رابطه معکوس بین قیمت و مقدار کالا، قانون تقاضا نامیده شده است.
قانون تقاضا بیان کننده آن است که وقتی قیمت افزایش یافت، مصرف کننده مقدار تقاضای خودش را کم می کند و بعکس وقتی قیمت کاهش می یابد، مصرف کننده مقدار بیشتری مصرف می کند و این یک قانون عملی است.
کارنامهای منحنی تقاضا و مفهوم آن
معمولا قانون تقاضا به وسیله یک خط که رابطه بین قیمت و مقدار تقاضاست نشان داده می شود.
این خط به منحنی تقاضا معروف است. منحنی تقاضا شیب نزولی دارد. صاحب نظران اقتصادی تعاریف متعددی از این مفهوم کرده اند که در اینجا به ذکر چند نمونه اشاره می شود: شکل هندسی تابع تقاضا منحنی تقاضا نامیده می شود. بین قیمت و مقدار تقاضا رابطه ای معکوس وجود دارد و در قیمت های پایین تر فرد مقدار بیشتری از آن کالا را می خرد. به همین سبب شیب منحنی تقاضا نزولی است. از چپ به راست.
قانون تقاضا به وسیله خطی با شیب منفی که منعکس کننده قیمت و واحدهای مقدار تقاضاست، بیان می شود. این خط منحنی تقاضاست.
یک ارتباط منفی یا برعکس بین مقدار مورد تقاضا و قیمت وجود دارد. وقتی قیمت افزایش می یابد مقدار تقاضا کاهش می یابد و برعکس. خطی که نقاط به دست آمده از جدول تقاضا را به هم وصل می کند، همان منحنی تقاضاست. هنگامی که روابط بین قیمت و تقاضا روی یک نمودار نشان داده می شود، منحنی تقاضا به وجود می آید. شیب منحنی تقاضا منفی است و این به رابطه معکوس بین قیمت و مقدار تقاضای فرد از یک کالا برمی گردد.
علت منفی بودن شیب منحنی تقاضا
هنگامی که از شیب تقاضا سخن به میان می آید به دنبال آن منحنی تقاضا نیز مطرح می شود. منحنی تقاضا خطی است با شیب منفی و این به قانون تقاضا برمی گردد.
در اینجا به ذکر چند مورد از دلایل منفی بودن شیب منحنی تقاضا پرداخته می شود.
اثر درآمدی: وقتی محصولی کاهش می یابد و دیگر عوامل ثابت باقی می مانند، مصرف کننده افزایش درآمد واقعی خود را تجربه می کند. درآمد واقعی قدرت خرید درآمد پولی است.
اثر جانشینی: عامل دیگری که باعث منفی شدن منحنی تقاضا می شود اثر جانشینی کالای موردنظر است. هنگامی که قیمت یک کالا افزایش می یابد فرد مجبور است تقاضای خود را از آن کالا کمتر کند یا مجبور است آن کالا را با کالای دیگر جانشین کند.
یکی دیگر از دلایل منفی بودن شیب منحنی تقاضا مربوط به مطلوبیت نهایی و قانون نزولی بودن آن می شود. با هر بار استفاده از یک کالا مطلوبیت آن کالا برای فرد پایین می آید. بنابراین آنچه از موارد گفته شده فهمیده می شود این است که فرد نسبت به تغییر قیمت واکنش نشان می دهد. این واکنش به شکل های اثر درآمدی، اثر جانشینی و قانون نزولی بودن مطلوبیت نهایی نمود پیدا می کند.
سلمان کرمی