فیلم کودک با پیام رفاقت

 کمال مقدم جزو کارگردانانی است که او را با فیلم سینمایی «آرزوی اسب چوبی» می‌شناسیم و حالا به‌تازگی فیلم «سفر به لیمونیا»ی او روی پرده سینماست؛ آن هم در شرایط پس از آتش‌بس. او این فیلم را به کودکان میناب تقدیم کرده است. «عروسی سیندرلا» و «میجان و قصه کهربا» جزو آثار سینمایی کمال مقدم است و علاوه‌برآن تابه‌‌حال هفت هشت نمایش را روی صحنه برده است؛ «قاجارنامه» که اولین کار قاجاری با بچه‌ها بود، «سین» و «ناخودآگاه» جزو آثار تئاتری این هنرمند هستند. این کارگردان معتقد است نسل امروز با تکنولوژی بزرگ شده است و به همین جهت در سفر به لیمونیا دنیایی برای آنها خلق کرده که سرشار از جلوه‌های ویژه تصویری جذاب برای نسل جدید باشد. بخش زیادی از فیلم جلوه‌های بصری دارد و داستان حول یک غول لیمویی به نام لیمونیا در دنیایی خیالی می‌چرخد. این غول عاشق لیموست و خودش هم از لیموشیرین درست شده. به‌طورکلی مقدم در این کار تلاش می‌کند اهمیت دوستی و رفاقت را به بچه‌ها یادآوری کند. به همین بهانه با این کارگردان گفت‌وگو کردیم که در ادامه از نظر می‌گذرانید.
 کمال مقدم جزو کارگردانانی است که او را با فیلم سینمایی «آرزوی اسب چوبی» می‌شناسیم و حالا به‌تازگی فیلم «سفر به لیمونیا»ی او روی پرده سینماست؛ آن هم در شرایط پس از آتش‌بس. او این فیلم را به کودکان میناب تقدیم کرده است. «عروسی سیندرلا» و «میجان و قصه کهربا» جزو آثار سینمایی کمال مقدم است و علاوه‌برآن تابه‌‌حال هفت هشت نمایش را روی صحنه برده است؛ «قاجارنامه» که اولین کار قاجاری با بچه‌ها بود، «سین» و «ناخودآگاه» جزو آثار تئاتری این هنرمند هستند. این کارگردان معتقد است نسل امروز با تکنولوژی بزرگ شده است و به همین جهت در سفر به لیمونیا دنیایی برای آنها خلق کرده که سرشار از جلوه‌های ویژه تصویری جذاب برای نسل جدید باشد. بخش زیادی از فیلم جلوه‌های بصری دارد و داستان حول یک غول لیمویی به نام لیمونیا در دنیایی خیالی می‌چرخد. این غول عاشق لیموست و خودش هم از لیموشیرین درست شده. به‌طورکلی مقدم در این کار تلاش می‌کند اهمیت دوستی و رفاقت را به بچه‌ها یادآوری کند. به همین بهانه با این کارگردان گفت‌وگو کردیم که در ادامه از نظر می‌گذرانید.
کد خبر: ۱۵۵۳۱۱۷
نویسنده نسرین بختیاری-گروه فرهنگ و هنر
 
موضوع رقابت بین بچه‌ها برای شما چه جذابیتی برای فیلمسازی داشت؟
انجام مسابقه همیشه برای بچه‌ها هیجان‌انگیز است. در این سه روز که اکران داشتیم، وقتی نوبت به بخش‌های مسابقه می‌رسید، هیجان زیادی در بچه‌ها به وجود می‌آمد. چون گروه‌ها ترکیبی از دختر و پسر بودند. پسرها خیلی دوست داشتند ببرند و دخترها هم از آن طرف؛ اما واقعیت این است که من از این جذابیت استفاده کردم تا بگویم رفاقت چقدر خوب است. هدف این نبود که بگویم چه کسی برنده می‌شود یا می‌بازد بلکه می‌خواستم یاد بگیرند رفاقت از همه چیز مهم‌تر است و برد و باخت خیلی مطرح نیست بلکه دوستی‌ها و با هم بودن است که ارزش دارد. درواقع همین اتفاق در فیلم من نیز می‌افتد. من از سال ۸۹ در ژانرهای مختلف به‌خصوص کمدی فیلم می‌ساختم اما این کمدی امروز کمدی من و زبان من نیست. به این دلیل که ساخت ژانرهای اجتماعی هزینه‌های زیادی دارد و بازیگرانی که کار می‌کنند، به آن اندازه که باید، ممکن است دیده نشوند. برای همین فکر کردم باید بعد از ۲۵ سال فعالیت در سینما کاری انجام دهم. گاهی فیلم‌های کمدی‌ای که ساخته می‌شوند، با شوخی‌های سطحی و بداهه پیش می‌روند و من به‌عنوان کارگردان یا مخاطب حاضر به پذیرش آن نیستم. از طرف دیگر فیلم‌های جدی ما شاید نفروشند اما این‌گونه فیلم‌ها (فیلم‌های کمدی) فروش می‌کنند. از بزرگان سینما یاد گرفته‌ام که کارگردان رسالتی برای آگاهی‌بخشی دارد و خجالت می‌کشم اگر فیلمی بدون اثربخشی بسازم. بنابراین ترجیح می‌دهم با ساخت فیلم کودک حرفی برای گفتن داشته باشم. کمدی سطحی برای پول‌درآوردن مربوط به من نیست. بعد از ساختن کمدی‌های خوب که هنوز پخش می‌شوند، دیگر حاضر نیستم آن‌گونه فیلم بسازم. دلم می‌خواهد برای بچه‌ها فیلم بسازم و حرفم را بزنم.
 به‌جز نشان‌دادن مفهوم رقابت هدف اصلی شما در سفر به لیمونیا چه بود؟
در سال‌های گذشته با فیلم آرزوی اسب چوبی در جشنواره حضور داشتم و تجربه خوبی از آن به‌دست ‌آوردم. جالب است بگویم که کار سال بعدی هم مربوط به کودکان و فیلمی به نام «یالما»ست. در «سفر به لیمونیا» هدفم این بود به بچه‌ها نشان‌دهم باز کردن هر چمدانی می‌تواند آنها را به دنیایی دیگر ببرد. من رویا و واقعیت را با هم تلفیق کردم. هدفم این بود که جهانی جادویی برای بچه‌ها خلق کنم که در آن بخندند، بازی داشته باشند، حس امید را تجربه کنند و با هم بودن را یاد بگیرند. بچه‌ها در این فیلم با هم مسابقه می‌دهند و رقابت می‌کنند اما درنهایت می‌فهمند برد و باخت مهم نیست بلکه کنار هم بودن اهمیت دارد. همچنین تجربه حضور در جشنواره کودک و نوجوان به من کمک کرد تا این فیلم را بسازم. از نظر روان‌شناختی هم تجربه خوبی بود. چون از شاگردانم در کنار بازیگران حرفه‌ای استفاده کردم و نتیجه عالی شد. الان با خودم فکر می‌کنم کار درستی کردم. من دل بیشتر آدم‌ها و بچه‌ها را با این کارها شاد می‌کنم. رفاقت، با هم بودن و معرفت‌داشتن، اتفاقات بسیار زیبایی هستند که در فیلم تصویر شده‌اند. در داستان، بچه‌ها با هم کیک می‌پزند، همه با هم عذرخواهی می‌کنند و درنهایت می‌فهمند دوستی چقدر اهمیت دارد. شخصیت «غول لیمویی» هم در اوج خشم می‌بخشد و صاحب امتیاز بزرگی می‌شود. 
 ساخت فیلم برای کودکان و نوجوانان امروز که با انبوهی از رسانه‌های دیداری و شنیداری و بازی ویدئویی سروکار دارند، بسیار سخت است. چه مسائلی را برای ساخت فیلم برای این نسل در اولویت قرار دادید؟
درست است. تعداد کارگردان‌هایی که فیلم‌های کودک‌ونوجوان می‌سازند خیلی کم است اما به‌هرحال این یک بخش مهم از سینمای ایران است و بسیاری از کارگردانان بزرگ کارشان را با این ژانر آغاز کردند. سال‌هاست با بچه‌ها در حوزه نمایش و سینما کار می‌کنم. با افتخار می‌گویم هفت نمایش کودک کارگردانی کرده‌ام و در «جشنواره فانوس» رتبه اول را کسب کردیم؛ هرچند جشنواره به‌دلیل جنگ به تعویق افتاد. بیشتر بازیگرانم هنرجویان خودم هستند و هر روز با آنها درباره فیلم صحبت می‌کنم. در سال‌های گذشته با «میجان» و «سیندرلا» کار کردم و حالا «سفر به لیمونیا» و سال بعد «یالما». بچه‌ها عاشق هیجان و فضای شاد هستند. البته پارسال فیلم‌هایی وجود داشت که بچه‌ها را می‌ترساند و من مخالف چنین آثاری هستم. هدفم این است که بچه‌ها را بخندانم، شاد شوند و لذت با هم بودن را به آنها منتقل کنم. بچه‌ها هیجان را دوست دارند. برای همین از جلوه‌های ویژه بصری زیاد استفاده کردم. در آثار خارجی هم می‌بینید که جلوه‌های بصری برای کارهای کودک بسیار جذاب است. من دنیای فانتزی را با لوکیشن‌های شاد و رنگارنگ ترکیب کردم. اگر بچه‌ها فیلمم را ببینند، همه‌چیز پر از رنگ و بامزه است. حتی پوستر فیلم پر از رنگ است و بچه‌ها اینها را دوست دارند. در سیندرلا هم همین سبک را داشتم. اگر بخواهیم مستقیم چیزی به بچه‌ها یاد بدهیم، حوصله‌شان سر می‌رود. علت علاقه بچه‌ها به بازی‌های پلی‌استیشن این است که پر از هیجان است و آنها را جذب می‌کند. من اینها را تا جایی که توانستم در فیلمم پیاده کردم. موسیقی‌های فیلمم نیز هفت هشت قطعه با‌کلام است که پیام‌هایی مثل با هم بودن را منتقل می‌کند. به‌طور کلی فیلم‌های کودک دلی ساخته می‌شوند. 
 این نسل جدید از کودک‌ونوجوان را چطور شناختید؟ به غیر از هیجان، به چه چیزهایی علاقه دارند؟
سینمای کودک مهم‌ترین بخش سینماست. چون بچه‌ها آینده کشور را می‌سازند اما متأسفانه به آن بها نمی‌دهند. ما فقط در جشنواره‌ها دیده می‌شویم و این نسل با ما خیلی فرق دارد و خیلی رک حرف‌ها‌ و خواسته‌های‌شان را می‌گویند. این نسل راحت‌تر از ما زندگی می‌کنند. چون همه چیز برای‌شان فراهم است. به‌خاطر اینترنت و فضای باز، ذهن‌شان خلاق‌تر است و از ما جلوترند. من با فیلم سینمایی «گلنار» عاشق سینما شدم اما این بچه‌ها دیگر این‌شکل از فیلم‌ها را دوست ندارند و بیشتر دوستدار هیجان، موسیقی و تحرک هستند. آنها نسل بهتری هستند. چون همه‌ چیز در دسترس‌شان قرار دارد. کافی است این نسل را با دهه ۶۰ ما مقایسه کنید. ما چه داشتیم و بچه‌های این نسل چه دارند؟! بچه‌های این نسل با تکنولوژی سروکار دارند و من نیز در فیلمم با جلوه‌های بصری این را نشان دادم و غولی ساختم که کارهای بامزه و عجیب می‌کند؛ مثل یخ کردن یا لال‌ کردن آدم‌ها که بچه‌ها عاشقش هستند. کارهای کودک، آدم را جوان نگه می‌دارند. باید روحیه‌ای مثل بچه‌ها داشت. بزرگ‌شدن سریع اصلا اتفاق خوبی نیست. من با بزرگ ‌شدن زود بچه‌ها خیلی مشکل دارم. این اشتباه بزرگی است که بچه‌ها را قاطی هر حرفی کنیم. بچه‌ها را نباید برای دیدن هر فیلمی برد و مجموع اینها عواملی می‌شود که آنها زودتر بزرگ شوند. یعنی از نظر فکری حرف‌های آدم‌های بزرگ را یاد بگیرند و بزرگ‌تر از سن‌شان حرف بزنند. به‌طور کلی شناخت این نسل کار سختی است، اما من همه انرژی‌ام را در این زمینه به کار گرفتم. 
 چه پیشنهادهایی برای اکران بهتر فیلم‌های کودک دارید و فکر می‌کنید مشکل این نوع فیلم‌ها از چیست؟
مشکل اصلی اکران فیلم‌های کودک از پخش‌کننده‌هاست، چون به فیلم‌های کودک جا نمی‌دهند و فکر می‌کنند فیلم‌های طنز پول بیشتری درمی‌آورند. بیشتر پخش‌کنندگان به فرهنگ‌سازی اهمیت نمی‌دهند. تا قبل از جنگ و آتش‌بس معمولا شرایط این‌گونه بود که فیلم‌هایی فروش داشتند که پر از شوخی‌های جنسی و بی‌محتوا بودند. من همه فیلم‌ها را می‌بینم؛ حتی آنهایی که خجالت‌آورند. مشکل ما از پخش است. دلم می‌خواهد سینماهایی مخصوص کودک داشته باشیم، مثل «تالار هنر» که برای نمایش کودک است. اگر در هر شهر یک سینما مثل «یاس» برای کودکان باشد، تأثیرش را در پنج سال آینده می‌بینید. پیام فیلم‌های کودک، از مرضیه برومند تا طهماسب، همیشه همدلی و صداقت بوده و در هیچ فیلم کودکی‌دزدی یا کار خلافی را ترویج نمی‌کند. اگر سالن‌های کوچک‌۷۰ یا ۱۰۰نفره برای فیلم کودک اختصاص یابد، تأثیر بلندمدتی دارد. بچه‌ها امروز همه‌چیز را بلدند اما پیداکردن فیلم کودک سخت است. من با تمام پلتفرم‌ها کار کردم و می‌دانم متأسفانه از فیلم کودک حمایت نمی‌کنند. ما با ۲۰ بچه کار می‌کنیم که هر لحظه مشکلی دارند، درحالی‌که فیلم‌های کمدی بزرگسال با دو بازیگر معروف و شوخی‌های سطحی می‌فروشند. ما برای فرهنگ‌سازی کار می‌کنیم.
 چالش‌های کار با کودکان در سفر به لیمونیا چه بود؟
ما حدود ۱۸ بازیگر کودک‌ونوجوان داشتیم و کنترل این تعداد بچه خیلی سخت است. آنها کودک هستند و کار در فصل سرد، با زمین پر از برف و هوای سرد چالش‌برانگیز بود. باید شیطنت‌ها، دیرآمدن، زودرفتن و خستگی‌شان را مدیریت می‌کردیم. این کار صبر زیادی می‌خواهد. من صبور بودم و با کار کودکان صبورتر شدم. بسیاری از صحنه‌ها در هوایی فیلمبرداری شد که خیلی سرد بود.  برای حفظ روحیه بچه‌ها، آنها را به شهربازی و استخر می‌بردیم و غذاهایی به آنها می‌دادیم که دوست داشتند. فکر می‌کنم موفق بودیم. چون فیلم خیلی شیرین شده و این شیرینی در هر پلان دیده می‌شود. دلم می‌خواهد همه آن را ببینند.
newsQrCode
برچسب ها: سیندرلا
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها