خیابان‌کشی در بافت تاریخی یزد:

بین حفظ اصالت و ضرورت زندگی

در دل شهرهای تاریخی ایران، به‌ویژه در یزد که بافت کهن آن هویت و خاطره‌ی جمعی را در خود جای داده است، مسئله‌ی خیابان‌کشی در کوچه‌های باریک و پرپیچ‌وخم، همواره چالشی بغرنج بوده است. در یک سو، اصالت معماری و آرامش تاریخی نهفته در این کوچه‌ها قرار دارد و در سوی دیگر، نیازهای امروزینِ یک محله‌ی زنده؛ از دسترسی و تردد گرفته تا رونق اقتصادی و خدمات شهری، که همگی در گرو «ماندنِ مردم» در خانه‌هایشان است. حاصل گفتگوی خبرنگار جام جم آنلاین یزد با دکتر کاظم یاوری نسب، پژوهشگر و کارشناس مسائل شهری است که به واکاوی این معمای پیچیده می‌پردازد.
کد خبر: ۱۵۵۱۹۰۹

آقای دکتر یاوری نسب ، به نظر شما، خیابان‌کشی در بافت‌های تاریخی تا چه حد ضرورت دارد و چه آسیب‌هایی را به همراه دارد؟

خیابان‌کشی در بافت تاریخی، آن هم بافت‌های کهنی چون یزد، بدون تردید «بد» است. این مداخله، سیمای تاریخی و معماری را دگرگون می‌کند، دیوارهای اصیل و خانه‌های قدیمی را از بین می‌برد، آرامش تاریخی را برهم می‌زند و حتی می‌تواند به بناهای کهنه آسیب وارد کند. ورود ماشین‌ها و سر و صدا، آلودگی را افزایش می‌دهد و لرزش ناشی از تردد، فشار مضاعفی بر سازه‌های قدیمی وارد می‌کند. اما نکته‌ی مهم این است که این «بد» در برابر «بدتر» قرار می‌گیرد. آیا «انجام ندادن» و باقی ماندن در وضعیت فعلی، از این هم بدتر نیست؟

 

منظور شما از «بدتر» چیست؟

بافت تاریخی، متنی زنده است؛ نه فقط از سنگ و آجر، بلکه از ریتم زیستن، شبکه‌ی روابط اجتماعی و جریان روزمره‌ی زندگی. وقتی این متن زنده با فشار زمان روبه‌رو می‌شود، اگر با سخت‌گیری مطلق مواجه شود که هیچ حرکتی را مجاز نداند، یا برعکس، اگر کاملاً رها شود و میراث به نام پیشرفت تهی گردد، دچار گره‌های مدیریتی می‌شویم. این گره‌ها با نهی مطلق یا تصمیم‌های بی‌ملاحظه باز نمی‌شوند. گاهی لازم است با روز همراه شویم، مسیرهای رفت‌وآمد جدید و امکان فعالیت اقتصادی فراهم کنیم. آرمانِ حفظ کامل، اگر به معنای تعطیل کردن زندگی جاری باشد، به ضد خود تبدیل می‌شود.

 

پس به نظر شما، این یک انتخاب بین «بد و بدتر» است؟

دقیقاً. ما در برابر یک دوگانه‌ی فرساینده قرار داریم: یا «تمام شدن» یا «صفر شدن». نه ۱۰۰٪ مطلق، نه صفرِ مطلق. باید به دنبال راهی میان این دو بود؛ رسیدن به ۶۰ یا ۷۰ درصد برای نجات اصل موضوع، یعنی بقای محله. وقتی رونق اقتصادی از بین می‌رود، جمعیت محله را ترک می‌کند، خانه‌ها خالی و ناامن می‌شوند و بافت انسانی

محله از دست می‌رود. اگر خرید و فروش، اجاره و فعالیت‌های اقتصادی شکل نگیرد، محله برای نسل جوان جذابیت خود را از دست می‌دهد.

 

پیامدهای خالی شدن محله چیست؟

پیامدهای آن بسیار جدی است. اول، کاهش جذابیت و سپس مهاجرت ساکنان. خانه‌ها خالی می‌شود، کسب‌وکارها خاموش می‌گردند و چرخه‌ی زندگی می‌خشکد. در این مرحله، خطر اجتماعی نیز نزدیک می‌شود. خالی شدن تدریجی، زمینه‌ی ورود گروه‌هایی را فراهم می‌کند که نه بافت را می‌فهمند و نه در چارچوب نظم محله زندگی می‌کنند؛ از سرریز حاشیه‌نشینی تا آسیب‌های پنهان و ناامنی‌های آشکار. این روند، محله را از «جامعه» به «فضای بلااستفاده» تبدیل می‌کند.

 

راه حل چیست؟ چگونه می‌توان بین حفظ میراث و نیازهای امروزی تعادل برقرار کرد؟

راه حل، نه در نهی مطلق است و نه در توسعه‌ی بی‌مهار. باید با نگاهی واقع‌بینانه، آسیب‌های خیابان‌کشی را پذیرفت و در عین حال، ضرورت‌های زندگی امروز را نادیده نگرفت. هر مداخله‌ای باید با آگاهی کامل از تبعات آن انجام شود. شاید نیاز به رویکردهای خلاقانه‌تری باشد؛ مثلاً در نظر گرفتن مسیرهای دسترسی برای عابرین پیاده و دوچرخه‌سواران، ایجاد فضاهای عمومی کوچک و کاربردی، و یا تعریف کاربری‌های اقتصادی سازگار با مقیاس و هویت بافت تاریخی. هدف نهایی باید حفظ «جان» و «روان» محله باشد، حتی اگر به قیمت مصالحه با برخی آرمان‌های مطلق‌گرایانه تمام شود. ما باید فضایی را بسازیم که مردم بخواهند در آن بمانند و زندگی کنند، نه صرفاً موزه‌ای که از دور تماشا شود.

 

به ناگزیری خیابان‌کشی در برخی موارد اشاره کردید. اما آیا این اقدام به تنهایی کافی است؟ چه راهکارهای مکمل دیگری را برای حفظ اصالت و تقویت بافت اجتماعی ضروری می‌دانید؟

قطعاً خیابان‌کشی به تنهایی کافی نیست و نباید به عنوان «توجیه همه‌ی مشکلات» تلقی شود. ما باید به فکر برنامه‌هایی باشیم که در کنار این مداخلات کالبدی، زندگی سنتی و بافت اجتماعی را نیز تقویت کنند. این راهکارها می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

فعالیت‌های فرهنگی-اجتماعی: حمایت از راه‌اندازی فرهنگسراها، کلاس‌های آموزشی، خانه‌های فرهنگ یا پایگاه‌های هنری می‌تواند روح تازه‌ای به محله ببخشد.

احیای کارکردهای انسانی: بازگشایی مجدد مدارس درون محله‌ای، ایجاد کتابخانه‌ها و مراکز آموزش حرفه‌ای، ارتباط نسل‌های جدید را با هویت محله تقویت می‌کند.

مراکز گردهمایی جمعی: ساخت فضاهای عمومی مانند پارک‌های محله‌ای، باشگاه‌های ورزشی، کافی‌شاپ‌ها یا قهوه‌خانه‌های مدرن، فضاهایی برای تعامل و گردهمایی ساکنان فراهم می‌آورد.

مدیریت مشارکتی: همراه کردن ساکنان در فرآیند تصمیم‌گیری برای چگونگی مداخلات، حس تعلق و مسئولیت‌پذیری را افزایش می‌دهد.

طراحی خیابان ملایم و تدریجی: خیابان جدید نباید صرفاً یک خط صاف و ماشین‌رو باشد. می‌توان آن را با فرمت میدان-کوچه، پیاده‌محور و با تزیینات مناسب با هویت محله طراحی کرد تا کمترین جدایی فضایی و روانی را ایجاد کند.

این راهکارهای مکمل، خیابان‌کشی را از یک عامل صرفاً کالبدی به فرصتی برای بازتعریف و احیای روابط محله‌ای و اصالت انسانی تبدیل می‌کنند و حتی می‌توانند آغازگر رونق جدیدی در فرهنگ و رفتارهای اجتماعی محله باشند.

 

آیا تجربه‌ی عینی از این رویکردها در یزد یا شهرهای مشابه وجود دارد؟

بله، متأسفانه تجربه‌های عینی متعددی در محله‌های قدیمی یزد وجود دارد. در بسیاری از کوچه‌های باریک و خانه‌های رو به زوال، شاهد آن هستیم که محله‌هایی که زمانی شاداب، پرجمعیت و امن بودند، به دلیل بی‌توجهی و عدم به‌روزرسانی زیرساخت‌ها، رو به فقر و ناامنی رفته‌اند. در محله‌هایی که خیابان‌کشی هرگز رخ نداده، خانه‌ها یا متروک شده و به پاتوق افراد آسیب‌دیده تبدیل شده‌اند، یا کوچه‌ها به محل جولان بزهکاران تغییر یافته و نسل جوان تمایلی به حضور در این محلات ندارد.

در مقابل، در محله‌هایی که خیابان جدید، هرچند با تلخی و انتقاد اولیه، بازگشایی شده است، شاهد جان گرفتن کسب‌وکارهای محلی، بازگشت خانواده‌ها و احیای حس امنیت و امید بوده‌ایم. این نشان می‌دهد که رویکرد صرفاً حفظ ظاهری، بدون توجه به نیازهای حیاتی زندگی، نتیجه‌بخش نیست.

 

در سخن پایانی، چه پیامی برای مدیران شهری و برنامه‌ریزان دارید؟

سخن پایانی من این است: خیابان‌کشی در محله‌های قدیمی، تلخ و پرهزینه است، اما اغلب اجتناب‌ناپذیر. اگر تنها به ظاهرِ حفظ بافت اکتفا کنیم و ابزارهای نوین حیات‌بخشی به محله را کنار بگذاریم، نه تنها ساختار تاریخی، بلکه روح و زندگی آن را نیز از دست می‌دهیم. وظیفه‌ی شهریار و برنامه‌ریز، یافتن تعادلی سخت میان حفظ اصالت و تضمین زندگی روزمره است.

به جای تقابل مستقیم «خیابان‌کشی» در برابر «حفظ کامل بافت»، باید تمرکز را بر یافتن راهکارهای ترکیبی و هوشمندانه بگذاریم. این امر نیازمند همکاری نزدیک بین مهندسان ترافیک، معماران و مرمت‌گران، جامعه‌شناسان و مدیریت شهری است تا طرحی ارائه شود که ضمن رفع مشکل ترافیکی، تا حد امکان به اصالت و هویت تاریخی شهر یزد احترام بگذارد.

باید بپذیریم که خیابان‌کشی، اگر همراه با سیاست‌های فرهنگی، اجتماعی و انسانی اجرا گردد، می‌تواند به جای پایان یک محله، آغازی دوباره باشد. پس با اینکه بد است و با همه هزینه‌هایش، اما گاهی چاره‌ای نیست و باید انجام داد؛ نه برای نابودی گذشته، بلکه برای زنده نگه داشتن بخش عمده‌ای از هویت تاریخی محله برای آینده.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها